ویرانگر
گونههای مهاجم تأثیر مخربی بر اکوسیستم محلی داشتند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره مبارزات و شکستها، مانند "فاجعهبار"، "سرنوشت"، "غفلت" و غیره، که برای زبانآموزان سطح C1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
ویرانگر
گونههای مهاجم تأثیر مخربی بر اکوسیستم محلی داشتند.
فاجعه بار
نادیده گرفتن تغییرات آب و هوایی میتواند عواقب فاجعهآمیزی برای نسلهای آینده داشته باشد.
دشوار
جزئیات رویا گریزان بود، به محض بیدار شدنش محو شد.
خطرناک
گزارش محیط زیست پیامدهای جدی جنگلزدایی بر حیات وحش محلی را برجسته کرد.
بیهوده
استفاده از نرمافزار قدیمی در حل مشکل بیاثر بود؛ ارتقاء لازم بود.
نامطلوب
رفتار نامطلوب کارمند منجر به اقدام انضباطی از سوی شرکت شد.
مقاومتناپذیر
در مقابل کار طاقتفرسای برنامهریزی عروسی، او از کمک یک برنامهریز عروسی استفاده کرد.
بیهوده
او منتظر پاسخ نامهاش بود، اما امیدهایش بیثمر بود زیرا هیچ پاسخی نیامد.
از بین بردن
تخلفهای مکرر از سیاستها، شهرت شرکت را محکوم میکند.
غفلت کردن
او غفلت کرد از پرداخت به موقع قبضهایش، که منجر به هزینههای دیرکرد و جریمه شد.
گوی سبقت را ربودن
اجرای درخشان او در نقش اصلی، تلاشهای بازیگران مکمل در نمایش را تحت الشعاع قرار داد.
اختلال
فروپاشی مذاکرات بین دو کشور تنشها در منطقه را تشدید کرد.
کار پر دردسر
او پس از مرتکب شدن اشتباهی که همکارانش را تحت تأثیر قرار داد، احساس بار گناه کرد.
فاجعه
همهگیری جهانی به عنوان یک فاجعه بهداشتی اعلام شد به دلیل تأثیر گسترده آن بر سلامت عمومی و اقتصادها.
بنبست (استعاری)
مدل کسبوکار منسوخ شرکت آن را به یک بنبست در بازار کشانده است.
اشتباه
تلاش او برای تعمیر کامپیوتر به تنهایی منجر به یک شکست کامل شد.
ریزش
کاهش دما نشانهای از رسیدن پاییز بود.
خطا
او به خطای خود اعتراف کرد و به خاطر سوء تفاهم عذرخواهی کرد.
مانع
تیم با یک مانع بزرگ مواجه شد وقتی که برنامهنویس اصلی آنها به طور غیرمنتظرهای پروژه را ترک کرد.
the state or quality of being not useful, suitable, or convenient
اختلال در عملکرد
خرابی ربات در طول نمایش، تیم مهندسی را شرمسار کرد.
مشکل
رها کردن مذاکرات ناتمام یک بههمریختگی دیپلماتیک برای دولت جدید ایجاد کرد.
حادثه ناگوار
روز او پر از اتفاقات کوچک بود، مثل افتادن روی گربه و فراموش کردن کلیدها، اما هیچ چیز خیلی جدی نبود.
شرایط سخت
شانس دریافت کمک هزینه کم بود، اما پیشنهاد نوآورانه آنها یک استدلال قوی ارائه داد.
غفلت
تغییرات سیاست شرکت بدون نظارت مناسب اجرا شد و منجر به سردرگمی کارکنان شد.
مانع
شرکت با یک عقبگرد مواجه شد وقتی تامینکننده اصلی آنها ورشکست شد.
طرف ضعیفتر
علیرغم اینکه در مذاکره تحت فشار بود، توانست معاملهای مطلوب برای شرکتش تضمین کند.
بیتأثیر بودن
علیرغم
تیم با وجود مصدومیتها و شکستهای متعدد، بازی را برد.
به قیمت از دست دادن کسی یا چیزی
موفقیت او به بهای سلامتیش تمام شد، چرا که او خواب و ورزش را فدای رعایت مهلتها کرد.
تخلیه کردن
با سرریز شدن کرانههای رودخانه، شهر مجبور به تخلیه شد.
در یک قدمی شکست قرار داشتن