مصالحه کردن
در یک رابطه، شرکا اغلب نیاز دارند که در تصمیمها مصالحه کنند تا هماهنگی و رضایت متقابل را تضمین کنند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره موافقت و مخالفت، مانند "compliance"، "bargain"، "submission" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مصالحه کردن
در یک رابطه، شرکا اغلب نیاز دارند که در تصمیمها مصالحه کنند تا هماهنگی و رضایت متقابل را تضمین کنند.
اعتراف کردن
علیرغم مقاومت اولیه او، در نهایت او اعتراف کرد به نیاز به تغییر.
همکاری کردن
در ورزش، بازیکنان باید همکاری کنند تا بازی را ببرند.
پادرمیانی کردن
معلم مجبور شد مداخله کند وقتی دو دانشآموز در کلاس شروع به جر و بحث کردند.
قرارداد بستن
وکلا شرایط توافقنامه را بررسی کردند و به موکلان خود توصیه کردند که چگونه توافقنامه را مهر و موم کنند.
قرارداد بستن
هنرمند از امضای قرارداد انتشار کتاب آینده خود هیجان زده بود.
متقاعد کردن
او توانست دوستش را متقاعد کند که به سفر پیادهروی ماجراجویانه برود.
متعهد شدن
سازمان متعهد شد که به خانوادههای آسیبدیده از بلایای طبیعی کمک مالی ارائه دهد.
نقض کردن
معترضان به دلیل تخطی از شرایط مجوز تجمع خود دستگیر شدند.
غوغا به پا کردن
به نتیجه رساندن
مدیر پیشنهاد کرد که مذاکرات را با یک پیشنهاد نهایی به پایان برسانند.
پذیرفتن
کار هنرمند مورد پذیرش گستردهای از سوی منتقدان و علاقهمندان به هنر قرار گرفت.
پیروی (از قانون و غیره)
انطباق با استانداردهای بینالمللی به محصولات اجازه میدهد تا در سطح جهانی صادر و فروخته شوند.
اتفاقنظر
اتفاق نظر میان ذینفعان از طریق مصالحه و مذاکره حاصل شد.
هنجار اجتماعی
کنوانسیونهای حقوقی رویهها و هنجارهایی را تعریف میکنند که فرآیندهای قضایی و اقدامات قانونگذاری را تنظیم میکنند.
قرارداد
پیمان صلح یک معامله بین دو ملت بود تا خصومتها را متوقف کنند و شروع به بازسازی روابط دیپلماتیک کنند.
تعهد
سازمان تعهد خود را به پایداری محیط زیست با کاهش ردپای کربن نشان داد.
توافق
دولت میان جناحهای درگیر یک توافق را واسطهگری کرد تا صلح را به منطقه بازگرداند.
تسلیم
تسلیم ورزشکار در دور نهایی مسابقه بسیاری از طرفدارانش را متعجب کرد.
بردباری
آنها به فرزندانشان اهمیت تحمل در برابر افراد با سبکهای زندگی و فرهنگهای مختلف را آموختند.
متقابل
دوستی آنها بر پایه اعتماد متقابل و تجربیات مشترک در طول سالها ساخته شده بود.
جمعی
جامعه تصمیم جمعی برای بازسازی پارک محلی گرفت.
مخالف
رفتار آرام او مخالف محیط آشفته اتاق اورژانس بود.
مشترک
آنها یک حساب بانکی مشترک باز کردند تا هزینههای مشترک خود را به طور مؤثرتری مدیریت کنند.
متقاعدکننده
او دلیلی متقاعدکننده برای تغییر استراتژی تیم ارائه داد.
گل گفتی
بیثبات
رفتار او نسبت به او ناپایدار بود، بین محبتآمیز و دوری در نوسان بود.
تظاهرات
جامعه یک تظاهرات برای افزایش آگاهی درباره بیخانمانی در شهر سازماندهی کرد.
منتفی