مجذوب
بچهها غرق در بازی خود بودند، حتی صدای والدینشان را که آنها را برای شام صدا میزدند، نمیشنیدند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد احساسات، مانند "راضی"، "بی قرار"، "ویران" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح C1 را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مجذوب
بچهها غرق در بازی خود بودند، حتی صدای والدینشان را که آنها را برای شام صدا میزدند، نمیشنیدند.
کنجکاو
ذهن کنجکاو او را به سمت دنبال کردن حرفهای در علم سوق داد، جایی که میتوانست اسرار جهان را کشف کند.
دلواپس
شگفتزده
تماشاگران از ترفندهای باورنکردنی شعبدهباز متعجب شدند، به طوری که از تعجب زبانشان بند آمده بود.
آشفته
برآشفته
همانطور که ضربالاجل نزدیک میشد، او در تلاش برای تمام کردن پروژهاش به موقع پریشان شد.
درمانده
روح او پس از شکست کسب و کارش شکسته بود، که او را ناامید و شکست خورده احساس میکرد.
ناراحتکننده
تصاویر نگرانکننده فیلم ترسناک مدتها پس از پایان آن در ذهنش باقی ماند.
منزجرشده
مشتریان منزجر پس از پیدا کردن سوسک در غذایشان رستوران را ترک کردند.
دوستداشتنی
پشم نرم بچه گربه و خرخر ملایم آن، آن را برای صاحبش دوست داشتنی کرده بود.
فلاکتزده
تعطیلات همیشه او را غمگین میکرد، زیرا خانوادهاش که دور زندگی میکردند را از دست داده بود.
تحقیرآمیز
نگرش تحقیرآمیز او نسبت به مقامات اغلب او را به دردسر میانداخت.
فداکار
مراقب، مراقبت فداکارانه را به ساکنین سالخورده نشان داد، با مهربانی و صبر با آنها رفتار کرد.
سرخوش
او از دیدن گروه مورد علاقهاش که در کنسرت زنده اجرا میکرد، بسیار هیجانزده و خوشحال بود.
هیجانزده
برنده شدن در قهرمانی باعث شد اعضای تیم کاملاً هیجانزده شوند.
فاقد پتانسیل
حالت روحی غمگین او سایهای بر کل تیم انداخت.
لذتبخش
جشن شاد با آتشبازی که آسمان را روشن میکرد ادامه یافت.
خوش
هر زمان که به خانه پدربزرگ و مادربزرگش سر میزد، احساس گرمی از نوستالژی را تجربه میکرد، در حالی که با اشیاء آشنا و داستانهای خانوادگی از سالهای گذشته احاطه شده بود.
وحشتزده
حالت وحشتزده روی چهرهاش شوک او را از کشف هولناک نشان داد.
مأیوس
پس از سرمایهگذاری تمام پساندازش در این کسبوکار، وقتی که سودی به دست نیامد، سرخورده شد.
مضطرب
بسیار خشن
در قلمرو حیوانات، یک شکارچی خشن اغلب احترام و ترس از سایر موجودات را برمیانگیزد.
بیعاطفه
او یک سلام سرد ارائه داد، که مشخص کرد حال و حوصله گپهای کوچک را ندارد.
درمانده
ناامید، او با پیشرفت کند خود در یادگیری یک زبان جدید بزرگ شد.
مراقب
او هنگام کار با مواد شیمیایی در آزمایشگاه ماسک محافظتی و دستکش میپوشید.
خشمگینکننده
اثر هنری تحریکآمیز بحثهای داغی را درباره آزادی بیان برانگیخت.
معذب
او در مورد لهجهاش هنگام صحبت در مقابل گویشوران بومی زبان احساس خودآگاهی میکرد.
احساساتی
رمان یک تصویر احساساتی از عشق و از دست دادن دارد.
دلسوزی
آموزش دلسوزی و همدلی به کودکان برای ساختن جامعهای دلسوز و فراگیر ضروری است.
دلشکستگی
پایان تلخ رمان، خوانندگان را با احساسی ماندگار از دل شکستگی رها کرد.
کنار آمدن
لعنتی
باران لعنتی برنامههای آنها برای پیکنیک در فضای باز را که تمام هفته منتظرش بودند خراب کرد.
ناامیدشده (از کسی یا چیزی)