بدون چیزی سر کردن
او ترجیح میدهد هنگام مطالعه بدون حواسپرتیها سر کند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بدون چیزی سر کردن
او ترجیح میدهد هنگام مطالعه بدون حواسپرتیها سر کند.
عادت کرده
زندگی در یک خانه دو زبانه، او به راحتی به عادت به تغییر بین زبانها کرد.
تلاش به مقابله با چیزی کردن
داوطلبان در جامعه به طور فعال در حال مقابله با مشکلات اجتماعی برای تغییر مثبت هستند.
از عهده (چیزی) برآمدن
بیمارانی که با بیماریهای مزمن کنار میآیند، انعطافپذیری را برای حفظ کیفیت بالای زندگی توسعه میدهند.
به کارهای ناتمام پرداختن
او بعد از یک هفته کاری شلوغ جبران تمریناتش را کرد.
قطع کردن
پس از یک سری خیانتها، او تصمیم گرفت ارتباط خود را با دوست غیرقابل اعتمادش قطع کند.
دلزده کردن
آنها در ابتدا در مورد سفر هیجان زده بودند، اما نظرات بد آنها را دلسرد کرد.
تحمل کردن
ساکنان تحمل میکنند سر و صدای زندگی شهری را به خاطر راحتیهایی که ارائه میدهد.
(با شجاعت) با چیزی روبهرو شدن
درمانگر او را تشویق کرد تا برای بهبود عاطفی با مسائل حل نشده از گذشته خود روبرو شود.
متحمل شدن
کودک در حال گذراندن مرحلهای از سختگیری در مورد غذا است.
اتفاق افتادن
عروسی برگزار خواهد شد همانطور که برنامه ریزی شده بود، با وجود باران.
برآورده کردن
شرکت به قول خود در زمینه نوآوری عمل کرد و محصولات پیشگامانهای را معرفی کرد که صنعت را متحول کرد.
خاموش کردن (آتش یا شعله)
او فراموش کرد که سیگارش را خاموش کند، که باعث سوختگی کوچکی روی فرش شد.