دستاورد
غلبه بر سختیها و شروع کسب و کار خودش یک دستاورد قابل توجه برای جین بود.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد دستاورد و پیشرفت، مانند "aspiration"، "boom"، "triumph" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
دستاورد
غلبه بر سختیها و شروع کسب و کار خودش یک دستاورد قابل توجه برای جین بود.
پیشرفت
پیشرفتهای اجتماعی در حقوق مدنی راه را برای برابری و عدالت بیشتر در جامعه هموار کردهاند.
آرزو
آرزوی او برای یک سبک زندگی سالمتر او را به سمت ورزش منظم و رژیم غذایی متعادل سوق داد.
رونق
کارآفرینان در طول رونق اقتصادی از فرصتها برای راهاندازی استارتاپهای موفق استفاده کردند.
پیشرفت مهم
پس از سالها تحقیق، آنها سرانجام به پیشرفتی در درک شبکههای عصبی مغز دست یافتند.
بازگشت به موفقیت
اجرای بازگشت بازیگر در آخرین فیلم مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و تحسین عمومی را تجدید کرد.
سربلندی
رژه پیروزی تیم جشن شکوه و دستاوردهای سختکوشانهشان بود.
پیروزی
پیروزی او بر اعتیاد الهام بخش بسیاری دیگر از افراد درگیر با چالشهای مشابه شد.
کامیاب
دستاوردها اغلب دارای عزم راسخ و انعطافپذیری قوی در پیگیری رویاهایشان هستند.
بالاترین سطح از موفقیت
ظاهر شدن کمدین در یک گفتگوی دیروقت شب، ورود او به اوج موفقیت را نشان داد.
برتری داشتن
آخرین رمان او به مدت شش هفته متوالی در صدر فهرست پرفروشها قرار گرفت.
دست یافتن
شرکت بیوقفه کار کرد تا به اهداف مالی خود برای سهماهه دست یابد.
سرزنده و سرحال شدن
پروژه شروع به شکوفایی کرد چون اعضای بیشتری از تیم ایدههای خلاقانه خود را ارائه دادند.
تبریک گفتن
همکاران اخیراً به مناسبت اتمام پروژههای چالشبرانگیز به یکدیگر تبریک گفتند.
جای پای (کسی یا چیزی را) سفت کردن
کسب یک رقیب کلیدی به کسبوکار اجازه داد تا نفوذ خود را در بازار تحکیم بخشد.
شکوفا شدن
پس از انتقال به محیطی مناسبتر، گیاهان گرمسیری در گلخانه شروع به رشد و نمو کردند.
موفقیت بزرگی کسب کردن
حرفهای او در حال پرواز است از زمانی که نقش اصلی در فیلم پرفروش را به دست آورد.
نتیجه دادن
آنها امیدوار بودند که کمپین بازاریابی به ثمر بنشیند و منجر به افزایش فروش شود.
به موفقیت بزرگ رسیدن (مالی)
من پس از پذیرفتن مسئولیتهای جدید در حرفهام پیشرفت کردم.
سخت تلاش کردن (برای رسیدن به چیزی)
کارآفرینان میکوشند تا از طریق کار سخت و نوآوری، کسبوکارهای موفقی بسازند.
شکوفا شدن
با تمرکز بر پایداری، شرکت قصد دارد در بازار دوستدار محیط زیست رشد کند.
سودمندی
اثربخشی برنامه آموزشی در بهبود عملکرد کارکنان منعکس شد.
پشتکار
پشتکار تیم در طول فصل چالشبرانگیز، عنوان قهرمانی شایستهای را برای آنها به ارمغان آورد.
عزم راسخ
جامعه عزم بزرگی در گرد هم آمدن برای بازسازی پس از فاجعه طبیعی نشان داد.
باارزش
مدارس و امکانات مطلوب محله، خانوادههایی را که به دنبال سکونت بودند جذب کرد.
شخصیت برجسته
دیپلمات برجسته نقش کلیدی در مذاکره معاهدات صلح بین ملتها ایفا کرد.
مطلوب
سخنرانی او با تشویق مساعد روبرو شد.
شدنی
مدیر پروژه تعیین کرد که طرح پیشنهادی با توجه به منابع موجود و جدول زمانی عملی است.
راضی
پس از داوطلب شدن در پناهگاه، او احساس رضایت کرد وقتی فهمید که تأثیر مثبتی بر زندگی دیگران گذاشته است.
چشمگیر
بهبود قابل توجه در نمرههای او نتیجه تلاش سخت بود.
برتر
تیم فوتبال لیگ برتر به طور مداوم استعدادهای برتر از سراسر جهان را جذب میکند.
پربازده
ورزش منظم و رژیم غذایی متعادل به یک سبک زندگی مولد کمک میکنند.
برآورده کردن
شرکت به قول خود در زمینه نوآوری عمل کرد و محصولات پیشگامانهای را معرفی کرد که صنعت را متحول کرد.
باموفقیت چشمگیر