کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First) - تفکر، درک و پردازش اطلاعات

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
to prove [فعل]
اجرا کردن

اثبات کردن

Ex: Right now , the scientist is proving the concept in the laboratory .

هم اکنون، دانشمند در حال اثبات مفهوم در آزمایشگاه است.

to look at [فعل]
اجرا کردن

اندیشیدن

Ex: The historian looked at the past events from a different viewpoint , challenging prevailing narratives .

تاریخ‌دان به وقایع گذشته از دیدگاهی متفاوت نگاه کرد، روایت‌های رایج را به چالش کشید.

اجرا کردن

اتفاقی مواجه شدن

Ex: While researching for my project , I came across an interesting article that provided valuable insights .

در حین تحقیق برای پروژه‌ام، به مقاله‌ای جالب برخوردم که بینش‌های ارزشمندی ارائه می‌کرد.

to go over [فعل]
اجرا کردن

کامل بازبینی کردن

Ex: The teacher asked the students to go over their homework assignments .

معلم از دانش‌آموزان خواست که تکالیف خود را مرور کنند.

accessible [صفت]
اجرا کردن

قابل دسترسی

Ex: The teacher used simple language to make the lesson more accessible to all students .

معلم از زبان ساده استفاده کرد تا درس را برای همه دانش‌آموزان قابل دسترس تر کند.

complex [صفت]
اجرا کردن

دشوار

Ex: Analyzing the data collected from the experiment proved to be complex , requiring statistical expertise and careful interpretation .

تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از آزمایش پیچیده ثابت شد، که نیاز به تخصص آماری و تفسیر دقیق داشت.

to find out [فعل]
اجرا کردن

پی بردن

Ex:

ما باید حقیقت را در مورد این وضعیت کشف کنیم.

اجرا کردن

هوش و ذکاوت

Ex:

آزمون‌های هوش اغلب برای اندازه‌گیری توانایی‌های شناختی استفاده می‌شوند.

meaningful [صفت]
اجرا کردن

پرمعنی

Ex: His meaningful apology showed genuine remorse for his actions .

عذرخواهی معنادار او نشان‌دهنده پشیمانی واقعی از اعمالش بود.

to doubt [فعل]
اجرا کردن

شک کردن

Ex: He doubted her intentions after she changed her mind so suddenly .

او پس از اینکه او به طور ناگهانی نظر خود را تغییر داد، در مورد مقاصدش شک کرد.

to reckon [فعل]
اجرا کردن

باور کردن

Ex: She reckoned on his support , knowing how reliable he had been in the past .

او به حمایت او اعتماد داشت، با دانستن اینکه چقدر در گذشته قابل اعتماد بوده است.

comparison [اسم]
اجرا کردن

سنجش

Ex: A literary comparison of Shakespeare and Marlowe highlights their use of poetic language and dramatic themes .
اجرا کردن

متمایز کردن

Ex: Teachers aim to help students distinguish between fact and opinion in critical thinking .

معلمان هدفشان کمک به دانش‌آموزان برای تشخیص بین واقعیت و نظر در تفکر انتقادی است.

اجرا کردن

تمیز دادن

Ex: In the dark room , it was difficult to tell apart the various fabrics by feel .

در اتاق تاریک، تشخیص تفاوت بین پارچه‌های مختلف با لمس دشوار بود.

to feel [فعل]
اجرا کردن

عقیده‌ داشتن

Ex: She feels that she 's being watched , although there 's no evidence to support it .
to make out [فعل]
اجرا کردن

فهمیدن

Ex: She struggled to make out the meaning of the complex instructions .

او برای فهمیدن معنای دستورالعمل‌های پیچیده تلاش کرد.

to look up [فعل]
اجرا کردن

جستجو کردن (در لغت‌نامه و غیره)

Ex: You can look up any unfamiliar term on the internet .

شما می‌توانید هر عبارت ناآشنا را در اینترنت جستجو کنید.

matter [اسم]
اجرا کردن

مسئله

Ex: His health had become a matter of concern for his family .

سلامتی او به یک مسئله نگران‌کننده برای خانواده‌اش تبدیل شده بود.

feature [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: The historical landmark 's most notable feature is its distinctive architecture dating back to the 18th century .

ویژگی قابل توجه ترین بنای تاریخی معماری متمایز آن است که به قرن هجدهم بازمی گردد.

case [اسم]
اجرا کردن

مورد

Ex: Each case of misconduct will be reviewed by the disciplinary committee .

هر مورد از سوء رفتار توسط کمیته انضباطی بررسی خواهد شد.

element [اسم]
اجرا کردن

رکن

Ex: Creativity is an essential element in solving complex problems .
need [اسم]
اجرا کردن

نیاز

Ex: The refugees have urgent needs for food and shelter .

پناهندگان نیازهای فوری به غذا و سرپناه دارند.

اجرا کردن

متشکل بودن از

Ex: The team consists of experienced professionals with diverse skill sets .

تیم از متخصصان باتجربه با مجموعه‌های مهارتی متنوع تشکیل شده است.

form [اسم]
اجرا کردن

شکل

Ex: The essay was written in persuasive form , with the author arguing for a particular point of view .

مقاله به شکل متقاعدکننده‌ای نوشته شده بود، نویسنده از دیدگاه خاصی دفاع می‌کرد.

کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
مدیریت مقادیر، سطوح و دسترسی اعضای بدن و حواس تجارت، پول و ارزش چالش‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌ها
جامعه، زندگی و زیرساخت کنترل، مسئولیت یا تغییر آسیب، خطر یا شکست قیدها و عبارات قیدی
علم، آموزش و اکتشاف هنرهای خلاقانه تجهیزات یا اشیاء سرگرمی‌ها، اوقات فراغت و فعالیت‌های اجتماعی
احساسات و عواطف رویدادهای زنده و اجراها ویژگی‌ها و رفتارهای شخصی ارزیابی‌ها و کیفیت‌ها
غذا و حواس سلامتی و پزشکی قانون و جرم مکان‌ها و سازه‌ها
افراد و پویایی های اجتماعی مدیریت و مقابله با موقعیت‌ها ویژگی‌های جغرافیایی و بدنه‌های آبی پدیده‌های طبیعی و تأثیر انسان
سبک و ارائه شخصی تأثیر انسان، منابع و پایداری تفکر، درک و پردازش اطلاعات ایده ها، برنامه ریزی & حل مسئله
ارتباط بین فردی پویایی رابطه و رفتار اجتماعی ورزش و تناسب اندام Wildlife
فناوری و محاسبات زمان و توالی رسانه و محتوا حرکت و حرکت فیزیکی
سفر و ماجراجویی حرفه‌ای و محیط کسب‌وکار استخدام و انتقالات شغلی