کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First) - آسیب، خطر یا شکست

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
to shoot [فعل]
اجرا کردن

شلیک کردن

Ex: The police officer had to shoot to defend against the armed suspect .
threat [اسم]
اجرا کردن

تهدید

Ex: Rising unemployment rates are seen as a potential threat to the country 's economic stability .
to break [فعل]
اجرا کردن

خراب شدن

Ex: I ca n't play my favorite video game because the console broke .

من نمی‌توانم بازی ویدیویی مورد علاقه‌ام را انجام دهم چون کنسول خراب شد.

اجرا کردن

خراب شدن

Ex: The car broke down on the highway due to engine trouble .

ماشین به دلیل مشکل موتور در بزرگراه خراب شد.

break [اسم]
اجرا کردن

شکستگی

Ex: The fall caused a break in his collarbone .

سقوط باعث شکستگی در استخوان ترقوه او شد.

scar [اسم]
اجرا کردن

جای زخم

Ex: While scars can not be completely removed , treatments such as laser therapy , steroid injections , or surgical revision can help improve their appearance .

اگرچه جای زخم‌ها به طور کامل قابل حذف نیستند، اما درمان‌هایی مانند لیزر درمانی، تزریق استروئید یا اصلاح جراحی می‌توانند به بهبود ظاهر آنها کمک کنند.

to sprain [فعل]
اجرا کردن

پیچ خوردن

Ex: She often sprains her foot during long walks .

او اغلب در پیاده‌روی‌های طولانی پایش را پیچ می‌دهد.

crack [اسم]
اجرا کردن

شکاف

Ex: They peered through a crack in the fence to watch the game .

آن‌ها از طریق یک ترک در حصار برای تماشای بازی نگاه کردند.

to damage [فعل]
اجرا کردن

آسیب رساندن

Ex: The vandals intentionally damaged the public property with graffiti .

خرابکاران عمداً اموال عمومی را با گرافیتی آسیب زدند.

to injure [فعل]
اجرا کردن

زخمی کردن

Ex: He was practicing gymnastics and injured his neck .

او در حال تمرین ژیمناستیک بود و گردنش را آسیب زد.

destruction [اسم]
اجرا کردن

ویرانی

Ex: The war resulted in the destruction of many historical monuments and cultural sites .
to pollute [فعل]
اجرا کردن

آلوده کردن

Ex: Factories often pollute the air with emissions from burning fossil fuels .

کارخانه‌ها اغلب با انتشار گازهای ناشی از سوخت سوخت‌های فسیلی هوا را آلوده می‌کنند.

to suffer [فعل]
اجرا کردن

رنج کشیدن

Ex: Last year , the region suffered a severe drought .

سال گذشته، این منطقه از خشکسالی شدیدی رنج برد.

violent [صفت]
اجرا کردن

خشن

Ex: A violent explosion caused damage to nearby buildings .

انفجار خشونت‌آمیز به ساختمان‌های اطراف آسیب رساند.

to sting [فعل]
اجرا کردن

نیش زدن

Ex: The hornet stung the intruder repeatedly to defend its nest .

زنبور مهاجم را بارها نیش زد تا از لانه‌اش دفاع کند.

کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
مدیریت مقادیر، سطوح و دسترسی اعضای بدن و حواس تجارت، پول و ارزش چالش‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌ها
جامعه، زندگی و زیرساخت کنترل، مسئولیت یا تغییر آسیب، خطر یا شکست قیدها و عبارات قیدی
علم، آموزش و اکتشاف هنرهای خلاقانه تجهیزات یا اشیاء سرگرمی‌ها، اوقات فراغت و فعالیت‌های اجتماعی
احساسات و عواطف رویدادهای زنده و اجراها ویژگی‌ها و رفتارهای شخصی ارزیابی‌ها و کیفیت‌ها
غذا و حواس سلامتی و پزشکی قانون و جرم مکان‌ها و سازه‌ها
افراد و پویایی های اجتماعی مدیریت و مقابله با موقعیت‌ها ویژگی‌های جغرافیایی و بدنه‌های آبی پدیده‌های طبیعی و تأثیر انسان
سبک و ارائه شخصی تأثیر انسان، منابع و پایداری تفکر، درک و پردازش اطلاعات ایده ها، برنامه ریزی & حل مسئله
ارتباط بین فردی پویایی رابطه و رفتار اجتماعی ورزش و تناسب اندام Wildlife
فناوری و محاسبات زمان و توالی رسانه و محتوا حرکت و حرکت فیزیکی
سفر و ماجراجویی حرفه‌ای و محیط کسب‌وکار استخدام و انتقالات شغلی