کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First) - سفر و ماجراجویی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
airline [اسم]
اجرا کردن

شرکت هواپیمایی

Ex: The airline announced a new route to Tokyo starting next month .

شرکت هواپیمایی مسیر جدیدی به توکیو را از ماه آینده اعلام کرد.

cabin [اسم]
اجرا کردن

a small private room on a ship or boat used for sleeping

Ex:
campsite [اسم]
اجرا کردن

اردوگاه

Ex: The campsite was nestled in the woods , providing a lot of shade .

محل کمپ در میان جنگل قرار داشت و سایه‌ زیادی فراهم می‌کرد.

to check in [فعل]
اجرا کردن

رزرو خود را چک کردن

Ex:

فرآیند چک این در این هتل ساده است.

اجرا کردن

حساب خود را تسویه کردن و رفتن (در هتل)

Ex: Please make sure to check out online if you have an early departure .

لطفاً مطمئن شوید که اگر عزیمت زودهنگام دارید، تسویه حساب را به صورت آنلاین انجام دهید.

destination [اسم]
اجرا کردن

مقصد

Ex: The GPS will guide you to your desired destination with turn-by-turn directions .

GPS شما را با راهنمایی گام به گام به مقصد مورد نظرتان هدایت می‌کند.

ferry [اسم]
اجرا کردن

فرابر (نوعی کشتی)

Ex: She enjoyed watching the waves from the deck of the ferry .

او از تماشای امواج از عرشه کشتی مسافربری لذت می‌برد.

to get away [فعل]
اجرا کردن

به مسافرت رفتن (معمولاً در تعطیلات)

Ex: Every winter , they dream of getting away to a warm , tropical paradise .

هر زمستان، آنها رویای فرار به بهشت گرمسیری گرم را می‌بینند.

to get in [فعل]
اجرا کردن

رسیدن

Ex: The ship will get in at the port early tomorrow morning .

کشتی فردا صبح زود به بندر خواهد رسید.

to land [فعل]
اجرا کردن

فرود آمدن

Ex: The helicopter is landing on the rooftop .

هلیکوپتر در حال فرود آمدن روی پشت بام است.

landing [اسم]
اجرا کردن

فرود (هواپیما و...)

Ex: The airplane made a smooth landing at the airport despite the windy conditions .

هواپیما علیرغم شرایط بادی، یک فرود نرم در فرودگاه انجام داد.

to set off [فعل]
اجرا کردن

به سفری رفتن

Ex: After breakfast , the hikers set off on the trail , ready for a day of exploration .

بعد از صبحانه، کوهنوردان راه افتادند در مسیر، آماده برای یک روز اکتشاف.

اجرا کردن

توقف کوتاه داشتن

Ex: The tour guide announced that the bus would stop over in Venice before reaching the scheduled endpoint .

راهنمای تور اعلام کرد که اتوبوس قبل از رسیدن به مقصد برنامه‌ریزی شده در ونیز توقف کوتاهی خواهد داشت.

to take off [فعل]
اجرا کردن

به پرواز در آمدن

Ex: The rocket ship is designed to take off vertically from the launchpad .

کشتی موشکی طراحی شده است تا به صورت عمودی از سکوی پرتاب بلند شود.

terminal [اسم]
اجرا کردن

پایانه (اتوبوس، هواپیما و غیره)

Ex: He met his friend at the terminal after a long journey .

او پس از یک سفر طولانی دوستش را در ترمینال ملاقات کرد.

اجرا کردن

کارمند آژانس مسافرتی

Ex: They consulted the travel agent to get advice on visa requirements and travel documents .

آن‌ها برای دریافت مشاوره در مورد الزامات ویزا و مدارک سفر با آژانس مسافرتی مشورت کردند.

souvenir [اسم]
اجرا کردن

سوغاتی

Ex: She bought a keychain souvenir from the gift shop to remember her trip to Paris .

او یک سوغاتی کلید زنجیری از فروشگاه هدیه خرید تا سفرش به پاریس را به یاد بیاورد.

timetable [اسم]
اجرا کردن

برنامه حرکت (هواپیما، قطار و غیره)

Ex: You can find the subway timetable online for easy access .

شما می‌توانید زمان‌بندی مترو را به صورت آنلاین برای دسترسی آسان پیدا کنید.

runway [اسم]
اجرا کردن

باند فرودگاه

Ex: The pilot guided the aircraft onto the runway .

خلبان هواپیما را به باند هدایت کرد.

reservation [اسم]
اجرا کردن

رزرو

Ex: The travel agency helped us arrange reservations for guided tours and excursions during our vacation abroad .

آژانس مسافرتی به ما کمک کرد تا رزروها را برای تورهای راهنما و گشت‌وگذارها در طول تعطیلات خارجی خود ترتیب دهیم.

اجرا کردن

تور مسافرتی

Ex: They enjoyed a package tour that featured cultural experiences and local cuisine .

آنها از یک تور پکیج لذت بردند که شامل تجربیات فرهنگی و غذاهای محلی بود.

departure [اسم]
اجرا کردن

عزیمت

Ex: They gathered at the airport to see off their friend before her departure for overseas .

آن‌ها در فرودگاه جمع شدند تا دوستشان را قبل از حرکت به خارج از کشور بدرقه کنند.

arrival [اسم]
اجرا کردن

رسیدن

Ex:

شرکت هواپیمایی مسافران را از زمان ورود پیش‌بینی شده به مقصدشان مطلع کرد.

cruise [اسم]
اجرا کردن

کشتیرانی

Ex: He saved up for years to afford a round-the-world cruise , fulfilling his dream of circumnavigating the globe by sea .

او سال‌ها پس‌انداز کرد تا بتواند هزینه یک کروز دور دنیا را بپردازد و رویای دور زدن کره زمین از طریق دریا را محقق کند.

platform [اسم]
اجرا کردن

سکو

Ex: The platform was well-lit and had seating for waiting passengers .

سکو به خوبی روشن بود و برای مسافران منتظر صندلی داشت.

crossing [اسم]
اجرا کردن

دریانوردی

Ex: He booked a cabin for the overnight crossing .

او یک کابین برای عبور شبانه رزرو کرد.

voyage [اسم]
اجرا کردن

سفر دریایی یا فضایی

Ex: The novel follows the protagonist ’s epic voyage through treacherous seas and uncharted territories .

رمان سفر حماسی شخصیت اصلی را از طریق دریاهای خطرناک و سرزمین‌های ناشناخته دنبال می‌کند.

کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
مدیریت مقادیر، سطوح و دسترسی اعضای بدن و حواس تجارت، پول و ارزش چالش‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌ها
جامعه، زندگی و زیرساخت کنترل، مسئولیت یا تغییر آسیب، خطر یا شکست قیدها و عبارات قیدی
علم، آموزش و اکتشاف هنرهای خلاقانه تجهیزات یا اشیاء سرگرمی‌ها، اوقات فراغت و فعالیت‌های اجتماعی
احساسات و عواطف رویدادهای زنده و اجراها ویژگی‌ها و رفتارهای شخصی ارزیابی‌ها و کیفیت‌ها
غذا و حواس سلامتی و پزشکی قانون و جرم مکان‌ها و سازه‌ها
افراد و پویایی های اجتماعی مدیریت و مقابله با موقعیت‌ها ویژگی‌های جغرافیایی و بدنه‌های آبی پدیده‌های طبیعی و تأثیر انسان
سبک و ارائه شخصی تأثیر انسان، منابع و پایداری تفکر، درک و پردازش اطلاعات ایده ها، برنامه ریزی & حل مسئله
ارتباط بین فردی پویایی رابطه و رفتار اجتماعی ورزش و تناسب اندام Wildlife
فناوری و محاسبات زمان و توالی رسانه و محتوا حرکت و حرکت فیزیکی
سفر و ماجراجویی حرفه‌ای و محیط کسب‌وکار استخدام و انتقالات شغلی