کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First) - سرگرمی‌ها، اوقات فراغت و فعالیت‌های اجتماعی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
اجرا کردن

مشارکت کردن

Ex: The team participated in the competition and achieved great success .
partnership [اسم]
اجرا کردن

شراکت

Ex: The nonprofit organization entered into a partnership with local businesses to fund community development projects .

سازمان غیرانتفاعی وارد یک همکاری با کسب‌وکارهای محلی شد تا پروژه‌های توسعه جامعه را تأمین مالی کند.

اجرا کردن

اوقات فراغت

Ex: Most people prefer to spend their leisure time with family and friends .

اکثر مردم ترجیح می‌دهند اوقات فراغت خود را با خانواده و دوستان بگذرانند.

to take up [فعل]
اجرا کردن

شروع کردن (انجام یا یادگیری کاری را)

Ex: The family took up hiking as a weekend activity .

خانواده پیاده‌روی را به عنوان یک فعالیت آخر هفته به عادت تبدیل کردند.

keen [صفت]
اجرا کردن

مشتاق

Ex: He ’s quite keen on taking up photography as a hobby .

او به شروع عکاسی به عنوان یک سرگرمی بسیار مشتاق است.

to eat out [فعل]
اجرا کردن

در رستوران غذا خوردن

Ex: Instead of packing lunch , they decided to eat out and try the nearby cafes .

به جای بسته‌بندی ناهار، آن‌ها تصمیم گرفتند بیرون غذا بخورند و کافه‌های نزدیک را امتحان کنند.

to [take] part [عبارت]
اجرا کردن

شرکت کردن

Ex: Even though she was n't feeling her best , she still managed to take part .
اجرا کردن

آرام گرفتن

Ex: The beach is my favorite spot to chill out and unwind .

ساحل، محل مورد علاقه من برای آرامش و استراحت است.

اجرا کردن

دور هم جمع شدن

Ex:

بعد از کار، دوست داریم در بار محلی دور هم جمع شویم تا نوشیدنی بخوریم.

اجرا کردن

سر زدن

Ex: Our neighbors always come around for coffee and a chat on Sunday mornings .

همسایه‌های ما همیشه صبح یکشنبه‌ها برای قهوه و گپ زدن می‌آیند.

اجرا کردن

اسکیت‌بازى

Ex:

او تا زمانی که احساس اعتماد به نفس بیشتری کند، اسکیت روی چرخ تمرین کرد.

اجرا کردن

مغازه‌گردی

Ex: Window shopping is a fun way to pass the time without spending money .

خرید پنجره‌ای راهی سرگرم‌کننده برای گذراندن وقت بدون خرج کردن پول است.

اجرا کردن

غواصی

Ex:

او از غواصی به عنوان یک سرگرمی آخر هفته لذت می‌برد.

crossword [اسم]
اجرا کردن

جدول

Ex:

جدول کلمات متقاطع سرنخ‌های سختی داشت، اما توانستم آن را تمام کنم.

hiking [اسم]
اجرا کردن

پیاده‌روی

Ex: She joined a hiking group to meet like-minded individuals and discover new trails .

او به یک گروه کوهنوردی پیوست تا با افراد همفکر ملاقات کند و مسیرهای جدیدی را کشف کند.

jogging [اسم]
اجرا کردن

دو آهسته

Ex:

من جاگینگ را به دویدن ترجیح می‌دهم چون کمتر خسته‌کننده است.

sewing [اسم]
اجرا کردن

خیاطی

Ex: Sewing classes have become popular among people looking to create their own custom clothing .

کلاس‌های خیاطی در بین افرادی که به دنبال ساخت لباس‌های سفارشی خود هستند محبوب شده‌اند.

کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
مدیریت مقادیر، سطوح و دسترسی اعضای بدن و حواس تجارت، پول و ارزش چالش‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌ها
جامعه، زندگی و زیرساخت کنترل، مسئولیت یا تغییر آسیب، خطر یا شکست قیدها و عبارات قیدی
علم، آموزش و اکتشاف هنرهای خلاقانه تجهیزات یا اشیاء سرگرمی‌ها، اوقات فراغت و فعالیت‌های اجتماعی
احساسات و عواطف رویدادهای زنده و اجراها ویژگی‌ها و رفتارهای شخصی ارزیابی‌ها و کیفیت‌ها
غذا و حواس سلامتی و پزشکی قانون و جرم مکان‌ها و سازه‌ها
افراد و پویایی های اجتماعی مدیریت و مقابله با موقعیت‌ها ویژگی‌های جغرافیایی و بدنه‌های آبی پدیده‌های طبیعی و تأثیر انسان
سبک و ارائه شخصی تأثیر انسان، منابع و پایداری تفکر، درک و پردازش اطلاعات ایده ها، برنامه ریزی & حل مسئله
ارتباط بین فردی پویایی رابطه و رفتار اجتماعی ورزش و تناسب اندام Wildlife
فناوری و محاسبات زمان و توالی رسانه و محتوا حرکت و حرکت فیزیکی
سفر و ماجراجویی حرفه‌ای و محیط کسب‌وکار استخدام و انتقالات شغلی