فهرست واژگان سطح C1 - در کره زمین

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره محیط زیست، مانند "کمپوست"، "تصفیه"، "دفع" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
اجرا کردن

تجزیه‌پذیر

Ex: Organic matter , such as leaves and grass clippings , is biodegradable and can enrich the soil as it decomposes .

مواد آلی، مانند برگ‌ها و خرده‌های چمن، قابل تجزیه زیستی هستند و می‌توانند خاک را غنی کنند در حالی که تجزیه می‌شوند.

اجرا کردن

بدون‌کربن

Ex: The government introduced incentives for businesses to adopt carbon-neutral policies and technologies .

دولت مشوق‌هایی برای کسب‌وکارها جهت اتخاذ سیاست‌ها و فناوری‌های کربن خنثی معرفی کرد.

اجرا کردن

بدون‌آلاینده

Ex: The government introduced tax incentives to encourage businesses to adopt zero-emission technologies .

دولت مشوق‌های مالیاتی را معرفی کرد تا کسب‌وکارها را به پذیرش فناوری‌های بدون انتشار تشویق کند.

crude [صفت]
اجرا کردن

خام

Ex: Crude diamonds were extracted from the mine and sent to be cut and polished .

الماس‌های خام از معدن استخراج شدند و برای برش و صیقل دادن فرستاده شدند.

ecological [صفت]
اجرا کردن

زیست‌بومی

Ex: Human activities , such as urbanization and industrialization , can have profound ecological impacts on the environment .

فعالیت‌های انسانی، مانند شهرنشینی و صنعتی‌شدن، می‌توانند تأثیرات اکولوژیکی عمیقی بر محیط زیست داشته باشند.

radioactive [صفت]
اجرا کردن

پرتوزا

Ex:

ضایعات رادیواکتیو باید با دقت ذخیره و دفع شوند تا از آلودگی محیط زیست جلوگیری شود.

free-range [صفت]
اجرا کردن

چرا در فضای آزاد

Ex:

گاوهای آزاد-چرا در مراتع باز چرا می‌کنند، که منجر به تولید گوشت سالم‌تر و پایدارتر می‌شود.

اجرا کردن

آلوده کردن

Ex: Air pollution from industrial emissions can contaminate the atmosphere with harmful gases .

آلودگی هوای ناشی از انتشارات صنعتی می‌تواند اتمسفر را با گازهای مضر آلوده کند.

to compost [فعل]
اجرا کردن

به کود تبدیل کردن

Ex: Composting food waste reduces landfill waste while improving soil health .

کمپوست کردن زباله‌های غذایی، زباله‌های دفن زباله را کاهش می‌دهد در حالی که سلامت خاک را بهبود می‌بخشد.

to dump [فعل]
اجرا کردن

دور انداختن

Ex: The construction site was marred by individuals who dumped debris illegally .

محوطه ساخت و ساز توسط افرادی که زباله‌ها را به صورت غیرقانونی ریختند، خراب شد.

to refine [فعل]
اجرا کردن

تصفیه کردن

Ex: The skincare product is designed to refine pores and remove excess oils from the skin .

محصول مراقبت از پوست برای پالایش منافذ و حذف چربی‌های اضافی از پوست طراحی شده است.

to reuse [فعل]
اجرا کردن

دوباره استفاده کردن

Ex: She reused plastic bottles as planters for her indoor garden .

او بطری‌های پلاستیکی را به عنوان گلدان برای باغچه داخلی خود دوباره استفاده کرد.

اجرا کردن

طرفدار حفاظت از محیط‌زیست

Ex: The government appointed a renowned conservationist to oversee the national park 's preservation efforts .

دولت یک محیط‌بان مشهور را برای نظارت بر تلاش‌های حفاظت از پارک ملی منصوب کرد.

eco-anxiety [اسم]
اجرا کردن

اضطراب زیست‌محیطی

Ex: The documentary highlighted the psychological toll of eco-anxiety on individuals and communities .

مستند بار روانی اضطراب زیستمحیطی را بر افراد و جوامع برجسته کرد.

disposal [اسم]
اجرا کردن

دورریزی

Ex: Local authorities provide guidelines for the safe disposal of household chemicals .

مقامات محلی دستورالعمل‌هایی برای دفع ایمن مواد شیمیایی خانگی ارائه می‌دهند.

dumper [اسم]
اجرا کردن

کامیون کمپرسی

Ex: The dumper operator carefully maneuvered the vehicle to avoid obstacles on the site .

اپراتور کامیون کمپرسی وسیله نقلیه را با دقت مانور داد تا از موانع در سایت اجتناب کند.

tanker [اسم]
اجرا کردن

تانکر (حمل نفت و گاز)

Ex: The tanker was filled with liquid nitrogen for transport to the industrial plant .

تانکر با نیتروژن مایع پر شده بود تا به کارخانه صنعتی حمل شود.

logging [اسم]
اجرا کردن

چوب‌بری

Ex:

روش‌های پایدار قطع درختان با هدف به حداقل رساندن تأثیر اکولوژیکی بر اکوسیستم‌های جنگلی انجام می‌شوند.

اجرا کردن

مونواکسید کربن (شیمی)

Ex: Vehicles emit carbon monoxide as a byproduct of burning gasoline in internal combustion engines .

وسایل نقلیه مونوکسید کربن را به عنوان محصول جانبی سوختن بنزین در موتورهای احتراق داخلی منتشر می‌کنند.

اجرا کردن

میکروپلاستیک

Ex: Researchers are studying the impact of microplastics on ecosystems and human health .

محققان در حال مطالعه تأثیر میکروپلاستیک‌ها بر اکوسیستم‌ها و سلامت انسان هستند.

pylon [اسم]
اجرا کردن

دکل برق

Ex: Pylons are designed to withstand strong winds and other environmental conditions .

پایه‌های برق برای مقاومت در برابر بادهای شدید و سایر شرایط محیطی طراحی شده‌اند.

reactor [اسم]
اجرا کردن

رآکتور هسته‌ای

Ex:

دولت‌ها راکتورهای هسته‌ای را تنظیم می‌کنند تا اطمینان حاصل کنند که آنها از استانداردهای سختگیرانه ایمنی برخوردار هستند.

اجرا کردن

برق آبی

Ex: Environmentalists advocate for sustainable practices in hydroelectricity to minimize ecological impact .

محیط‌بانان از شیوه‌های پایدار در برق آبی دفاع می‌کنند تا تأثیر زیست‌محیطی را به حداقل برسانند.

ozone layer [اسم]
اجرا کردن

لایه اوزون

Ex: The ozone layer protects life on Earth from harmful UV rays , which can cause skin cancer and other health problems .

لایه ازون زندگی روی زمین را از پرتوهای مضر فرابنفش محافظت می‌کند، که می‌تواند باعث سرطان پوست و سایر مشکلات سلامتی شود.

solar cell [اسم]
اجرا کردن

سلول خورشیدی

Ex: Researchers are exploring new materials and designs to improve the efficiency of solar cells .

محققان در حال بررسی مواد و طراحی‌های جدید برای بهبود کارایی سلول‌های خورشیدی هستند.

sanctuary [اسم]
اجرا کردن

منطقه حفاظت‌شده

Ex: Volunteers help maintain trails and monitor wildlife activity within the sanctuary .

داوطلبان به حفظ مسیرها و نظارت بر فعالیت حیات وحش در پناهگاه کمک می‌کنند.

toll [اسم]
اجرا کردن

آمار تلفات

Ex: The toll of lives lost in the conflict prompted international humanitarian aid efforts .

تعداد کشته‌شدگان در درگیری، تلاش‌های کمک‌رسانی بشردوستانه بین‌المللی را برانگیخت.

wildfire [اسم]
اجرا کردن

آتش‌سوزی جنگل

Ex: Evacuation orders were issued as the wildfire approached populated areas .

دستورات تخلیه صادر شد در حالی که آتش‌سوزی جنگلی به مناطق مسکونی نزدیک می‌شد.

tidal wave [اسم]
اجرا کردن

موج جزرومدی

Ex: Meteorologists warned that prolonged westerly gales could generate a tidal wave at dawn .

هواشناسان هشدار دادند که طوفان‌های طولانی مدت غربی می‌توانند در سپیده‌دم یک موج طوفان ایجاد کنند.

herbicide [اسم]
اجرا کردن

علف‌کش

Ex: Researchers are studying the long-term effects of herbicides on soil health and biodiversity .

محققان در حال مطالعه اثرات بلندمدت علف‌کش‌ها بر سلامت خاک و تنوع زیستی هستند.

pollutant [اسم]
اجرا کردن

آلاینده

Ex: The city implemented measures to reduce pollutants from vehicles to improve air quality .

شهر اقداماتی را برای کاهش آلاینده‌ها از وسایل نقلیه به منظور بهبود کیفیت هوا اجرا کرد.

to die out [فعل]
اجرا کردن

منقرض شدن

Ex: Without proper intervention , certain animal species may die out in the coming years .

بدون مداخله مناسب، برخی از گونه‌های حیوانی ممکن است در سال‌های آینده منقرض شوند.

rot [اسم]
اجرا کردن

پوسیدگی

Ex: The abandoned house showed extensive rot in its timber frame due to neglect .

خانه رها شده به دلیل بی‌توجهی، پوسیدگی گسترده‌ای در قاب چوبی خود نشان داد.

oil rig [اسم]
اجرا کردن

سکوی نفتی

Ex: Environmentalists raise concerns about the impact of oil rigs on marine ecosystems .

محیط‌بانان نگرانی‌هایی درباره تأثیر دکل‌های نفتی بر اکوسیستم‌های دریایی مطرح می‌کنند.