ادامه دادن
تیم تولید فیلم هیجانزده است که پس از ماهها آمادهسازی، اجازه دهد فیلمبرداری ادامه یابد.
ادامه دادن
تیم تولید فیلم هیجانزده است که پس از ماهها آمادهسازی، اجازه دهد فیلمبرداری ادامه یابد.
شایعه
او نمیخواست در گپوگفتهای بیاساس درگیر شود، بنابراین از گفتگو عذرخواهی کرد.
تشویق کردن
او امسال در چندین کنسرت تشویق کرده است.
انتقادآمیز
استاد نسبت به مقاله دانشجو انتقادی بود و به چندین خطای منطقی اشاره کرد.
اقرار کردن
تا این زمان، او قبلاً به شکستن گلدان اعتراف کرده بود.
تأکید کردن
در جلسه توجیهی ایمنی، مهماندار هواپیما بر اهمیت بستن کمربندهای ایمنی در هنگام برخاستن و فرود تاکید کرد.
منصرف کردن
بازخورد منفی منتقدان او را از پیگیری علاقهاش به نقاشی دلسرد نکرد.
متقاعد کردن
او توانست دوستش را متقاعد کند که به سفر پیادهروی ماجراجویانه برود.
عذرخواهی کردن
هفته گذشته، او به سرعت برای سوء تفاهم عذرخواهی کرد.
ادعا کردن
کاشف ادعا کرد که یک گنج پنهان را کشف کرده است.
تکذیب کردن
او علیرغم شواهد قاطع به انکار اتهامات ادامه داد.
اشاره کردن (در صحبت)
در سخنرانی خود، سخنران به اهمیت مشارکت جامعه اشاره خواهد کرد.
قول دادن
آنها به والدین خود قول دادند که هر هفته در هنگام تحصیل در خارج از کشور به آنها تلفن خواهند زد.
امتناع کردن
او تصمیم گرفت پیشنهاد کار را رد کند زیرا با اهداف شغلی او همخوانی نداشت.
شدیداً توصیه کردن
منتور بر اصرار به پشتکار در پیگیری اهداف شخصی و حرفهای علیرغم شکستها تأکید کرد.
هشدار دادن
ناجی غریق شناگران را از جریانهای خطرناک کشنده هشدار داد.
فرستادن
آنها درخواست ویزای خود را به کنسولگری فرستادند.
کسی را مورد شماتت قرار دادن
قصد نداشتم او را سرزنش کنم، اما واقعاً ناامید شده بودم.
عذرخواهی
او به خاطر اشتباهی که باعث سردرگمی در میان مخاطبان شد، عذرخواهی عمومی کرد.
شکایت
شرکت به شکایات مشتریان اهمیت میدهد و تیمی اختصاصی برای رسیدگی به هرگونه مشکل پیشآمده دارد.
بیتوجهی کردن
او به طور منظم عناصر حواس پرت کن را نادیده میگیرد تا متمرکز بماند.
ارائه دادن
دانشجویان باید تکالیف خود را تا پایان هفته ارسال کنند.
متهم کردن
کودک سگ را به خوردن تکالیفش متهم کرد، که باعث خوشحالی والدینش شد.
رد کردن
معلم سختگیر رد کرد تکلیف دیررس دانشآموز را.
اولی
شما میتوانید اتوبوس یا قطار را انتخاب کنید؛ من اولی را برای مسافرت سریعتر توصیه میکنم.
دومی
شما میتوانید یا اتوبوس بگیرید یا پیاده بروید؛ من دومی را پیشنهاد میکنم، چون روز خوبی است.
به نمایندگی از
شهردار یک سخنرانی به نمایندگی از شورای شهر ایراد کرد.
به شرطی که
آنها او را به شرطی که برنامه آموزشی را با موفقیت به پایان برساند استخدام خواهند کرد.