کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First) - سلامتی و پزشکی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
infection [اسم]
اجرا کردن

عفونت

Ex: The wound was cleaned to prevent an infection from developing .

زخم برای جلوگیری از ایجاد عفونت تمیز شد.

bandage [اسم]
اجرا کردن

بانداژ

Ex: He always kept a first aid kit with extra bandages in his car for any minor injuries while hiking .

او همیشه یک جعبه کمک‌های اولیه با بانداژهای اضافی در ماشینش برای هرگونه آسیب جزئی در هنگام پیاده‌روی نگه می‌داشت.

bug [اسم]
اجرا کردن

میکروب

Ex: Handwashing prevents the transfer of bugs .
اجرا کردن

شربت سرفه

Ex: She gave her child a dose of cough medicine before bed .

او قبل از خواب به کودکش یک دوز شربت سرفه داد.

to faint [فعل]
اجرا کردن

از حال رفتن

Ex: She often faints at the sight of needles , making medical appointments challenging .

او اغلب با دیدن سوزن‌ها غش می‌کند، که این امر قرارهای پزشکی را چالش‌برانگیز می‌کند.

to graze [فعل]
اجرا کردن

خراشیدن (پوست)

Ex: She grazed her shin on the corner of the table .

او ساق پایش را روی لبه میز خراشید.

to hurt [فعل]
اجرا کردن

درد داشتن

Ex: I ate too much ice cream , and now my stomach hurts .

من بستنی زیادی خوردم، و حالا معده‌ام درد می‌کند.

needle [اسم]
اجرا کردن

سوزن

Ex: The syringe and needle were disposed of in a medical waste container .

سرنگ و سوزن در ظرف زباله‌های پزشکی دفع شدند.

plaster [اسم]
اجرا کردن

چسب‌زخم

Ex: The plaster kept the wound clean and prevented infection .

چسب زخم زخم را تمیز نگه داشت و از عفونت جلوگیری کرد.

stitch [اسم]
اجرا کردن

بخیه

Ex: The nurse tightened the stitches carefully to avoid infection .

پرستار بخیه‌ها را با دقت محکم کرد تا از عفونت جلوگیری شود.

surgery [اسم]
اجرا کردن

عمل جراحی

Ex: The surgery was performed successfully , and the patient is expected to make a full recovery .
symptom [اسم]
اجرا کردن

نشانه (بیماری)

Ex: The rash on his skin was a clear symptom of an allergic reaction .

جوش روی پوست او یک علامت واضح از واکنش آلرژیک بود.

treatment [اسم]
اجرا کردن

درمان

Ex: The holistic approach to cancer treatment included chemotherapy , radiation therapy , and complementary therapies to support overall well-being .
کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
مدیریت مقادیر، سطوح و دسترسی اعضای بدن و حواس تجارت، پول و ارزش چالش‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌ها
جامعه، زندگی و زیرساخت کنترل، مسئولیت یا تغییر آسیب، خطر یا شکست قیدها و عبارات قیدی
علم، آموزش و اکتشاف هنرهای خلاقانه تجهیزات یا اشیاء سرگرمی‌ها، اوقات فراغت و فعالیت‌های اجتماعی
احساسات و عواطف رویدادهای زنده و اجراها ویژگی‌ها و رفتارهای شخصی ارزیابی‌ها و کیفیت‌ها
غذا و حواس سلامتی و پزشکی قانون و جرم مکان‌ها و سازه‌ها
افراد و پویایی های اجتماعی مدیریت و مقابله با موقعیت‌ها ویژگی‌های جغرافیایی و بدنه‌های آبی پدیده‌های طبیعی و تأثیر انسان
سبک و ارائه شخصی تأثیر انسان، منابع و پایداری تفکر، درک و پردازش اطلاعات ایده ها، برنامه ریزی & حل مسئله
ارتباط بین فردی پویایی رابطه و رفتار اجتماعی ورزش و تناسب اندام Wildlife
فناوری و محاسبات زمان و توالی رسانه و محتوا حرکت و حرکت فیزیکی
سفر و ماجراجویی حرفه‌ای و محیط کسب‌وکار استخدام و انتقالات شغلی