فهرست واژگان سطح C1 - ناخوش‌احوالی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد بیماری، مانند "agony"، "dizzy"، "asthma" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح C1 را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
ailment [اسم]
اجرا کردن

کسالت

Ex: A healthy diet and regular exercise can prevent many common ailments .

یک رژیم غذایی سالم و ورزش منظم می‌تواند از بسیاری از بیماری‌های شایع جلوگیری کند.

agony [اسم]
اجرا کردن

درد شدید

Ex: Individuals with kidney stones often describe the episodes as moments of intense agony .

افراد مبتلا به سنگ کلیه اغلب این دوره‌ها را به عنوان لحظاتی از رنج شدید توصیف می‌کنند.

syndrome [اسم]
اجرا کردن

نشانگان

Ex:

سندرم تورت یک اختلال عصبی است که با حرکات و صداهای تکراری و غیرارادی معروف به تیک‌ها مشخص می‌شود.

acute [صفت]
اجرا کردن

جدی

Ex: The financial crisis led to an acute downturn in the global economy .

بحران مالی منجر به رکود حاد در اقتصاد جهانی شد.

chronic [صفت]
اجرا کردن

مزمن (بیماری)

Ex: Despite following a strict diet , Tim 's chronic diabetes requires constant monitoring of his blood sugar levels .

علیرغم رعایت رژیم غذایی سخت، دیابت مزمن تیم نیاز به نظارت مداوم بر سطح قند خون او دارد.

contagious [صفت]
اجرا کردن

مسری

Ex: Healthcare workers take precautions to prevent the spread of contagious illnesses in hospitals .

کارکنان مراقبت‌های بهداشتی اقدامات احتیاطی را برای جلوگیری از گسترش بیماری‌های مسری در بیمارستان‌ها انجام می‌دهند.

breathless [صفت]
اجرا کردن

دچار تنگی‌نفس

Ex: COVID-19 patients with severe respiratory symptoms may become breathless and require oxygen support .

بیماران مبتلا به COVID-19 با علائم تنفسی شدید ممکن است نفس‌نفس‌زده شوند و به حمایت اکسیژنی نیاز داشته باشند.

dizzy [صفت]
اجرا کردن

دچار سرگیجه

Ex: Vertigo can make individuals feel dizzy as if the room is spinning around them .

سرگیجه می‌تواند باعث شود افراد احساس سرگیجه کنند گویی اتاق به دور آنها می‌چرخد.

fatal [صفت]
اجرا کردن

کشنده

Ex: Despite the surgeon 's efforts , the patient 's gunshot wound proved fatal .

علیرغم تلاش‌های جراح، زخم گلوله بیمار کشنده از آب درآمد.

feverish [صفت]
اجرا کردن

تب‌دار

Ex: The doctor recommended rest and fluids to manage his feverish condition .

پزشک استراحت و مایعات را برای مدیریت وضعیت تبدار او توصیه کرد.

swollen [صفت]
اجرا کردن

متورم

Ex: He iced his swollen knee to reduce the pain .

او زانوی متورم خود را یخ زد تا درد را کاهش دهد.

asthma [اسم]
اجرا کردن

آسم (پزشکی)

Ex: Treatment for asthma often includes inhalers that deliver medication to open the airways and reduce inflammation .

درمان آسم اغلب شامل دستگاه‌های استنشاقی است که دارو را برای باز کردن راه‌های هوایی و کاهش التهاب تحویل می‌دهند.

bird flu [اسم]
اجرا کردن

آنفولانزای مرغی

Ex: Health authorities monitor outbreaks of bird flu closely to prevent its spread among poultry and humans .

مقامات بهداشتی شیوع آنفولانزای پرندگان را به دقت زیر نظر دارند تا از گسترش آن میان طیور و انسان‌ها جلوگیری کنند.

Covid-19 [اسم]
اجرا کردن

کووید-۱۹

Ex: Vaccines have been developed and distributed worldwide to combat COVID-19 and reduce its impact on public health .

واکسن‌ها برای مبارزه با کووید-19 و کاهش تأثیر آن بر سلامت عمومی در سراسر جهان توسعه و توزیع شده‌اند.

diarrhea [اسم]
اجرا کردن

اسهال

Ex: Treatment for diarrhea often includes rehydration with fluids and electrolytes to prevent dehydration .

درمان اسهال اغلب شامل آبرسانی با مایعات و الکترولیت‌ها برای جلوگیری از کم‌آبی بدن می‌شود.

hay fever [اسم]
اجرا کردن

التهاب مخاط بینی آلرژیک

Ex: Antihistamines and nasal corticosteroids are commonly used to relieve hay fever symptoms .

آنتی‌هیستامین‌ها و کورتیکواستروئیدهای بینی معمولاً برای تسکین علائم تب یونجه استفاده می‌شوند.

HIV [اسم]
اجرا کردن

اچ‌آی‌وی

Ex: HIV is transmitted through contact with certain body fluids such as blood , semen , vaginal fluids , rectal fluids , and breast milk from a person who has HIV .

اچآیوی از طریق تماس با برخی مایعات بدن مانند خون، مایع منی، مایعات واژینال، مایعات رکتال و شیر مادر از فردی که اچآیوی دارد منتقل می‌شود.

measles [اسم]
اجرا کردن

سرخک

Ex: Vaccination with the measles , mumps , and rubella ( MMR ) vaccine is highly effective in preventing measles .

واکسیناسیون با واکسن سرخک، اوریون و سرخجه (MMR) در پیشگیری از سرخک بسیار مؤثر است.

plague [اسم]
اجرا کردن

طاعون

Ex: Historical outbreaks of the plague have had devastating consequences , including widespread mortality during pandemics such as the Black Death in the 14th century .

شیوع تاریخی طاعون عواقب ویرانگری داشته است، از جمله مرگ و میر گسترده در طول همه‌گیری‌هایی مانند مرگ سیاه در قرن چهاردهم.

stroke [اسم]
اجرا کردن

سکته (مغزی)

Ex: Rehabilitation therapy is often necessary to help stroke survivors regain lost skills and improve their quality of life .

درمان توانبخشی اغلب برای کمک به بازماندگان سکته مغزی جهت بازیابی مهارت‌های از دست رفته و بهبود کیفیت زندگی آن‌ها ضروری است.

blister [اسم]
اجرا کردن

تاول

Ex: To treat a blister , it 's important to keep it clean , avoid popping it if possible to prevent infection , and protect it with a bandage or padding .

برای درمان تاول، مهم است که آن را تمیز نگه دارید، در صورت امکان از ترکاندن آن برای جلوگیری از عفونت خودداری کنید و آن را با بانداژ یا پد محافظت کنید.

lump [اسم]
اجرا کردن

برآمدگی

Ex: The size , shape , and texture of a lump can provide clues about its underlying cause , though medical evaluation is necessary for an accurate diagnosis .

اندازه، شکل و بافت یک توده می‌تواند سرنخ‌هایی درباره علت زمینه‌ای آن ارائه دهد، اگرچه برای تشخیص دقیق ارزیابی پزشکی ضروری است.

rash [اسم]
اجرا کردن

تحریک پوستی

Ex: Symptoms of a rash may include itching , burning , or discomfort in the affected area .

علائم بثورات ممکن است شامل خارش، سوزش یا ناراحتی در ناحیه آسیب دیده باشد.

scar [اسم]
اجرا کردن

جای زخم

Ex: While scars can not be completely removed , treatments such as laser therapy , steroid injections , or surgical revision can help improve their appearance .

اگرچه جای زخم‌ها به طور کامل قابل حذف نیستند، اما درمان‌هایی مانند لیزر درمانی، تزریق استروئید یا اصلاح جراحی می‌توانند به بهبود ظاهر آنها کمک کنند.

swelling [اسم]
اجرا کردن

ورم

Ex:

اگر تورم ادامه یابد یا با درد شدید، قرمزی یا گرما همراه باشد، ممکن است نشانه ای از یک وضعیت جدی تر باشد که نیاز به توجه پزشکی دارد.

collapse [اسم]
اجرا کردن

از‌حال‌رفتن

Ex: During a collapse , it 's important to ensure the person 's safety , check for responsiveness , and call for emergency help if needed .

در طول فروپاشی، مهم است که ایمنی فرد را تضمین کنید، پاسخگویی را بررسی کنید و در صورت لزوم برای کمک‌های اضطراری تماس بگیرید.

fatigue [اسم]
اجرا کردن

خستگی شدید (جسمی یا ذهنی)

Ex: Managing fatigue often involves getting adequate rest , maintaining a balanced diet , staying hydrated , and practicing stress-reduction techniques .

مدیریت خستگی اغلب شامل استراحت کافی، حفظ رژیم غذایی متعادل، هیدراته ماندن و تمرین تکنیک‌های کاهش استرس است.

fracture [اسم]
اجرا کردن

شکستگی

Ex: Treatment for a fracture depends on its severity and location but may include immobilization with a cast or splint , medications for pain and inflammation , and sometimes surgery .

درمان شکستگی به شدت و محل آن بستگی دارد اما ممکن است شامل بی‌حرکتی با گچ یا آتل، داروهای درد و التهاب، و گاهی اوقات جراحی باشد.

اجرا کردن

سرحال شدن (بعد از بیماری، مشکل)

Ex: The athlete worked hard to bounce back from a sports-related injury .

ورزشکار سخت کار کرد تا از یک آسیب ورزشی بهبود یابد.

اجرا کردن

اظهار ناراحتی کردن (از درد، بیماری و غیره)

Ex: The residents gathered at the town hall meeting to complain of the worsening traffic congestion in their neighborhood .

ساکنان در جلسه تالار شهر جمع شدند تا از بدتر شدن ترافیک در محله خود شکایت کنند.

to faint [فعل]
اجرا کردن

از حال رفتن

Ex: She often faints at the sight of needles , making medical appointments challenging .

او اغلب با دیدن سوزن‌ها غش می‌کند، که این امر قرارهای پزشکی را چالش‌برانگیز می‌کند.

to infect [فعل]
اجرا کردن

بیمار کردن

Ex: Last month , the outbreak quickly infected a significant number of people .

ماه گذشته، شیوع بیماری به سرعت تعداد قابل توجهی از افراد را آلوده کرد.

addict [اسم]
اجرا کردن

معتاد

Ex: He never imagined he would become an addict , but his dependence on painkillers grew stronger after the accident .

او هرگز تصور نمی‌کرد که به یک معتاد تبدیل شود، اما وابستگی او به مسکن‌ها پس از حادثه قوی‌تر شد.

carrier [اسم]
اجرا کردن

ناقل (پزشکی)

Ex: Public health officials stressed the importance of identifying carriers to prevent further outbreaks of the disease .

مقامات بهداشت عمومی بر اهمیت شناسایی ناقلان برای جلوگیری از شیوع بیشتر بیماری تأکید کردند.

epidemic [اسم]
اجرا کردن

اپیدمی

Ex: The government launched a vaccination campaign during the epidemic .

دولت در طول اپیدمی یک کمپین واکسیناسیون راه اندازی کرد.

pandemic [اسم]
اجرا کردن

بیماری همه‌گیر

Ex: During pandemics , healthcare systems face an enormous strain from the surge in patients .

در طول همه‌گیری‌ها، سیستم‌های بهداشتی با فشار عظیمی از افزایش بیماران مواجه می‌شوند.

outbreak [اسم]
اجرا کردن

شیوع

Ex: The scientist studied the outbreak to understand its cause and spread .

دانشمند شیوع را برای درک علت و گسترش آن مطالعه کرد.

parasite [اسم]
اجرا کردن

انگل

Ex: Scientists are studying the life cycle of the parasite to develop better treatments and preventative measures for the diseases it causes .

دانشمندان در حال مطالعه چرخه زندگی انگل هستند تا درمان‌ها و اقدامات پیشگیرانه بهتری برای بیماری‌هایی که ایجاد می‌کند، توسعه دهند.

shiver [اسم]
اجرا کردن

رعشه

Ex: She felt a shiver run down her spine as the fever took hold , making her entire body tremble .

او احساس کرد که یک لرزش در امتداد ستون فقراتش جاری شد در حالی که تب او را در بر گرفت و باعث شد تمام بدنش بلرزد.

worn out [صفت]
اجرا کردن

خسته‌وکوفته

Ex: The children 's teacher was worn out by the end of the day , having managed a classroom full of energetic students .

معلم بچه‌ها تا پایان روز خسته شده بود، پس از مدیریت یک کلاس پر از دانش‌آموزان پرانرژی.

stuffy [صفت]
اجرا کردن

گرفتگی

Ex: Trying to sleep with a stuffy nose can be frustrating as it interferes with normal breathing patterns .

تلاش برای خوابیدن با بینی گرفته می‌تواند ناامیدکننده باشد زیرا در الگوهای طبیعی تنفس اختلال ایجاد می‌کند.

to chafe [فعل]
اجرا کردن

خراشیده شدن

Ex:

مالش مداوم یقه به گردنش باعث تحریک آن شد، که او را به سمت استفاده از پارچه نرم‌تر سوق داد.