فهرست واژگان سطح C1 - تحصیلات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد آموزش، مانند "پذیرش"، "سرایدار"، "محقق" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح C1 را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
admission [اسم]
اجرا کردن

پذیرش

Ex: The museum offers free admission to children under the age of twelve .

موزه ورود رایگان را به کودکان زیر دوازده سال ارائه می‌دهد.

attendance [اسم]
اجرا کردن

حضور

Ex: The church saw a decline in attendance after implementing a new schedule for services .

کلیسا پس از اجرای برنامه‌ای جدید برای مراسم، کاهش حضور را مشاهده کرد.

detention [اسم]
اجرا کردن

تنبیه (در مدرسه)

Ex: The teacher stayed after school to supervise detention for students who needed to make up missed work .

معلم بعد از مدرسه ماند تا بر تنبیه دانش‌آموزانی که نیاز به جبران کارهای از دست رفته داشتند نظارت کند.

principal [اسم]
اجرا کردن

مدیر مدرسه

Ex: The principal greeted students at the front entrance of the school every morning.

مدیر هر صبح دانش آموزان را در ورودی اصلی مدرسه سلام می‌کرد.

educator [اسم]
اجرا کردن

دبیر

Ex: She was recognized as an outstanding educator for her innovative approach to curriculum development .

او به عنوان یک معلم برجسته برای رویکرد نوآورانه خود در توسعه برنامه درسی شناخته شد.

janitor [اسم]
اجرا کردن

سرایدار

Ex: She noticed the janitor diligently mopping the hallway every morning before students arrived .

او متوجه سرایدار شد که هر صبح قبل از رسیدن دانش‌آموزان به دقت راهرو را تی می‌کشید.

chair [اسم]
اجرا کردن

جایگاه استادی (دانشگاه)

Ex: The university is currently seeking a new chair for the business school to lead its strategic initiatives and academic programs .

دانشگاه در حال حاضر به دنبال یک رئیس کرسی جدید برای دانشکده کسب و کار است تا ابتکارات استراتژیک و برنامه‌های آکادمیک آن را رهبری کند.

dropout [اسم]
اجرا کردن

فرد ترک‌تحصیل‌کرده

Ex: The dropout was determined to prove that he could achieve his dreams without a traditional education .

ترک‌تحصیل‌کرده مصمم بود ثابت کند که می‌تواند بدون آموزش سنتی به رویاهایش برسد.

scholar [اسم]
اجرا کردن

محقق

Ex: The scholar spent years studying historical texts to uncover new insights about the period .

دانشمند سال‌ها را صرف مطالعه متون تاریخی کرد تا بینش‌های جدیدی درباره آن دوره کشف کند.

truant [اسم]
اجرا کردن

دانش‌آموز فراری از مدرسه

Ex:

مامور فراری از مدرسه از خانه‌های دانش‌آموزانی که مکرراً از مدرسه غیبت می‌کردند، بازدید کرد.

to confer [فعل]
اجرا کردن

اعطا کردن

Ex: The organization regularly confers certifications on professionals who meet the standards .

سازمان به طور منظم گواهینامه‌هایی را به متخصصانی که استانداردها را رعایت می‌کنند اعطا می‌کند.

to expel [فعل]
اجرا کردن

اخراج کردن

Ex: The club expelled a member who consistently violated its rules and policies .

باشگاه عضوی را که به طور مداوم قوانین و سیاست‌هایش را نقض می‌کرد اخراج کرد.

to skip [فعل]
اجرا کردن

انجام ندادن کاری

Ex: He decided to skip his daily coffee ritual and opted for a herbal tea instead .

او تصمیم گرفت مراسم روزانه قهوه خود را حذف کند و به جای آن چای گیاهی انتخاب کرد.

to flag [فعل]
اجرا کردن

علامت زدن

Ex: During the review , please flag any sections that require further clarification .

در طول بررسی، لطفاً بخش‌هایی را که نیاز به توضیح بیشتری دارند علامت‌گذاری کنید.

اجرا کردن

رساله (دکترا)

Ex: Her dissertation focused on the impact of technology in education .

پایان‌نامه او بر تأثیر فناوری در آموزش متمرکز بود.

doctorate [اسم]
اجرا کردن

درجه دکتری

Ex: She decided to pursue a doctorate in literature to further her academic career .

او تصمیم گرفت برای پیشرفت در حرفه‌ی دانشگاهی خود، دکترا در ادبیات را دنبال کند.

field day [اسم]
اجرا کردن

روز مسابقه ورزشی

Ex: Parents are invited to attend field day to cheer on their children and participate in the fun .

والدین دعوت شده‌اند تا در روز ورزش شرکت کنند تا فرزندان خود را تشویق کنند و در سرگرمی‌ها شرکت کنند.

field trip [اسم]
اجرا کردن

گردش علمی

Ex: The students were excited to explore the national park on their field trip .

دانش‌آموزان برای کاوش در پارک ملی در سفر علمی خود هیجان‌زده بودند.

GRE [اسم]
اجرا کردن

آزمون جی‌آرئی

Ex: Many universities require applicants to submit GRE scores as part of the admissions process .

بسیاری از دانشگاه‌ها از متقاضیان می‌خواهند که نمرات GRE را به عنوان بخشی از فرآیند پذیرش ارائه دهند.

cognitive [صفت]
اجرا کردن

شناختی

Ex:

علوم اعصاب شناختی بررسی می‌کند که چگونه ساختارهای مغز به فرآیندهای ذهنی کمک می‌کنند.

اجرا کردن

فوق‌برنامه (فعالیت)

Ex: Students are encouraged to explore extracurricular opportunities to pursue their interests outside of the classroom .

از دانش‌آموزان تشویق می‌شود تا فرصت‌های فوق برنامه را برای پیگیری علایق خود خارج از کلاس کشف کنند.

intensive [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: The intensive training program prepared them for the upcoming competition in just two weeks .

برنامه آموزشی فشرده آنها را در عرض تنها دو هفته برای رقابت آینده آماده کرد.

literate [صفت]
اجرا کردن

باسواد

Ex: She is highly literate and enjoys reading a wide variety of books .

او بسیار باسواد است و از خواندن انواع کتاب‌ها لذت می‌برد.

prestigious [صفت]
اجرا کردن

باوقار

Ex: Being invited to speak at the prestigious conference was a career highlight for the scientist .

دعوت شدن برای سخنرانی در کنفرانس معتبر، نقطه عطفی در کارنامه علمی دانشمند بود.

vocational [صفت]
اجرا کردن

حرفه‌ای

Ex: Vocational guidance helps individuals choose suitable career paths .

راهنمایی حرفه‌ای به افراد کمک می‌کند تا مسیرهای شغلی مناسب را انتخاب کنند.

syllabus [اسم]
اجرا کردن

برنامه درسی

Ex: She reviewed the syllabus for the Economics course to understand the grading policy and course requirements .

او سرفصل درس اقتصاد را مرور کرد تا سیاست نمره‌دهی و الزامات دوره را درک کند.

module [اسم]
اجرا کردن

واحد درسی

Ex: He completed the advanced statistics module as part of his mathematics degree .

او ماژول آمار پیشرفته را به عنوان بخشی از مدرک ریاضیات خود به پایان رساند.

algebra [اسم]
اجرا کردن

جبر (ریاضی)

Ex:

پروفسور مفاهیم جدید جبری را در سخنرانی امروز معرفی کرد.

arithmetic [اسم]
اجرا کردن

حساب (شاخه‌ای از ریاضی)

Ex:

معلم امروز در درس روی حساب تمرکز کرد، جمع و تفریق را پوشش داد.

humanities [اسم]
اجرا کردن

علوم انسانی

Ex: He believes that a strong foundation in the humanities is essential for understanding the complexities of the world .

او معتقد است که پایه‌ای قوی در علوم انسانی برای درک پیچیدگی‌های جهان ضروری است.

اجرا کردن

خوابگاه

Ex: Residents of the residence hall must adhere to community guidelines and regulations .

ساکنان سالن اقامت باید از دستورالعمل‌ها و مقررات جامعه پیروی کنند.

theology [اسم]
اجرا کردن

الهیات

Ex: Her research in theology focuses on ancient religious texts .

تحقیقات او در الهیات بر متون مذهبی باستانی متمرکز است.

zoology [اسم]
اجرا کردن

جانورشناسی

Ex: The study of zoology involves learning about the diversity of animal life on Earth .

مطالعه جانورشناسی شامل یادگیری درباره تنوع زندگی حیوانات روی زمین می‌شود.

SAT [اسم]
اجرا کردن

آزمون اس‌اِی‌تی

Ex: Many colleges and universities require applicants to submit SAT scores as part of the admissions process .

بسیاری از کالج‌ها و دانشگاه‌ها از متقاضیان می‌خواهند که نمرات SAT را به عنوان بخشی از فرآیند پذیرش ارائه دهند.

AWOL [صفت]
اجرا کردن

غایب (غیر موجه)

Ex:

دانشجو اغلب بدون اجازه از کلاس‌ها غیبت می‌کند، که باعث نگرانی در میان اساتید می‌شود.