تهدید
خراب شدن
من نمیتوانم بازی ویدیویی مورد علاقهام را انجام دهم چون کنسول خراب شد.
خراب شدن
ماشین به دلیل مشکل موتور در بزرگراه خراب شد.
شکستگی
سقوط باعث شکستگی در استخوان ترقوه او شد.
جای زخم
اگرچه جای زخمها به طور کامل قابل حذف نیستند، اما درمانهایی مانند لیزر درمانی، تزریق استروئید یا اصلاح جراحی میتوانند به بهبود ظاهر آنها کمک کنند.
پیچ خوردن
او اغلب در پیادهرویهای طولانی پایش را پیچ میدهد.
شکاف
آنها از طریق یک ترک در حصار برای تماشای بازی نگاه کردند.
آسیب رساندن
خرابکاران عمداً اموال عمومی را با گرافیتی آسیب زدند.
زخمی کردن
او در حال تمرین ژیمناستیک بود و گردنش را آسیب زد.
ویرانی
آلوده کردن
کارخانهها اغلب با انتشار گازهای ناشی از سوخت سوختهای فسیلی هوا را آلوده میکنند.
رنج کشیدن
سال گذشته، این منطقه از خشکسالی شدیدی رنج برد.
خشن
انفجار خشونتآمیز به ساختمانهای اطراف آسیب رساند.
نیش زدن
زنبور مهاجم را بارها نیش زد تا از لانهاش دفاع کند.