فهرست واژگان سطح C1 - اوقات فراغت

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد سرگرمی ها و فعالیت ها، مانند "قدم زدن در آب"، "آماتور"، "لوله تنفس" و غیره را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
amateur [صفت]
اجرا کردن

تفننی

Ex: He enjoyed amateur astronomy , spending evenings observing stars and planets through his telescope .

او از ستاره‌شناسی آماتور لذت می‌برد، شب‌ها را به رصد ستاره‌ها و سیاره‌ها از طریق تلسکوپش می‌گذراند.

to snorkel [فعل]
اجرا کردن

با لوله تنفسی غواصی کردن

Ex: We plan to snorkel at the beach tomorrow morning if the weather is good .

ما برنامه ریزی کرده‌ایم که اگر هوا خوب باشد، فردا صبح در ساحل غواصی با لوله تنفس کنیم.

to wade [فعل]
اجرا کردن

در آب راه رفتن

Ex: Tourists often wade through the crystal-clear streams in the national park .

گردشگران اغلب از جویبارهای زلال پارک ملی عبور می‌کنند.

اجرا کردن

رقص دونفره

Ex: Couples often take ballroom dancing lessons to improve their dance skills and connection .

زوج‌ها اغلب کلاس‌های رقص سالنی می‌گیرند تا مهارت‌های رقص و ارتباط خود را بهبود بخشند.

اجرا کردن

تماشای‌ پشت‌سرهم سریال

Ex: He stayed up late binge-watching episodes of the crime drama until early morning .

او تا صبح زود بیدار ماند و به تماشای پشت سر هم قسمت‌های درام جنایی پرداخت.

boating [اسم]
اجرا کردن

قایق‌رانی

Ex:

علاقه‌مندان به قایقرانی اغلب به کلوپ‌ها می‌پیوندند تا تجربیات خود را به اشتراک بگذارند و گردش‌های گروهی ترتیب دهند.

اجرا کردن

بدن‌سازی

Ex:

او برای بهبود قدرت و تناسب اندام کلی خود بدنسازی را شروع کرد و در نهایت به یک مربی معتبر تبدیل شد.

brewing [اسم]
اجرا کردن

آبجوسازی

Ex: He took a course on brewing techniques to learn how to make his own wine .

او یک دوره در مورد تکنیک‌های آبجوسازی گذراند تا یاد بگیرد چگونه شراب خود را درست کند.

اجرا کردن

پرش بانجی

Ex: They traveled to New Zealand specifically to experience bungee jumping at one of the world ’s most famous sites .

آن‌ها به نیوزیلند سفر کردند تا به طور خاص پرش بانجی را در یکی از معروف‌ترین مکان‌های جهان تجربه کنند.

اجرا کردن

گل‌آرایی

Ex: He surprised his wife with a custom flower arrangement he made himself after attending a flower arranging workshop .

او با یک آرایش گل سفارشی که خودش بعد از شرکت در یک کارگاه آرایش گل درست کرده بود، همسرش را غافلگیر کرد.

modeling [اسم]
اجرا کردن

نمونه‌سازی

Ex: She joined a club dedicated to modeling trains and landscapes , where members shared tips and techniques .

او به یک باشگاه اختصاص داده شده به مدل‌سازی قطارها و مناظر پیوست، جایی که اعضا نکات و تکنیک‌ها را به اشتراک می‌گذاشتند.

اجرا کردن

کف‌بینی

Ex: He studied palm reading as a hobby and often read the palms of his friends at parties .

او کف‌بینی را به عنوان یک سرگرمی مطالعه کرد و اغلب در مهمانی‌ها کف دست دوستانش را می‌خواند.

parachuting [اسم]
اجرا کردن

چتربازی

Ex:

نظامی اغلب تمرینات پرش با چتر را به عنوان بخشی از آموزش خود برای استقرار سریع شامل می‌شود.

sewing [اسم]
اجرا کردن

خیاطی

Ex: Sewing classes have become popular among people looking to create their own custom clothing .

کلاس‌های خیاطی در بین افرادی که به دنبال ساخت لباس‌های سفارشی خود هستند محبوب شده‌اند.

اجرا کردن

شراب‌چشیدن

Ex: Wine tasting notes often describe aspects such as aroma , acidity , body , and finish of the wine .

یادداشت‌های چشیدن شراب اغلب جنبه‌هایی مانند عطر، اسیدیته، بدنه و پایان شراب را توصیف می‌کنند.

acrobatics [اسم]
اجرا کردن

بندبازی

Ex: Acrobatics requires strength , flexibility , and coordination to execute complex movements .

آکروباتیک برای اجرای حرکات پیچیده به قدرت، انعطاف‌پذیری و هماهنگی نیاز دارد.

astrology [اسم]
اجرا کردن

علم نجوم

Ex: Astrology has roots in ancient civilizations such as Mesopotamia , Egypt , and Greece , where celestial observations were used for divination .

ستاره‌شناسی ریشه در تمدن‌های باستانی مانند بین‌النهرین، مصر و یونان دارد، جایی که مشاهدات آسمانی برای پیشگویی استفاده می‌شد.

اجرا کردن

رایحه‌درمانی

Ex: Some essential oils used in aromatherapy , such as peppermint and eucalyptus , are believed to have energizing and invigorating effects .

برخی از روغن‌های اساسی مورد استفاده در رایحه‌درمانی، مانند نعناع فلفلی و اکالیپتوس، اعتقاد بر این است که اثرات انرژی‌بخش و نشاط‌آور دارند.

belly dance [اسم]
اجرا کردن

رقص عربی

Ex: Belly dance has evolved into various styles and fusion genres , incorporating influences from different cultures .

رقص شکم به سبک‌ها و ژانرهای تلفیقی مختلفی تکامل یافته است، که تأثیراتی از فرهنگ‌های مختلف را در بر می‌گیرد.

bullfight [اسم]
اجرا کردن

گاوبازی

Ex: After a thrilling bullfight , the matador triumphantly raised his sword in front of the cheering crowd .

پس از یک گاوبازی هیجان‌انگیز، ماتادور شمشیرش را با پیروزی در مقابل جمعیت تشویق‌کننده بلند کرد.

calligraphy [اسم]
اجرا کردن

خوش‌نویسی

Ex: Learning calligraphy requires patience and a steady hand to achieve beautiful script .

یادگیری خوشنویسی به صبر و دستی ثابت برای دستیابی به خط زیبا نیاز دارد.

cosplay [اسم]
اجرا کردن

کازپلی

Ex:

رویدادهای کاسپلی اغلب شامل مسابقاتی می‌شوند که شرکت‌کنندگان در آن مهارت و تعهد خود را به شخصیت‌های مورد علاقه‌شان به نمایش می‌گذارند.

dressage [اسم]
اجرا کردن

درساژ (از شاخه‌های ورزش سوارکاری)

Ex: Dressage judges evaluate both the technical execution and artistic expression of each performance .

داوران درساژ هم اجرای فنی و هم بیان هنری هر اجرا را ارزیابی می‌کنند.

paintball [اسم]
اجرا کردن

پینت‌‌بال (نوعی ورزش)

Ex: She was eliminated in the first round of the paintball match .

او در دور اول مسابقه پینت بال حذف شد.

parkour [اسم]
اجرا کردن

پارکور

Ex:

پارکور به عنوان یک روش تمرین نظامی آغاز شد و به یک فعالیت تفریحی محبوب و ورزش رقابتی تبدیل شده است.

Sudoku [اسم]
اجرا کردن

سودوکو

Ex:

برنامه‌ها و وبسایت‌های آنلاین سودوکو انواع مختلفی از پازل‌ها را از سطح آسان تا حرفه‌ای ارائه می‌دهند که برای تمام سطوح مهارتی مناسب هستند.

tarot [اسم]
اجرا کردن

تاروت

Ex:

خوانش‌های تاروت اغلب راهنمایی و شفافیت در مورد چالش‌های زندگی، روابط و تصمیمات از طریق تفسیر خواننده از پیام‌های کارت‌ها ارائه می‌دهند.

Zumba [اسم]
اجرا کردن

زومبا

Ex: The upbeat atmosphere of Zumba classes promotes stress relief and boosts mood through lively music and engaging choreography .

جو شاداب کلاس‌های زومبا از طریق موسیقی پرانرژی و رقص‌های جذاب، به کاهش استرس و بهبود خلق و خو کمک می‌کند.

to knit [فعل]
اجرا کردن

بافندگی کردن

Ex: He knits socks for charity during his free time .

او در وقت آزادش برای خیریه جوراب می‌بافد.