فهرست واژگان سطح C1 - وسایل نقلیه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد حمل و نقل، مانند "اتومبیل"، "برفروب"، "مینی بوس" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
automobile [اسم]
اجرا کردن

خودرو

Ex: Traffic congestion is a common issue in urban areas due to the high number of automobiles on the road .

ترافیک سنگین یک مشکل رایج در مناطق شهری به دلیل تعداد زیاد خودروها در جاده است.

cab [اسم]
اجرا کردن

تاکسی

Ex:

او کرایه تاکسی را با کارت اعتباری پرداخت کرد زیرا پول نقد نداشت.

اجرا کردن

اتوبوس دوطبقه

Ex: The cruise ship featured a double-decker design with restaurants and lounges on the upper level .

کشتی کروز دارای طراحی دو طبقه با رستوران ها و سالن های استراحت در طبقه بالا بود.

freight car [اسم]
اجرا کردن

واگن باربری (قطار)

Ex: Coal and minerals are often transported in large quantities in hopper freight cars .

زغال‌سنگ و مواد معدنی اغلب به مقدار زیاد در واگن‌های باری با قیف حمل می‌شوند.

اجرا کردن

قطار باربری

Ex: Freight train schedules are meticulously planned to ensure timely delivery of goods to customers .

برنامه‌های قطارهای باری به دقت برنامه‌ریزی می‌شوند تا تحویل به موقع کالاها به مشتریان را تضمین کنند.

اجرا کردن

ماشین حمل زباله شهری

Ex: Recycling programs often use separate compartments in garbage trucks to collect different types of materials .

برنامه‌های بازیافت اغلب از محفظه‌های جداگانه در کامیون‌های زباله برای جمع‌آوری انواع مختلف مواد استفاده می‌کنند.

jeep [اسم]
اجرا کردن

اتومبیل جیپ

Ex: The family packed their camping gear into the jeep for a weekend adventure in the mountains .

خانواده وسایل کمپینگ خود را در جیپ بستند تا برای یک ماجراجویی آخر هفته در کوهستان بروند.

minibus [اسم]
اجرا کردن

مینی‌بوس

Ex: A minibus shuttles passengers between the airport and the nearby hotels , providing a convenient travel option .

یک مینی بوس مسافران را بین فرودگاه و هتل‌های نزدیک جابجا می‌کند و یک گزینه سفر راحت را فراهم می‌کند.

monorail [اسم]
اجرا کردن

مونوریل

Ex: The monorail glided smoothly above the busy streets , allowing commuters to bypass the rush hour traffic below .

مونوریل به آرامی بر فراز خیابان‌های شلوغ حرکت کرد و به مسافران اجازه داد تا از ترافیک ساعت شلوغی در پایین اجتناب کنند.

moped [اسم]
اجرا کردن

موتور گازی

Ex: Mopeds are popular among students for their affordability and convenience on college campuses .

موتورسیکلت‌های کم‌قدرت به دلیل قیمت مناسب و راحتی در محوطه دانشگاه‌ها در میان دانشجویان محبوب هستند.

moving van [اسم]
اجرا کردن

ماشین اسباب‌کشی

Ex: The moving van was equipped with straps and padding to secure fragile items during the journey .

ون باربری به تسمه‌ها و بالشتک‌هایی برای محکم کردن وسایل شکننده در طول سفر مجهز بود.

rickshaw [اسم]
اجرا کردن

ریکشا

Ex: Modern electric rickshaws have become popular in urban areas for their eco-friendly operation and ease of use .

ریکشاهای برقی مدرن به دلیل عملکرد سازگار با محیط زیست و سهولت استفاده در مناطق شهری محبوب شده‌اند.

snowplow [اسم]
اجرا کردن

ماشین برف‌روب

Ex: The airport used specialized snowplows to keep the runways free of snow and ice during the winter storm .

فرودگاه از برف‌روب‌های تخصصی برای حفظ باندهای پرواز از برف و یخ در طول طوفان زمستانی استفاده کرد.

tram [اسم]
اجرا کردن

تراموا

Ex: He caught the tram every morning to get to his office , enjoying the quick and quiet ride .

او هر صبح تراموا را می‌گرفت تا به دفترش برسد، از سفر سریع و آرام لذت می‌برد.

airbus [اسم]
اجرا کردن

ایرباس

Ex:

مدل جدید ایرباس دارای فناوری پیشرفته و راحتی بهبودیافته برای مسافران طولانی‌مسیر است.

airliner [اسم]
اجرا کردن

هواپیمای مسافربری

Ex: Airliners are equipped with advanced navigation and safety systems to ensure safe travel for passengers .

هواپیماهای مسافربری مجهز به سیستم‌های ناوبری و ایمنی پیشرفته هستند تا سفر ایمنی را برای مسافران تضمین کنند.

hovercraft [اسم]
اجرا کردن

هواناو

Ex: The military uses hovercrafts for amphibious assaults because they can transition seamlessly from water to land .

نیروهای نظامی از هاورکرافت برای حملات آبی خاکی استفاده می‌کنند زیرا می‌توانند به راحتی از آب به زمین منتقل شوند.

jumbo jet [اسم]
اجرا کردن

جامبوجت

Ex: Airlines often use jumbo jets on high-demand routes to accommodate a large number of passengers and cargo .

شرکت‌های هواپیمایی اغلب از جت‌های جامبو در مسیرهای پرتقاضا استفاده می‌کنند تا تعداد زیادی از مسافران و محموله‌ها را جای دهند.

zeppelin [اسم]
اجرا کردن

زپلین (نوعی کشتی هوایی)

Ex:

زپلین‌ها زمانی نماد نوآوری و لوکس‌بودن در حمل و نقل هوایی محسوب می‌شدند.

vessel [اسم]
اجرا کردن

شناور

Ex: Maritime law requires vessels to maintain safety standards and follow navigation rules .

قانون دریایی مستلزم آن است که کشتی‌ها استانداردهای ایمنی را رعایت کرده و از قوانین ناوبری پیروی کنند.

cruiser [اسم]
اجرا کردن

ناو

Ex: Many families enjoy weekend getaways on their cruiser , exploring different ports and marinas .

بسیاری از خانواده‌ها از سفرهای آخر هفته روی کروزر خود لذت می‌برند و به کاوش در بنادر و ماریناهای مختلف می‌پردازند.

canoe [اسم]
اجرا کردن

قایق کانو

Ex: In some cultures , canoes have been traditionally crafted from wood or bark for centuries .

در برخی فرهنگ‌ها، قایق‌های باریک به طور سنتی از چوب یا پوست درخت برای قرن‌ها ساخته شده‌اند.

kayak [اسم]
اجرا کردن

کایاک

Ex: Traditional kayaks were originally crafted by indigenous peoples using wood , sealskin , or other materials .

کایاک‌های سنتی در ابتدا توسط مردمان بومی با استفاده از چوب، پوست خوک دریایی یا مواد دیگر ساخته می‌شدند.

lifeboat [اسم]
اجرا کردن

قایق نجات

Ex: The lifeboat drill is mandatory for all passengers to ensure they know how to evacuate safely in case of an emergency .

تمرین قایق نجات برای تمام مسافران اجباری است تا اطمینان حاصل شود که آنها می‌دانند در صورت اضطراری چگونه به طور ایمن تخلیه شوند.

powerboat [اسم]
اجرا کردن

قایق موتوری

Ex: He spent weekends tinkering with the engine of his powerboat to enhance its performance .

او آخر هفته‌ها را با دستکاری موتور قایق تندروی خود برای بهبود عملکردش گذراند.

speedboat [اسم]
اجرا کردن

قایق موتوری

Ex: During the regatta , spectators cheered as the speedboats competed for the championship .

در طول مسابقه قایقرانی، تماشاگران تشویق می‌کردند در حالی که قایق‌های تندرو برای قهرمانی رقابت می‌کردند.

integrated [صفت]
اجرا کردن

یکپارچه

Ex: The city 's transportation network is highly integrated , offering commuters various options for travel .

شبکه حمل و نقل شهر به شدت یکپارچه است و به مسافران گزینه‌های مختلفی برای سفر ارائه می‌دهد.

viaduct [اسم]
اجرا کردن

پل راه‌آهن

Ex: The viaduct provides a scenic route for motorists , offering panoramic views of the countryside .

ویاداکت مسیری دیدنی برای رانندگان فراهم می‌کند، که چشم‌اندازهای پانورامایی از حومه شهر ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

ماشین کاروان

Ex:

خانواده یک وسیله نقلیه تفریحی برای تعطیلات تابستانی خود اجاره کردند، از انعطاف پذیری کمپینگ در هر جایی که خواستند لذت بردند.

limousine [اسم]
اجرا کردن

لیموزین

Ex: Prom night was unforgettable as they rode in a sleek black limousine with their friends .

شب رقص فارغ‌التحصیلی فراموش‌نشدنی بود در حالی که آنها با دوستانشان در یک لیموزین سیاه شیک سوار بودند.

submarine [اسم]
اجرا کردن

زیردریایی

Ex: Modern submarines are equipped with nuclear propulsion , allowing for extended underwater endurance and stealth capabilities .

زیردریایی‌های مدرن به پیشرانه هسته‌ای مجهز هستند که امکان استقامت طولانی مدت زیر آب و قابلیت‌های پنهان‌کاری را فراهم می‌کند.