کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First) - افراد و پویایی های اجتماعی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
opponent [اسم]
اجرا کردن

رقیب

Ex: The political debate was heated , with each opponent making sharp points .

بحث سیاسی داغ بود، هر حریف نکات تیزی را مطرح می‌کرد.

popularity [اسم]
اجرا کردن

محبوبیت

Ex: The restaurant ’s popularity is due to its unique menu and cozy atmosphere .

محبوبیت رستوران به دلیل منوی منحصر به فرد و فضای دنج آن است.

crew [اسم]
اجرا کردن

خدمه

Ex: The captain thanked the crew for their hard work during the storm .

کاپیتان از خدمه به خاطر کار سختشان در طول طوفان تشکر کرد.

absence [اسم]
اجرا کردن

غیاب

Ex: During her absence , the team had to manage the workload on their own without her input .

در طول غیبت او، تیم مجبور شد بدون کمک او حجم کار را خودش مدیریت کند.

appearance [اسم]
اجرا کردن

حضور (در جمع)

Ex: Making a public appearance after the scandal was a risky move .

ظاهر شدن در ملاء عام پس از رسوایی، حرکتی پرخطر بود.

celebrity [اسم]
اجرا کردن

چهره (مشهور)

Ex: The concert featured performances by many popular celebrities .

کنسرت شامل اجراهای بسیاری از سلبریتی‌های محبوب بود.

fame [اسم]
اجرا کردن

شهرت

Ex: The actor 's fame spread internationally after winning the prestigious award .

شهرت بازیگر پس از برنده شدن در جایزه معتبر بین‌المللی شد.

inspiration [اسم]
اجرا کردن

الهام‌گرفتن

Ex: The scientist ’s inspiration led to a new medical breakthrough .

الهام دانشمند منجر به یک پیشرفت پزشکی جدید شد.

only child [اسم]
اجرا کردن

تک‌فرزند

Ex: Being an only child , she grew up accustomed to solitude but cherished the close bond with her parents .

به عنوان تک فرزند، او به تنهایی عادت کرد اما پیوند نزدیک با والدینش را گرامی داشت.

unpopular [صفت]
اجرا کردن

نامحبوب

Ex: The decision to increase taxes was unpopular among the citizens .

تصمیم افزایش مالیات در میان شهروندان محبوب نبود.

household [اسم]
اجرا کردن

خانوار

Ex: She runs a busy household , balancing her job and taking care of her elderly parents .

او یک خانوار پر مشغله را مدیریت می‌کند، بین کارش و مراقبت از والدین سالخورده‌اش تعادل برقرار می‌کند.

collector [اسم]
اجرا کردن

مجموعه‌دار

Ex: As a passionate art collector , she traveled the world in search of unique and valuable pieces to add to her gallery .

به عنوان یک مجموعه‌دار هنری مشتاق، او برای یافتن قطعات منحصر به فرد و باارزش برای اضافه کردن به گالری‌اش به سراسر جهان سفر کرد.

identity [اسم]
اجرا کردن

هویت

Ex: The detective uncovered the true identity of the suspect .

کارآگاه هویت واقعی مظنون را کشف کرد.

scandal [اسم]
اجرا کردن

رسوایی

Ex: The company ’s scandal damaged its reputation beyond repair .

رسوایی شرکت به شهرت آن آسیب جبران ناپذیری وارد کرد.

obsession [اسم]
اجرا کردن

وسواس

Ex: She developed an obsession with a particular TV show , watching all the episodes in one weekend .

او به یک برنامه تلویزیونی خاص وسواس پیدا کرد و تمام قسمتها را در یک هفته تماشا کرد.

impression [اسم]
اجرا کردن

تاثیر

Ex: Her confident walk gave an impression of authority .

راه رفتن مطمئن او احساس اقتدار می‌داد.

ritual [اسم]
اجرا کردن

آیین

Ex:

شرکت‌کنندگان در مراسم، آیین خم شدن و خواندن دعاها را دنبال کردند.

routine [اسم]
اجرا کردن

روال

Ex: She follows a morning routine every day .

او هر روز یک روال صبحگاهی را دنبال می‌کند.

to support [فعل]
اجرا کردن

کمک کردن

Ex: The charity aims to support underprivileged children with school supplies .

خیریه هدفش حمایت از کودکان محروم با لوازم مدرسه است.

fiance [اسم]
اجرا کردن

نامزد (مرد)

Ex:

بعد از نامزدی، زوج خبر هیجان‌انگیز خود را به دوستان و خانواده اعلام کردند و به یکدیگر به عنوان نامزد خود اشاره کردند.

son-in-law [اسم]
اجرا کردن

داماد

Ex: His son-in-law is a devoted husband to their daughter , earning their admiration and gratitude .

دامادش شوهری فداکار برای دخترشان است که تحسین و قدردانی آنها را برمی‌انگیزد.

اجرا کردن

مادرشوهر یا مادرزن

Ex: They spent the weekend visiting her mother-in-law , enjoying quality family time together .

آنها آخر هفته را به دیدن مادرشوهرش گذراندند و از وقت باکیفیت خانوادگی با هم لذت بردند.

اجرا کردن

آشنا

Ex: He invited his acquaintances from work to the party , hoping to expand his social circle .

او آشنایان خود را از محل کار به مهمانی دعوت کرد، به امید گسترش حلقه اجتماعی خود.

fiancee [اسم]
اجرا کردن

نامزد (زن)

Ex:

عروس از شروع برنامه‌ریزی برای عروسی هیجان‌زده بود و طرح رنگ و تم مراسم را انتخاب کرد.

widow [اسم]
اجرا کردن

بیوه

Ex: The widow received support from her community after her loss .

بیوه پس از از دست دادنش از جامعه خود حمایت دریافت کرد.

flatmate [اسم]
اجرا کردن

هم‌خانه

Ex: They agreed to split the bills evenly between them and their flatmate .

آن‌ها موافقت کردند که صورتحساب‌ها را به طور مساوی بین خود و همخانه‌ای‌شان تقسیم کنند.

ancestor [اسم]
اجرا کردن

جد

Ex: He was proud to learn that his ancestor had been a renowned artist .

او مغرور بود که فهمید نیاکانش هنرمند مشهوری بوده‌اند.

کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
مدیریت مقادیر، سطوح و دسترسی اعضای بدن و حواس تجارت، پول و ارزش چالش‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌ها
جامعه، زندگی و زیرساخت کنترل، مسئولیت یا تغییر آسیب، خطر یا شکست قیدها و عبارات قیدی
علم، آموزش و اکتشاف هنرهای خلاقانه تجهیزات یا اشیاء سرگرمی‌ها، اوقات فراغت و فعالیت‌های اجتماعی
احساسات و عواطف رویدادهای زنده و اجراها ویژگی‌ها و رفتارهای شخصی ارزیابی‌ها و کیفیت‌ها
غذا و حواس سلامتی و پزشکی قانون و جرم مکان‌ها و سازه‌ها
افراد و پویایی های اجتماعی مدیریت و مقابله با موقعیت‌ها ویژگی‌های جغرافیایی و بدنه‌های آبی پدیده‌های طبیعی و تأثیر انسان
سبک و ارائه شخصی تأثیر انسان، منابع و پایداری تفکر، درک و پردازش اطلاعات ایده ها، برنامه ریزی & حل مسئله
ارتباط بین فردی پویایی رابطه و رفتار اجتماعی ورزش و تناسب اندام Wildlife
فناوری و محاسبات زمان و توالی رسانه و محتوا حرکت و حرکت فیزیکی
سفر و ماجراجویی حرفه‌ای و محیط کسب‌وکار استخدام و انتقالات شغلی