کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First) - قیدها و عبارات قیدی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
above all [قید]
اجرا کردن

بالاتر از همه

Ex: The film succeeds because of its visuals , score , and above all , its gripping story .

فیلم به دلیل تصاویر، موسیقی و، بالاتر از همه، داستان جذابش موفق می‌شود.

all in all [قید]
اجرا کردن

در کل

Ex: All in all , the project exceeded expectations and delivered impressive results .

در کل، پروژه فراتر از انتظارات عمل کرد و نتایج چشمگیری ارائه داد.

at all [قید]
اجرا کردن

اصلاً

Ex: Was the test at all difficult ?

آیا آزمون اصلاً سخت بود؟

on average [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: The survey showed that , on average , people exercise three times a week .

نظرسنجی نشان داد که به طور متوسط مردم سه بار در هفته ورزش می‌کنند.

slightly [قید]
اجرا کردن

کمی

Ex: The paint color looks slightly different in natural light .

رنگ نقاشی در نور طبیعی کمی متفاوت به نظر می‌رسد.

absolutely [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: The room was absolutely silent .

اتاق کاملاً ساکت بود.

totally [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: The dress she wore was totally out of fashion .

لباسی که پوشیده بود کاملاً از مد افتاده بود.

apparently [قید]
اجرا کردن

ظاهراً

Ex: She apparently forgot about our meeting , as she did n't show up on time .

ظاهراً او جلسه ما را فراموش کرده بود، چون سر وقت نیامد.

utterly [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: Her dedication to the cause was utterly commendable , inspiring others .

فداکاری او برای این هدف کاملاً قابل تحسین بود، الهام‌بخش دیگران.

اجرا کردن

به‌طور مداوم

Ex: She consistently attends the weekly meetings without fail .

او به طور مداوم در جلسات هفتگی شرکت می‌کند بدون هیچ غیبتی.

all year round [عبارت]
اجرا کردن

throughout the entire year, without any interruption

Ex: Some animals are active all year round , not just in specific seasons .
vice versa [قید]
اجرا کردن

برعکس

Ex: The new policy benefits both the company and its customers , and vice versa .

سیاست جدید هم به شرکت و هم به مشتریان آن سود می‌رساند، وبرعکس.

اجرا کردن

بلافاصله

Ex: I will start the project straight away .

من پروژه را فوراً شروع خواهم کرد.

inevitably [قید]
اجرا کردن

به ناچار

Ex: In a rapidly changing world , cultural traditions inevitably evolve over time .

در جهانی که به سرعت در حال تغییر است، سنت‌های فرهنگی اجتناب ناپذیر با گذشت زمان تکامل می‌یابند.

conversely [قید]
اجرا کردن

از سوی دیگر

Ex: While some students thrive in hands-on learning environments , conversely , others excel in more theoretical and lecture-based settings .

در حالی که برخی از دانش آموزان در محیط های یادگیری عملی پیشرفت می کنند، برعکس، برخی دیگر در محیط های نظری و مبتنی بر سخنرانی عالی عمل می کنند.

seamlessly [قید]
اجرا کردن

بی‌درز

Ex:

کار تیمی آنها آنقدر کارآمد بود که وظایف بی‌درز و بدون تأخیر تحویل داده شد.

undeniably [قید]
اجرا کردن

به‌طرز غیرقابل انکاری

Ex: His achievements in sports are undeniably impressive .

دستاوردهای او در ورزش بی‌تردید چشمگیر است.

roughly [قید]
اجرا کردن

تقریباً

Ex: He earns roughly the same amount as his colleague .

او تقریباً همان مقدار همکارش درآمد دارد.

densely [قید]
اجرا کردن

به‌طور متراکم

Ex: The fog densely covered the landscape , reducing visibility .

مه به طور متراکم چشم‌انداز را پوشاند و دید را کاهش داد.

کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
مدیریت مقادیر، سطوح و دسترسی اعضای بدن و حواس تجارت، پول و ارزش چالش‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌ها
جامعه، زندگی و زیرساخت کنترل، مسئولیت یا تغییر آسیب، خطر یا شکست قیدها و عبارات قیدی
علم، آموزش و اکتشاف هنرهای خلاقانه تجهیزات یا اشیاء سرگرمی‌ها، اوقات فراغت و فعالیت‌های اجتماعی
احساسات و عواطف رویدادهای زنده و اجراها ویژگی‌ها و رفتارهای شخصی ارزیابی‌ها و کیفیت‌ها
غذا و حواس سلامتی و پزشکی قانون و جرم مکان‌ها و سازه‌ها
افراد و پویایی های اجتماعی مدیریت و مقابله با موقعیت‌ها ویژگی‌های جغرافیایی و بدنه‌های آبی پدیده‌های طبیعی و تأثیر انسان
سبک و ارائه شخصی تأثیر انسان، منابع و پایداری تفکر، درک و پردازش اطلاعات ایده ها، برنامه ریزی & حل مسئله
ارتباط بین فردی پویایی رابطه و رفتار اجتماعی ورزش و تناسب اندام Wildlife
فناوری و محاسبات زمان و توالی رسانه و محتوا حرکت و حرکت فیزیکی
سفر و ماجراجویی حرفه‌ای و محیط کسب‌وکار استخدام و انتقالات شغلی