مشارکت کردن
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مشارکت کردن
شراکت
سازمان غیرانتفاعی وارد یک همکاری با کسبوکارهای محلی شد تا پروژههای توسعه جامعه را تأمین مالی کند.
اوقات فراغت
اکثر مردم ترجیح میدهند اوقات فراغت خود را با خانواده و دوستان بگذرانند.
شروع کردن (انجام یا یادگیری کاری را)
خانواده پیادهروی را به عنوان یک فعالیت آخر هفته به عادت تبدیل کردند.
مشتاق
او به شروع عکاسی به عنوان یک سرگرمی بسیار مشتاق است.
در رستوران غذا خوردن
به جای بستهبندی ناهار، آنها تصمیم گرفتند بیرون غذا بخورند و کافههای نزدیک را امتحان کنند.
شرکت کردن
آرام گرفتن
ساحل، محل مورد علاقه من برای آرامش و استراحت است.
دور هم جمع شدن
بعد از کار، دوست داریم در بار محلی دور هم جمع شویم تا نوشیدنی بخوریم.
سر زدن
همسایههای ما همیشه صبح یکشنبهها برای قهوه و گپ زدن میآیند.
اسکیتبازى
او تا زمانی که احساس اعتماد به نفس بیشتری کند، اسکیت روی چرخ تمرین کرد.
مغازهگردی
خرید پنجرهای راهی سرگرمکننده برای گذراندن وقت بدون خرج کردن پول است.
پیادهروی
او به یک گروه کوهنوردی پیوست تا با افراد همفکر ملاقات کند و مسیرهای جدیدی را کشف کند.
خیاطی
کلاسهای خیاطی در بین افرادی که به دنبال ساخت لباسهای سفارشی خود هستند محبوب شدهاند.