کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First) - هنرهای خلاقانه

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
dramatic [صفت]
اجرا کردن

چشمگیر

Ex: The change in weather was dramatic , with thunderstorms appearing out of nowhere .

تغییر آب و هوا دراماتیک بود، با رعد و برق‌هایی که ناگهان ظاهر شدند.

ending [اسم]
اجرا کردن

پایان (فیلم و...)

Ex: The TV series had an unexpected ending that surprised all viewers .
message [اسم]
اجرا کردن

پیام (اخلاقی، سیاسی و غیره)

setting [اسم]
اجرا کردن

زمان و مکان (داستان، فیلم و نمایش)

Ex: The TV series has a modern-day setting in New York City .
composer [اسم]
اجرا کردن

آهنگساز

Ex: The composer spent years perfecting the score for the new opera .

آهنگساز سال‌ها صرف کرد تا پارتیشن اپرا جدید را کامل کند.

composition [اسم]
اجرا کردن

قطعه موسیقی

Ex: His most celebrated composition won an international award .
conductor [اسم]
اجرا کردن

رهبر ارکستر

Ex: The conductor rehearses with the musicians to achieve the desired interpretation of the music .

رهبر ارکستر با نوازندگان تمرین می‌کند تا تفسیر مورد نظر از موسیقی حاصل شود.

orchestral [صفت]
اجرا کردن

*ساخته شده برای ارکستر

Ex: He conducted an orchestral rehearsal to prepare for the upcoming concert .

او یک تمرین ارکسترال را برای آماده‌سازی کنسرت آینده رهبری کرد.

rehearsal [اسم]
اجرا کردن

تمرین

Ex: The theater director scheduled additional rehearsals to address timing issues in the comedy .

کارگردان تئاتر تمرینات اضافی را برای حل مشکلات زمان‌بندی در کمدی برنامه‌ریزی کرد.

solo [اسم]
اجرا کردن

قطعه موسیقی برای یک ساز یا یک خواننده

Ex: The opera singer 's solo showcased her incredible vocal range .

تک‌خوانی خواننده اپرا، محدوده صوتی شگفت‌انگیز او را به نمایش گذاشت.

comedy [اسم]
اجرا کردن

ژانر کمدی

Ex: The film blends elements of drama and comedy , making it a unique watch .

فیلم عناصر درام و کمدی را در هم می‌آمیزد و آن را به تماشایی منحصر به فرد تبدیل می‌کند.

play [اسم]
اجرا کردن

اجرای زنده

to disguise [فعل]
اجرا کردن

جامه بدل پوشیدن (استعاری)

Ex: The chameleon can naturally disguise itself by changing colors to match its surroundings .

آفتاب‌پرست می‌تواند به طور طبیعی با تغییر رنگ خود را استتار کند تا با محیط اطرافش مطابقت داشته باشد.

کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
مدیریت مقادیر، سطوح و دسترسی اعضای بدن و حواس تجارت، پول و ارزش چالش‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌ها
جامعه، زندگی و زیرساخت کنترل، مسئولیت یا تغییر آسیب، خطر یا شکست قیدها و عبارات قیدی
علم، آموزش و اکتشاف هنرهای خلاقانه تجهیزات یا اشیاء سرگرمی‌ها، اوقات فراغت و فعالیت‌های اجتماعی
احساسات و عواطف رویدادهای زنده و اجراها ویژگی‌ها و رفتارهای شخصی ارزیابی‌ها و کیفیت‌ها
غذا و حواس سلامتی و پزشکی قانون و جرم مکان‌ها و سازه‌ها
افراد و پویایی های اجتماعی مدیریت و مقابله با موقعیت‌ها ویژگی‌های جغرافیایی و بدنه‌های آبی پدیده‌های طبیعی و تأثیر انسان
سبک و ارائه شخصی تأثیر انسان، منابع و پایداری تفکر، درک و پردازش اطلاعات ایده ها، برنامه ریزی & حل مسئله
ارتباط بین فردی پویایی رابطه و رفتار اجتماعی ورزش و تناسب اندام Wildlife
فناوری و محاسبات زمان و توالی رسانه و محتوا حرکت و حرکت فیزیکی
سفر و ماجراجویی حرفه‌ای و محیط کسب‌وکار استخدام و انتقالات شغلی