فهرست واژگان سطح C1 - Science

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره علم، مانند "اتمی"، "چگالی"، "تکامل" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح C1 را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
atomic [صفت]
اجرا کردن

اتمی

Ex: Atomic bonding involves interactions between atoms to form molecules or compounds .

پیوند اتمی شامل تعاملات بین اتم‌ها برای تشکیل مولکول‌ها یا ترکیبات می‌شود.

nucleus [اسم]
اجرا کردن

هسته (سلول)

Ex: The nucleus plays a crucial role in cell division , as it coordinates the replication and distribution of genetic material to daughter cells .

هسته نقش حیاتی در تقسیم سلولی ایفا می‌کند، زیرا همانندسازی و توزیع ماده ژنتیکی به سلول‌های دختری را هماهنگ می‌کند.

bond [اسم]
اجرا کردن

پیوند شیمیایی

Ex: The strength of a chemical bond is determined by factors such as bond length , bond angle , and bond energy .

قدرت یک پیوند شیمیایی توسط عواملی مانند طول پیوند، زاویه پیوند و انرژی پیوند تعیین می‌شود.

charge [اسم]
اجرا کردن

بار الکتریکی

Ex:

هادی‌ها اجازه می‌دهند بارهای الکتریکی آزادانه جریان یابند، در حالی که عایق‌ها از حرکت بارهای الکتریکی جلوگیری می‌کنند.

density [اسم]
اجرا کردن

چگالی (فیزیک)

Ex: The concept of density is important in geophysics for understanding the composition and structure of Earth 's interior .

مفهوم چگالی در ژئوفیزیک برای درک ترکیب و ساختار داخلی زمین مهم است.

gravity [اسم]
اجرا کردن

گرانش

Ex: Astronauts experience microgravity in space , where the effects of gravity are greatly reduced compared to Earth 's surface .

فضانوردان در فضا ریزگرانش را تجربه می‌کنند، جایی که اثرات گرانش در مقایسه با سطح زمین به شدت کاهش می‌یابد.

particle [اسم]
اجرا کردن

ذره

Ex: Particles like photons exhibit both wave-like and particle-like behavior in quantum mechanics .

ذرات مانند فوتون‌ها هم رفتار موج‌گونه و هم ذره‌گونه در مکانیک کوانتومی نشان می‌دهند.

property [اسم]
اجرا کردن

خاصیت

Ex:

خاصیت شیمیایی اشتعال‌پذیری تعیین می‌کند که یک ماده چقدر به راحتی می‌تواند آتش بگیرد.

instinct [اسم]
اجرا کردن

غریزه

Ex: Cats have a natural hunting instinct that drives them to stalk and pounce on prey .

گربه‌ها دارای غریزه شکار طبیعی هستند که آن‌ها را به تعقیب و حمله به شکار وادار می‌کند.

metabolism [اسم]
اجرا کردن

متابولیسم

Ex: Some people have a fast metabolism , allowing them to burn calories quickly even at rest .

برخی افراد متابولیسم سریعی دارند که به آنها اجازه می‌دهد حتی در حالت استراحت نیز کالری‌ها را سریع بسوزانند.

اجرا کردن

تکاملی

Ex: Evolutionary biologists study genetic variations to understand the mechanisms driving evolutionary change .

زیست‌شناسان تکاملی تغییرات ژنتیکی را مطالعه می‌کنند تا مکانیسم‌های محرک تغییر تکاملی را درک کنند.

organic [صفت]
اجرا کردن

آلی

Ex:

بدن انسان به ترکیبات آلی مانند کربوهیدرات‌ها، پروتئین‌ها و لیپیدها برای انرژی و عملکرد سلولی نیاز دارد.

evolution [اسم]
اجرا کردن

فرگشت

Ex: The fossil record provides evidence of the evolution of life forms from simple single-celled organisms to complex multicellular ones .

سوابق فسیلی شواهدی از تکامل اشکال زندگی از موجودات تک سلولی ساده تا موجودات چند سلولی پیچیده ارائه می‌دهد.

genome [اسم]
اجرا کردن

ژنوم

Ex: The genome of the fruit fly , Drosophila melanogaster , has been extensively studied as a model for understanding genetic principles .

ژنوم مگس میوه، Drosophila melanogaster، به عنوان مدلی برای درک اصول ژنتیکی به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است.

mutation [اسم]
اجرا کردن

جهش (زیست‌شناسی)

Ex: Scientists are studying the mutation responsible for giving certain plants drought resistance .

دانشمندان در حال مطالعه جهش مسئول مقاومت به خشکی در برخی گیاهان هستند.

embryo [اسم]
اجرا کردن

جنین

Ex: In the laboratory , scientists can observe the growth and development of a mouse embryo under controlled conditions .

در آزمایشگاه، دانشمندان می‌توانند رشد و نمو یک جنین موش را در شرایط کنترل شده مشاهده کنند.

hybrid [اسم]
اجرا کردن

دورگه

Ex: The hybrid , a mix of a wolf and a domestic dog , had the wild instincts of its wolf parent and the friendly demeanor of a household pet .

دورگه، ترکیبی از گرگ و سگ خانگی، غرایز وحشی والد گرگ خود و رفتار دوستانه یک حیوان خانگی را داشت.

clone [اسم]
اجرا کردن

کلون (زیست‌شناسی)

Ex: The lab technician confirmed that the clone had identical genetic material to the donor cell , ensuring the success of the cloning process .

تکنسین آزمایشگاه تأیید کرد که کلون ماده ژنتیکی یکسانی با سلول اهداکننده دارد، که موفقیت فرآیند شبیه‌سازی را تضمین می‌کند.

اجرا کردن

تولیدمثل کردن

Ex: Microorganisms can reproduce rapidly , increasing their population .

میکروارگانیسم‌ها می‌توانند به سرعت تولید مثل کنند و جمعیت خود را افزایش دهند.

stimulus [اسم]
اجرا کردن

محرک

Ex: Positive reinforcement can be a powerful stimulus for shaping desired behaviors in both children and animals .

تقویت مثبت می‌تواند یک محرک قدرتمند برای شکل‌دهی به رفتارهای مطلوب در کودکان و حیوانات باشد.

synthesis [اسم]
اجرا کردن

سنتز (شیمیایی)

Ex: Researchers are studying the synthesis of neurotransmitters to better understand how brain cells communicate .

محققان در حال مطالعه سنتز انتقال دهنده‌های عصبی هستند تا بهتر بفهمند که سلول‌های مغزی چگونه ارتباط برقرار می‌کنند.

اجرا کردن

افزایش دادن

Ex: In a particle accelerator , scientists use electromagnetic fields to accelerate subatomic particles to near-light speeds .

در یک شتاب‌دهنده ذرات، دانشمندان از میدان‌های الکترومغناطیسی برای شتاب دادن به ذرات زیراتمی تا نزدیک به سرعت نور استفاده می‌کنند.

to dissolve [فعل]
اجرا کردن

حل شدن

Ex: As I stirred , the cocoa powder dissolved into the milk .

همانطور که هم می‌زدم، پودر کاکائو در شیر حل شد.

acid [اسم]
اجرا کردن

اسید

Ex:

دانشمند با احتیاط اسید سولفوریک را در آزمایشگاه جابه‌جا کرد، آگاه از خواص بسیار خورنده آن.

aluminum [اسم]
اجرا کردن

آلومینیم

Ex:

آلومینیوم معمولاً برای بسته‌بندی غذا استفاده می‌شود زیرا مانعی در برابر رطوبت، نور و هوا فراهم می‌کند.

copper [اسم]
اجرا کردن

مس

Ex: The ancient Egyptians used copper for making tools , jewelry , and decorative items .

مصریان باستان از مس برای ساخت ابزار، جواهرات و وسایل تزئینی استفاده می‌کردند.

lead [اسم]
اجرا کردن

سرب (شیمی)

Ex: Despite its toxicity , lead was extensively used in the past for various applications , including soldering and radiation shielding .

علیرغم سمیت آن، سرب در گذشته به طور گسترده برای کاربردهای مختلف از جمله لحیم کاری و محافظت در برابر تشعشع استفاده می‌شد.

conductor [اسم]
اجرا کردن

رسانای برق

Ex: The metal conductor in the power cord allows electricity to flow from the outlet to the appliance , powering it up .

هادی فلزی در سیم برق اجازه می‌دهد تا برق از پریز به دستگاه جریان یابد و آن را روشن کند.

crystal [اسم]
اجرا کردن

بلور

Ex: The solution slowly cooled , producing large crystals .
gunpowder [اسم]
اجرا کردن

باروت

Ex:

باروت نقش مهمی در انقلاب صنعتی داشت، به ویژه در معدن‌کاوی و ساخت‌وساز.

dynamite [اسم]
اجرا کردن

دینامیت

Ex: The use of dynamite in demolition projects enables precise and efficient removal of structures .

استفاده از دینامیت در پروژه‌های تخریب، امکان حذف دقیق و کارآمد سازه‌ها را فراهم می‌کند.

composition [اسم]
اجرا کردن

ترکیب (شیمیایی)

Ex: The composition of a compound can vary depending on the ratio and arrangement of its constituent elements .

ترکیب یک ترکیب می‌تواند بسته به نسبت و چیدمان عناصر تشکیل‌دهنده آن متفاوت باشد.

to emit [فعل]
اجرا کردن

منتشر کردن

Ex: The fire alarm emitted a loud , piercing sound , alerting occupants to evacuate the building .

آتش‌نشان هشدار دهنده یک صدای بلند و نافذ منتشر کرد، که به ساکنان هشدار داد ساختمان را تخلیه کنند.

ray [اسم]
اجرا کردن

اشعه

Ex: Morning rays illuminated the dewy meadow .
laser [اسم]
اجرا کردن

لیزر

Ex: The barcode scanner at the supermarket uses a laser to quickly read and process product information .

اسکنر بارکد در سوپرمارکت از لیزر برای خواندن و پردازش سریع اطلاعات محصول استفاده می‌کند.

magnet [اسم]
اجرا کردن

آهن‌ربا

Ex: The fridge door holds notes with the help of a small magnet .

درب یخچال با کمک یک آهنربای کوچک یادداشت‌ها را نگه می‌دارد.

thermal [صفت]
اجرا کردن

گرمایی

Ex: Heat transfer occurs through thermal conduction , convection , and radiation .

انتقال گرما از طریق هدایت حرارتی، همرفت و تابش صورت می‌گیرد.

to compress [فعل]
اجرا کردن

بهم فشردن

Ex: He compressed the puzzle pieces together to complete the picture .

او قطعات پازل را فشرده کرد تا تصویر را کامل کند.

generator [اسم]
اجرا کردن

ژنراتور

Ex: The steam generator in a nuclear power plant produces steam to drive turbines that generate electricity .

ژنراتور بخار در یک نیروگاه هسته‌ای، بخار تولید می‌کند تا توربین‌هایی را که برق تولید می‌کنند، به حرکت درآورد.

اجرا کردن

تبخیر شدن

Ex: After the rain stopped , the moisture quickly evaporated from the pavement .

بعد از توقف باران، رطوبت به سرعت از پیاده‌رو تبخیر شد.

vacuum [اسم]
اجرا کردن

خلأ

Ex: The vacuum of space between celestial bodies is not completely empty but is characterized by extremely low density and pressure .

خلأ فضای بین اجرام آسمانی کاملاً خالی نیست اما با چگالی و فشار بسیار کم مشخص می‌شود.

infinite [صفت]
اجرا کردن

بی‌پایان

Ex: The universe is believed to be infinite in size , with no discernible boundaries .

اعتقاد بر این است که جهان از نظر اندازه بی‌نهایت است، بدون مرزهای قابل تشخیص.

residue [اسم]
اجرا کردن

ته‌مانده

Ex: Chemical residue can be left on produce even after washing , so it 's important to use organic cleaning methods .

باقیمانده‌های شیمیایی می‌توانند حتی پس از شستشو روی محصولات باقی بمانند، بنابراین استفاده از روش‌های تمیز کردن ارگانیک مهم است.