کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First) - Wildlife

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
to breed [فعل]
اجرا کردن

پرورش دادن (حیوانات)

Ex: The kennel selectively breeds Labrador Retrievers for their friendly temperament and intelligence .
wildlife [اسم]
اجرا کردن

حیات‌وحش

Ex: He enjoys watching wildlife documentaries in his spare time .

او از تماشای مستندهای حیات وحش در وقت آزاد خود لذت می‌برد.

endangered [صفت]
اجرا کردن

مستعد انقراض

Ex:

دانشمندان در حال مطالعه رفتار گونه‌های در معرض خطر هستند تا استراتژی‌های حفاظتی مؤثری توسعه دهند.

feather [اسم]
اجرا کردن

پر

Ex: The artist meticulously painted each individual feather on the owl ’s wing in exquisite detail .

هنرمند با دقت هر پر منفرد روی بال جغد را با جزئیات عالی نقاشی کرد.

fur [اسم]
اجرا کردن

مو (حیوان)

Ex: His coat was covered in cat fur after cuddling with his pet .

پالتوی او پس از در آغوش گرفتن حیوان خانگی‌اش با خز گربه پوشیده شده بود.

parrot [اسم]
اجرا کردن

طوطی

Ex: In the wild , the parrot is often found in rainforests .

در طبیعت، طوطی اغلب در جنگل‌های بارانی یافت می‌شود.

paw [اسم]
اجرا کردن

پنجه

Ex: The bear used its powerful paws to break open the beehive and access the honey inside .

خرس از پنجه‌های قدرتمند خود برای شکستن کندو و دسترسی به عسل داخل آن استفاده کرد.

polar bear [اسم]
اجرا کردن

خرس قطبی

Ex: Polar bears have a keen sense of smell , allowing them to detect seals from long distances beneath the ice .

خرس‌های قطبی دارای حس بویایی قوی هستند که به آنها امکان می‌دهد فوک‌ها را از فواصل طولانی زیر یخ تشخیص دهند.

species [اسم]
اجرا کردن

گونه

Ex: The domestic dog is a species of the genus Canis that has been selectively bred by humans for thousands of years .

سگ خانگی یک گونه از سرده Canis است که برای هزاران سال توسط انسان‌ها به صورت انتخابی پرورش داده شده است.

tail [اسم]
اجرا کردن

دم

Ex: The monkey 's tail helps it swing from tree to tree .

دم میمون به او کمک می‌کند تا از درختی به درخت دیگر تاب بخورد.

اجرا کردن

حفظ منابع طبیعی

Ex: The conservation of forests plays a key role in maintaining global biodiversity .
hibernation [اسم]
اجرا کردن

خواب زمستانی

Ex: The black bear finds a secluded den for hibernation , where it experiences a reduced metabolic rate and conserves energy until spring .

خرس سیاه یک لانه خلوت برای خواب زمستانی پیدا می‌کند، جایی که نرخ متابولیک کاهش یافته و انرژی را تا بهار حفظ می‌کند.

to conserve [فعل]
اجرا کردن

حفظ کردن

Ex: Efforts to conserve biodiversity are essential for the health of ecosystems .

تلاش‌ها برای حفظ تنوع زیستی برای سلامت اکوسیستم‌ها ضروری است.

peacock [اسم]
اجرا کردن

طاووس نر

Ex: Visitors to the zoo marveled at the sight of a peacock spreading its feathers in a dazzling display of color .

بازدیدکنندگان از باغ وحش از دیدن یک طاووس که پرهایش را در نمایشی خیره‌کننده از رنگ‌ها گسترده بود، متحیر شدند.

کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
مدیریت مقادیر، سطوح و دسترسی اعضای بدن و حواس تجارت، پول و ارزش چالش‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌ها
جامعه، زندگی و زیرساخت کنترل، مسئولیت یا تغییر آسیب، خطر یا شکست قیدها و عبارات قیدی
علم، آموزش و اکتشاف هنرهای خلاقانه تجهیزات یا اشیاء سرگرمی‌ها، اوقات فراغت و فعالیت‌های اجتماعی
احساسات و عواطف رویدادهای زنده و اجراها ویژگی‌ها و رفتارهای شخصی ارزیابی‌ها و کیفیت‌ها
غذا و حواس سلامتی و پزشکی قانون و جرم مکان‌ها و سازه‌ها
افراد و پویایی های اجتماعی مدیریت و مقابله با موقعیت‌ها ویژگی‌های جغرافیایی و بدنه‌های آبی پدیده‌های طبیعی و تأثیر انسان
سبک و ارائه شخصی تأثیر انسان، منابع و پایداری تفکر، درک و پردازش اطلاعات ایده ها، برنامه ریزی & حل مسئله
ارتباط بین فردی پویایی رابطه و رفتار اجتماعی ورزش و تناسب اندام Wildlife
فناوری و محاسبات زمان و توالی رسانه و محتوا حرکت و حرکت فیزیکی
سفر و ماجراجویی حرفه‌ای و محیط کسب‌وکار استخدام و انتقالات شغلی