کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First) - ویژگی‌های جغرافیایی و بدنه‌های آبی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
reservoir [اسم]
اجرا کردن

مخزن پشت سد

Ex: The city 's reservoir provides a reliable source of drinking water for its residents , ensuring a constant supply even during dry periods .

مخزن آب شهر منبع قابل اعتمادی از آب آشامیدنی برای ساکنان آن فراهم می‌کند و حتی در دوره‌های خشک نیز تأمین مداوم را تضمین می‌کند.

river [اسم]
اجرا کردن

رودخانه

Ex: The river was wide , and we had to cross it using a bridge .

رودخانه پهن بود، و ما مجبور شدیم با استفاده از یک پل از آن عبور کنیم.

stream [اسم]
اجرا کردن

نهر

Ex: She washed her hands in the cold stream after the long walk .

او بعد از پیاده‌روی طولانی دست‌هایش را در جویبار سرد شست.

waterfall [اسم]
اجرا کردن

آبشار

Ex: The waterfall created a misty spray that cooled them off on a hot day .

آبشار یک اسپری مه‌آلود ایجاد کرد که در یک روز گرم آنها را خنک کرد.

peak [اسم]
اجرا کردن

قله

Ex: The snow-covered peak stood majestically against the clear blue sky .

قله پوشیده از برف با شکوه در برابر آسمان آبی صاف ایستاده بود.

volcano [اسم]
اجرا کردن

آتش‌فشان

Ex: The lava flowed down the side of the volcano .

گدازه از کناره آتشفشان جاری شد.

cliff [اسم]
اجرا کردن

صخره

Ex: Hikers often visit the cliff for its stunning panorama of the coastline .

کوهنوردان اغلب برای دیدن منظره خیره‌کننده خط ساحلی از صخره دیدن می‌کنند.

coast [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The scenic drive along the coast was breathtaking .

رانندگی دیدنی در امتداد ساحل نفس‌گیر بود.

ground [اسم]
اجرا کردن

زمین

Ex: The flowers are blooming in the garden 's soft ground .

گل‌ها در زمین نرم باغ در حال شکوفه زدن هستند.

harbor [اسم]
اجرا کردن

بندرگاه

Ex: The ships docked in the harbor to avoid the storm approaching from the open sea .

کشتی‌ها در بندر پهلو گرفتند تا از طوفانی که از دریای آزاد نزدیک می‌شد، اجتناب کنند.

canal [اسم]
اجرا کردن

آبراه

Ex: They installed locks along the canal to control water flow .
lake [اسم]
اجرا کردن

دریاچه

Ex: The path around the lake was perfect for a morning jog .

مسیر دور دریاچه برای دویدن صبحگاهی عالی بود.

pond [اسم]
اجرا کردن

آبگیر

Ex: The pond provided a habitat for frogs , turtles , and various aquatic plants , supporting a diverse ecosystem .

حوضچه زیستگاهی برای قورباغه‌ها، لاک‌پشت‌ها و گیاهان آبزی مختلف فراهم می‌کرد و از یک اکوسیستم متنوع پشتیبانی می‌کرد.

rapid [اسم]
اجرا کردن

بخشی از یک رودخانه که در آن جریان بسیار سریع است

Ex: The river 's rapids can be dangerous after heavy rain .

آبشارهای رودخانه می‌توانند پس از باران شدید خطرناک باشند.

کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
مدیریت مقادیر، سطوح و دسترسی اعضای بدن و حواس تجارت، پول و ارزش چالش‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌ها
جامعه، زندگی و زیرساخت کنترل، مسئولیت یا تغییر آسیب، خطر یا شکست قیدها و عبارات قیدی
علم، آموزش و اکتشاف هنرهای خلاقانه تجهیزات یا اشیاء سرگرمی‌ها، اوقات فراغت و فعالیت‌های اجتماعی
احساسات و عواطف رویدادهای زنده و اجراها ویژگی‌ها و رفتارهای شخصی ارزیابی‌ها و کیفیت‌ها
غذا و حواس سلامتی و پزشکی قانون و جرم مکان‌ها و سازه‌ها
افراد و پویایی های اجتماعی مدیریت و مقابله با موقعیت‌ها ویژگی‌های جغرافیایی و بدنه‌های آبی پدیده‌های طبیعی و تأثیر انسان
سبک و ارائه شخصی تأثیر انسان، منابع و پایداری تفکر، درک و پردازش اطلاعات ایده ها، برنامه ریزی & حل مسئله
ارتباط بین فردی پویایی رابطه و رفتار اجتماعی ورزش و تناسب اندام Wildlife
فناوری و محاسبات زمان و توالی رسانه و محتوا حرکت و حرکت فیزیکی
سفر و ماجراجویی حرفه‌ای و محیط کسب‌وکار استخدام و انتقالات شغلی