انتخاب کردن
هنگام خرید یک تلفن جدید، او تصمیم گرفت انتخاب کند آخرین مدل را.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
انتخاب کردن
هنگام خرید یک تلفن جدید، او تصمیم گرفت انتخاب کند آخرین مدل را.
بیرون رفتن
آنها اغلب آخر هفتهها بیرون میروند تا رستورانهای جدید را کشف کنند.
پایبند بودن
علیرغم حواسپرتیها، او توانست به برنامه مطالعهاش پایبند بماند.
عاشق کسی شدن
مدتی طول کشید، اما در نهایت، او عاشق بهترین دوستش شد.
قطع ارتباط کردن
تفاوتهای سیاسی باعث شد که همسایهها با هم دعوا کنند، که منجر به رابطهای پرتنش شد.
دوست شدن با
سگ نجات به سرعت با صاحب جدیدش دوست شد، پیوندی قوی ایجاد کرد.
to fulfill or uphold a commitment or agreement that one has made to someone
عهدشکنی کردن
رازی را نگه داشتن
to build a positive relationship with a specific person, often by spending time together and getting to know each other
تعهد
سازمان تعهد خود را به پایداری محیط زیست با کاهش ردپای کربن نشان داد.
منفجر شدن
معلم به دلیل عدم تکمیل به موقع تکالیفشان عصبانی شد.
چیزی را با کسی شریک شدن
ما توافق کردیم که تقسیم کنیم، چون منابع محدود بودند.
نوبتی کاری را انجام دادن
از تنبیه کسی خودداری کردن
معلم این بار به خاطر فراموش کردن تکالیف، دانشآموز را بخشید، اما او را از عواقب سختتر در صورت تکرار این اتفاق هشدار داد.
(در جایی) وقتگذرانی کردن
فقط ول گشتن نکن؛ اگر به کمک در هر چیزی نیاز داشتی به من بگو!
نواده
تست DNA تأیید کرد که او نوه کاشف معروف است، که بسیار او را متعجب کرد.
نامزد
زوج نامزد شده اغلب در مورد امیدها و رویاهایشان برای آیندهی مشترک صحبت میکردند.
سالگرد
زوجین به مناسبت دهمین سالگرد ازدواجشان به یکدیگر هدیه دادند.