کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First) - ارتباط بین فردی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
to go ahead [فعل]
اجرا کردن

ادامه دادن

Ex:

تیم تولید فیلم هیجان‌زده است که پس از ماه‌ها آماده‌سازی، اجازه دهد فیلمبرداری ادامه یابد.

gossip [اسم]
اجرا کردن

شایعه

Ex: She did n’t want to get involved in the gossip , so she excused herself from the conversation .

او نمی‌خواست در گپ‌وگفت‌های بی‌اساس درگیر شود، بنابراین از گفتگو عذرخواهی کرد.

to cheer [فعل]
اجرا کردن

تشویق کردن

Ex: She has already cheered at several concerts this year .

او امسال در چندین کنسرت تشویق کرده است.

critical [صفت]
اجرا کردن

انتقادآمیز

Ex: The professor was critical of the student 's essay , pointing out several errors in logic .

استاد نسبت به مقاله دانشجو انتقادی بود و به چندین خطای منطقی اشاره کرد.

to admit [فعل]
اجرا کردن

اقرار کردن

Ex: By this time , she has already admitted to breaking the vase .

تا این زمان، او قبلاً به شکستن گلدان اعتراف کرده بود.

to stress [فعل]
اجرا کردن

تأکید کردن

Ex: In the safety briefing , the flight attendant stressed the importance of fastening seat belts during takeoff and landing .

در جلسه توجیهی ایمنی، مهماندار هواپیما بر اهمیت بستن کمربندهای ایمنی در هنگام برخاستن و فرود تاکید کرد.

اجرا کردن

منصرف کردن

Ex: The negative feedback from critics did not discourage her from pursuing her passion for painting .

بازخورد منفی منتقدان او را از پیگیری علاقه‌اش به نقاشی دلسرد نکرد.

اجرا کردن

متقاعد کردن

Ex:

او توانست دوستش را متقاعد کند که به سفر پیاده‌روی ماجراجویانه برود.

اجرا کردن

عذرخواهی کردن

Ex: Last week , he promptly apologized for the misunderstanding .

هفته گذشته، او به سرعت برای سوء تفاهم عذرخواهی کرد.

to claim [فعل]
اجرا کردن

ادعا کردن

Ex: The explorer claimed to have discovered a hidden treasure .

کاشف ادعا کرد که یک گنج پنهان را کشف کرده است.

to deny [فعل]
اجرا کردن

تکذیب کردن

Ex: He continued to deny the allegations despite the overwhelming evidence .

او علیرغم شواهد قاطع به انکار اتهامات ادامه داد.

to insist [فعل]
اجرا کردن

to assert or postulate something positively and confidently

Ex:
to mention [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن (در صحبت)

Ex: In her speech , the speaker will mention the importance of community engagement .

در سخنرانی خود، سخنران به اهمیت مشارکت جامعه اشاره خواهد کرد.

to promise [فعل]
اجرا کردن

قول دادن

Ex: They promised their parents that they would call them every week while studying abroad .

آنها به والدین خود قول دادند که هر هفته در هنگام تحصیل در خارج از کشور به آنها تلفن خواهند زد.

to refuse [فعل]
اجرا کردن

امتناع کردن

Ex: She decided to refuse the job offer because it did n't align with her career goals .

او تصمیم گرفت پیشنهاد کار را رد کند زیرا با اهداف شغلی او همخوانی نداشت.

to urge [فعل]
اجرا کردن

شدیداً توصیه کردن

Ex: The mentor urged perseverance in pursuing personal and professional goals despite setbacks .

منتور بر اصرار به پشتکار در پیگیری اهداف شخصی و حرفه‌ای علیرغم شکست‌ها تأکید کرد.

to warn [فعل]
اجرا کردن

هشدار دادن

Ex: The lifeguard warned the swimmers about the dangerous rip currents .

ناجی غریق شناگران را از جریان‌های خطرناک کشنده هشدار داد.

to send off [فعل]
اجرا کردن

فرستادن

Ex: They sent off their visa application to the consulate .

آنها درخواست ویزای خود را به کنسولگری فرستادند.

to tell off [فعل]
اجرا کردن

کسی را مورد شماتت قرار دادن

Ex:

قصد نداشتم او را سرزنش کنم، اما واقعاً ناامید شده بودم.

apology [اسم]
اجرا کردن

عذرخواهی

Ex: He made a public apology for the mistake that caused confusion among the audience .

او به خاطر اشتباهی که باعث سردرگمی در میان مخاطبان شد، عذرخواهی عمومی کرد.

complaint [اسم]
اجرا کردن

شکایت

Ex: The company takes customer complaints seriously and has a dedicated team to address any issues that arise .

شرکت به شکایات مشتریان اهمیت می‌دهد و تیمی اختصاصی برای رسیدگی به هرگونه مشکل پیش‌آمده دارد.

to ignore [فعل]
اجرا کردن

بی‌توجهی کردن

Ex: She regularly ignores distracting elements to stay focused .

او به طور منظم عناصر حواس پرت کن را نادیده می‌گیرد تا متمرکز بماند.

to submit [فعل]
اجرا کردن

ارائه دادن

Ex: The students must submit their assignments by the end of the week .

دانشجویان باید تکالیف خود را تا پایان هفته ارسال کنند.

to accuse [فعل]
اجرا کردن

متهم کردن

Ex: The child accused the dog of eating his homework , much to his parents ' amusement .

کودک سگ را به خوردن تکالیفش متهم کرد، که باعث خوشحالی والدینش شد.

to reject [فعل]
اجرا کردن

رد کردن

Ex: The strict teacher rejected the student 's late assignment .

معلم سخت‌گیر رد کرد تکلیف دیررس دانش‌آموز را.

the former [ضمیر]
اجرا کردن

اولی

Ex: You can either take the bus or the train ; I ’d recommend the former for a quicker commute .

شما می‌توانید اتوبوس یا قطار را انتخاب کنید؛ من اولی را برای مسافرت سریع‌تر توصیه می‌کنم.

the latter [ضمیر]
اجرا کردن

دومی

Ex: You can either take the bus or walk ; I suggest the latter , as it 's a nice day .

شما می‌توانید یا اتوبوس بگیرید یا پیاده بروید؛ من دومی را پیشنهاد می‌کنم، چون روز خوبی است.

on behalf of [حرف اضافه]
اجرا کردن

به نمایندگی از

Ex: The mayor delivered a speech on behalf of the city council .

شهردار یک سخنرانی به نمایندگی از شورای شهر ایراد کرد.

on the condition that [حرف ربط]
اجرا کردن

به شرطی که

Ex: They will hire her on the condition that she completes the training program successfully .

آنها او را به شرطی که برنامه آموزشی را با موفقیت به پایان برساند استخدام خواهند کرد.

کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
مدیریت مقادیر، سطوح و دسترسی اعضای بدن و حواس تجارت، پول و ارزش چالش‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌ها
جامعه، زندگی و زیرساخت کنترل، مسئولیت یا تغییر آسیب، خطر یا شکست قیدها و عبارات قیدی
علم، آموزش و اکتشاف هنرهای خلاقانه تجهیزات یا اشیاء سرگرمی‌ها، اوقات فراغت و فعالیت‌های اجتماعی
احساسات و عواطف رویدادهای زنده و اجراها ویژگی‌ها و رفتارهای شخصی ارزیابی‌ها و کیفیت‌ها
غذا و حواس سلامتی و پزشکی قانون و جرم مکان‌ها و سازه‌ها
افراد و پویایی های اجتماعی مدیریت و مقابله با موقعیت‌ها ویژگی‌های جغرافیایی و بدنه‌های آبی پدیده‌های طبیعی و تأثیر انسان
سبک و ارائه شخصی تأثیر انسان، منابع و پایداری تفکر، درک و پردازش اطلاعات ایده ها، برنامه ریزی & حل مسئله
ارتباط بین فردی پویایی رابطه و رفتار اجتماعی ورزش و تناسب اندام Wildlife
فناوری و محاسبات زمان و توالی رسانه و محتوا حرکت و حرکت فیزیکی
سفر و ماجراجویی حرفه‌ای و محیط کسب‌وکار استخدام و انتقالات شغلی