فهرست واژگان سطح C1 - موسیقی
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره موسیقی، مانند "playlist"، "jukebox"، "string" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a set of recorded songs and pieces of music that have been selected to be broadcast on a radio station or a radio program

فهرست ترانهها
لیست پخش مهمانی یک موفقیت بود و همه را تمام شب روی زمین رقص نگه داشت.
(of a musical instrument) making a sound that is natural, not amplified

آکوستیک (ساز موسیقی)
گروه یک مجموعه آکوستیک اجرا کرد، که استعدادشان را بدون تقویت الکترونیکی به نمایش گذاشت.
(of music) made only by instruments and without vocals

موسیقی بیکلام
آنها موسیقی سازی را در طول شام پخش کردند تا یک فضای آرام ایجاد کنند.
lacking a pleasant tune

ناکوک, ناموزون
نوازنده گیتار آماتور بینوا مینواخت، که باعث ناراحتی تماشاگران شد.
an electronic device that strengthens electrical signals or causes sounds to get louder

تقویتکننده الکترونیکی, تقویتگر الکترونیکی
او تنظیمات تقویت کننده را برای بهبود تنهای باس در طول کنسرت تنظیم کرد.
a machine that can play a chosen song when one inserts a coin or pays by card, found in bars, etc.

جوکباکس
آنها سکهای را داخل جوكباکس انداختند و آهنگ مورد علاقهشان را برای پخش انتخاب کردند.
an electronic musical instrument that produces the sounds of other instruments

ساز ترکیبکننده, سینثسایزر
او سینتیسایزر را برنامهریزی کرد تا صدای یک پیانوی سنتی را برای اجرای زنده تقلید کند.
an official song of great importance for a particular country that is performed on certain occasions

سرود ملی
او با غرور سرود ملی را در طول مراسم خواند، و با افتخار از ملت خود نمایندگی کرد.
a tale that is narrated in the form of a song or poem

تصنیف, آهنگ عاشقانه
او از خواندن بالادهای قدیمی انگلیسی که داستانهای اعمال قهرمانانه و عشقهای تراژیک را روایت میکردند لذت میبرد.
a wind instrument with a reed and several sticks, played by squeezing a bag and blowing through one of its pipes, originated from Scotland

نیانبان
او در بازیهای هایلند نی انبان نواخت و مهارت خود را در موسیقی سنتی اسکاتلندی به نمایش گذاشت.
a long and partially curved, thin rod made out of wood with horsehair strings stretched alongside it, used to play stringed instruments such as the cello and violin

آرشه
او قبل از کنسرت به دقت کمانش را رزین زد تا از نواختن روان اطمینان حاصل کند.
a cord of stretched wire, nylon, etc. on a musical instrument that is plucked to produce sound

سیم, تار، زه
او قبل از تمرین ارکستر، سیمهای ویولنش را با دقت کوک کرد.
a triangular musical instrument with a row of strings that are stretched vertically, played with the fingers

چنگ
نوازنده هارپ در کنسرت ارکستر سمفونیک یک اجرای سولو مسحورکننده داشت.
singing or playing with correct intonation or pitch

کوک (موسیقی)
a musical composition that is written for one or more solo instruments and accompanied by an orchestra with three movements

کنسرتو
او یک کنسرتو جدید برای ویولن و ارکستر تصنیف کرد که در جشنواره موسیقی به نمایش درآمد.
a musical work for two singers or players

موسیقی دونفره
آنها یک دوئت پیانو و ویولن تشکیل دادند و قطعات کلاسیک را در مکانهای مختلف اجرا کردند.
any of the short sections of equal length consisting of musical beats located between two consecutive lines

میزان (موسیقی), ترازه
خواننده با دقت ضربها را شمرد تا مطمئن شود در میزان صحیح آهنگ وارد میشود.
a set of notes based on a particular note that form the tonal basis of a musical passage

کلید (موسیقی)
او به آرامی از گام دو ماژور به لا مینور مدوله کرد، که تغییر ظریفی در حال و هوا ایجاد کرد.
the degree of highness or lowness of a tone that is determined by the frequency of waves producing it

نواک, ارتفاع صوت
نوازنده ویولن یک زیرایی بالا نواخت تا احساس فوریت در قطعه ایجاد کند.
an arrangement of a series of musical notes with specified intervals, in ascending or descending pitch order

گام (موسیقی)
گیتاریست گامهای مختلفی را تمرین کرد تا چابکی انگشتان و دانش تئوری موسیقی خود را بهبود بخشد.
notes of music played or sung in a combination that produces a pleasing effect

هارمونی
هارمونی تنگ گروه عمق را به اجرای آنها اضافه کرد، تجربه موسیقایی کلی را افزایش داد.
a long and sophisticated musical composition written for a large orchestra, in three or four movements

(قطعه موسیقی) سمفونی
صدای ملایم جیرجیرکها در روستای آرام به یک سمفونی شبانه تبدیل شد.
the arrangement or succession of single musical notes in a tune or piece of music

ملودی, آهنگ
او در حالی که در خیابان راه میرفت و در افکارش غرق شده بود، ملودی را برای خودش زمزمه میکرد.
one of the main parts that a long musical work is divided into, having its own structure

موومان (موسیقی)
موومان دوم کنسرتو گفتگوی زیبایی بین پیانو و ارکستر ارائه داد.
to create and perform words of a play, music, etc. on impulse and without preparation, particularly because one is forced to do so

بداههگویی کردن, بداههنوازی کردن، فیالبداهه گفتن، فیالبداهه نواختن
موسیقیدانان اغلب در اجراهای زنده برای افزودن خودانگیختگی بداههپردازی میکنند.
to play audio or video material from the Internet without needing to download the whole file on one's device

آنلاین شنیدن یا دیدن
او ترجیح میدهد موسیقی را به صورت آنلاین استریم کند تا اینکه سیدیهای فیزیکی بخرد.
to sing a tune with closed lips

آهنگ زدن (با دهان بسته)
او در حالی که در خیابان راه میرفت زمزمه میکرد.
to make a high-pitched sound by forcing air out through one's partly closed lips

سوت زدن
او نتوانست از سوت زدن در حیرت از منظره نفسگیر خودداری کند.
a type of religious music in which singers sing loudly, originally performed by African Americans

موسیقی گاسپل
او هر یکشنبه در کلیسای مادربزرگش به موسیقی گاسپل گوش میداد و بزرگ شد.
a style of dance music originated from African music and jazz, characterized by having a strong rhythm

موسیقی فانک
او با گوش دادن به موسیقی فانک بزرگ شد، با تحسین ریتمهای سنکوپ شده و خطوط بیس پراحساس.
musical instruments made of brass that produce sound when blown into, such as the trumpet and trombone

ساز بادیبرنجی, سازهای برنجی (مثل شیپور و غیره)
او هر روز ترومپت خود را تمرین میکرد، در تلاش برای تکمیل تکنیک خود در بخش سازهای برنجی.
a type of music popularized by African American musicians that expresses strong and deep emotions

موسیقی سول
او عاشق گوش دادن به آهنگهای کلاسیک سول بود، که همیشه احساسات عمیقی را در او برمیانگیخت.
any musical instrument that is usually made of wood or metal and is played by blowing, such as a flute, clarinet, etc.

ساز بادی (مانند شیپور و غیره), سازهای برنجی
او کلارینت را برای نواختن انتخاب کرد زیرا عاشق صدای غنی سازهای بادی چوبی بود.
a piece of music that is composed for a fast dance of Brazilian origin called samba

موسیقی رقص سامبا
او برای یادگیری رقص سامبا و غوطهوری در فرهنگ پرجنبوجوش به برزیل سفر کرد.
any musical instrument that is played by hitting with the hand or a stick, such as cymbals, drums, etc.

ساز کوبهای, پرکاشن
او از نواختن سازهای کوبهای لذت میبرد به دلیل تنوع ریتمهایی که میتواند ایجاد کند.
a piece of music written for a South American dance called tango in which a male and female hold hands tightly and walk in the same direction

موسیقی تانگو
او یک تانگو جدید تصنیف کرد، که شدت و جذابیت دراماتیک رقص را به تصویر میکشد.
