کف زدن
تماشاگران پس از صحنهای قدرتمند و احساسی در نمایش، منفجر شدند تا کف بزنند.
در اینجا شما برخی از افعال اساسی انگلیسی را یاد خواهید گرفت، مانند "کف زدن"، "ضربه زدن"، "نگاه کردن" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
کف زدن
تماشاگران پس از صحنهای قدرتمند و احساسی در نمایش، منفجر شدند تا کف بزنند.
چشمک زدن
بازیگر برای دوربین در حین عکسبرداری چشمک زد.
نگاه کردن
او نگاهی میاندازد به تلفنش تا ببیند آیا پیام جدیدی هست یا نه.
کسی را پاییدن
کارآگاه به طور محرمانه بر متهم جاسوسی کرد تا شواهدی برای پرونده جمع آوری کند.
واضح بیان کردن
سیاستمدار توانست سیاستهایش را به گونهای بیان کند که با رأیدهندگان طنین انداز شد.
بستن (با طناب و...)
در روزگاران قدیم، زندانیان را با زنجیرهای سنگین میبستند و در سیاهچالها زندانی میکردند.
ساختن
صنعتگران با استفاده از تکنیکهای سنتی نجاری، مبلمان چوبی پیچیده میسازند.
مخفیانه حرکت کردن
همانطور که کارآگاه مخفیگاه مظنون را زیر نظر داشت، او یک شبح تاریک را دید که در طول کوچه میخزید.
در گردش بودن (گاز، هوا یا آب)
دستگاههای تهویه مطبوع مبرد را گردش میدهند تا هوای داخل اتاق را خنک کنند.
پایین آمدن
در غار کم نور، کاوشگران با احتیاط به اعماق ناشناخته پایین رفتند.
منحرف کردن
برای جلوگیری از برخورد، خلبان مجبور شد تصمیم سریعی بگیرد تا هواپیما را از مسیر هواپیمای دیگری منحرف کند.
اعمال کردن
لابیگرها سخت کار کردند تا بر قانونگذاران فشار وارد کنند.
از صافی گذراندن
عکاس اغلب نور را فیلتر میکند تا اثر مطلوب در عکسها را به دست آورد.
چکش زدن
با هر ضربه چکش، او به آهنگری فلز داغ ادامه داد تا آن را به یک قطعه تزئینی زیبا تبدیل کند.
محکم گرفتن
در لحظهای از هیجان، کودک نوپا سعی کرد یک مشت آبنبات رنگارنگ را بگیرد.
محکم گرفتن
برای حفظ تعادل روی سطح یخی، او مجبور بود نرده را محکم بگیرد.
شبیه بودن
میتوانید گلای را پیدا کنید که شبیه گل در عکس باشد؟
تقلید کردن
طراحان بازیهای ویدئویی تلاش میکنند تا فیزیک تعاملات دنیای واقعی را برای تجربهای غوطهورتر شبیهسازی کنند.
با خشونت بستن
او پس از بارگیری خریدها، در صندوق عقب ماشینش را محکم کوبید، عجله داشت تا به راه بیفتد.
گیج کردن
دزد با یک ضربه سریع به سر در خلال درگیری مبهوت شد.
متحد شدن
علیرغم تفاوتهایشان، اعضای تیم امیدوار بودند که برای قهرمانی متحد شوند.
استفاده کردن
محققان از ابزارهای تحلیل داده برای استخراج بینشهای معنادار از مجموعههای داده بزرگ استفاده میکنند.
وسوسه شدن
فکر گرفتن یک روز مرخصی او را وسوسه کرد، اما میدانست که مسئولیتهای زیادی دارد.
ناپدید شدن
همانطور که مه محو شد، چهره مرموز به نظر میرسید که در هوا ناپدید شده است.
بافتن
دستگاه بافندگی برای بافتن یک دسته پارچه ابریشمی نصب شده بود.
تولید کردن
از طریق شیوههای کشاورزی پایدار، باغ ارگانیک در طول فصل رشد محصولی متنوع از سبزیجات داشت.
بازیافتن
پس از مدتی استراحت و تفکر، او توانست اعتماد به نفس و اشتیاق خود را به زندگی باز یابد.
پیشگام بودن
شرکت پیشگام در یک رویکرد انقلابی به انرژی پاک است.
غنی کردن
او با گنجاندن مثالهایی از زندگی واقعی، درسهایش را غنی میکند.
اطلاع دادن
سازمان دولتی ساکنان را از تعطیلی برنامهریزی شده جادهها برای تعمیرات مطلع کرد.
به حداکثر رساندن
در حین بازسازی، آنها استفاده از فضای آپارتمان کوچک را به حداکثر میرساندند.
به پایینترین حد ممکن رساندن
سازمان با سادهسازی عملیات خود، هزینهها را به حداقل رساند.
رسما ثبت کردن (وقایع یا اطلاعات)
او ارتباطات رادیویی و پیامهای دریافتی از کشتیهای دیگر در طول سفر دریایی را ثبت کرد.
اهانت کردن
مسخره کردن لهجه کسی میتواند آزاردهنده باشد و احتمالاً او را تحقیر کند.
محدود کردن
بودجه پروژه را به هزینههای ضروری محدود میکند.
زندانی کردن
سال گذشته، قاضی با موفقیت اختلاسگر را به دلیل کلاهبرداری مالی زندانی کرد.
غرق شدن
قایق در طول طوفان واژگون شد، و مسافران ترسیدند که ممکن است قبل از رسیدن کمک غرق شوند.
چیدن
هنرمند قبل از شروع اثر هنری، رنگها و قلمموها را به طور منظم روی میز چید.