کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First) - ارزیابی‌ها و کیفیت‌ها

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
pros and cons [عبارت]
اجرا کردن

مزایا و معایب

Ex: The committee spent hours deliberating on the pros and cons of the proposed policy changes , aiming to make an informed decision that would benefit all stakeholders .
اجرا کردن

قابل درک

Ex: Her frustration was understandable after working so hard and not receiving credit .

ناامیدی او پس از این همه سختکوشی و عدم دریافت اعتبار قابل درک بود.

appealing [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex:

لبخند گرم و خوش‌آمدگویی او بلافاصله او را برای هر کسی که ملاقات می‌کرد جذاب می‌کرد.

mild [صفت]
اجرا کردن

خفیف

Ex: His mild reaction to the criticism was unexpected .

واکنش ملایم او به انتقاد غیرمنتظره بود.

delightful [صفت]
اجرا کردن

لذت‌بخش

Ex: The weather on our holiday was simply delightful .

هوا در تعطیلات ما به سادگی دلپذیر بود.

elegant [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: The bride looked stunning in her elegant wedding dress , radiating grace and charm as she walked down the aisle .

عروس در لباس عروسی زیبا خود خیره کننده به نظر می‌رسید، در حالی که در راهرو راه می‌رفت، از لطف و جذابیت می‌درخشید.

exceptional [صفت]
اجرا کردن

استثنایی

Ex: She received an exceptional review for her work on the project .

او برای کارش در پروژه یک بررسی استثنایی دریافت کرد.

massive [صفت]
اجرا کردن

غول پیکر

Ex: The iceberg floating in the Arctic Ocean was massive , stretching for miles in every direction .

کوه یخ شناور در اقیانوس منجمد شمالی عظیم بود، در هر جهت برای مایل‌ها امتداد داشت.

remarkable [صفت]
اجرا کردن

فوق العاده

Ex: The remarkable resilience of the community in the face of adversity inspired others .

انعطاف‌پذیری قابل توجه جامعه در برابر سختی‌ها دیگران را الهام بخشید.

substantial [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ توجه

Ex: The scientist made substantial progress in understanding the mechanism of the disease .

دانشمند پیشرفت قابل توجهی در درک مکانیسم بیماری داشت.

vast [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: They explored the vast wilderness , discovering new landscapes and ecosystems along the way .

آنها طبیعت وسیع را کاوش کردند، مناظر و اکوسیستم‌های جدیدی را در طول راه کشف کردند.

effective [صفت]
اجرا کردن

مؤثر

Ex: The coach 's effective strategies improved the team 's performance on the field .

استراتژی‌های موثر مربی عملکرد تیم را در زمین بهبود بخشید.

memorable [صفت]
اجرا کردن

به‌یادماندنی

Ex: The speech he gave at the graduation was so inspiring that it became the most memorable part of the ceremony .

سخنرانی که او در مراسم فارغ‌التحصیلی ایراد کرد چنان الهام‌بخش بود که به به یاد ماندنی‌ترین بخش مراسم تبدیل شد.

unique [صفت]
اجرا کردن

منحصربه‌فرد

Ex: This artist has a unique perspective that makes her artwork stand out .

این هنرمند یک دیدگاه منحصر به فرد دارد که آثار هنری او را متمایز می‌کند.

invaluable [صفت]
اجرا کردن

ارزشمند

Ex: Her advice was invaluable in helping me make the right decision .

توصیه او در کمک به من برای گرفتن تصمیم درست بی‌قیمت بود.

priceless [صفت]
اجرا کردن

باارزش

Ex: Witnessing a beautiful sunset over the ocean is a priceless experience .

تماشای غروب زیبای خورشید بر فراز اقیانوس تجربه‌ای بی‌قیمت است.

weird [صفت]
اجرا کردن

عجیب

Ex: The magician did a weird trick that I still ca n't figure out .

شعبده باز یک حقه عجیب انجام داد که من هنوز نمی‌توانم بفهمم.

delicate [صفت]
اجرا کردن

زودشکن

Ex: Handle the delicate china teacups with care to avoid chipping .

با فنجان‌های چینی حساس چای با احتیاط رفتار کنید تا از ترک خوردن جلوگیری شود.

outrageous [صفت]
اجرا کردن

غیر متعارف

Ex: Her outrageous decision to quit her job without notice shocked her colleagues .

تصمیم تکان‌دهنده او برای ترک کار بدون اطلاع قبلی همکارانش را شوکه کرد.

unhelpful [صفت]
اجرا کردن

غیرسودمند

Ex: The unhelpful response from management left employees feeling unsupported and demotivated .

پاسخ بی‌فایده مدیریت باعث شد کارمندان احساس عدم حمایت و بی‌انگیزگی کنند.

powerful [صفت]
اجرا کردن

تاثیرگذار

Ex: The powerful advertising campaign significantly increased sales .

کمپین تبلیغاتی قوی به طور قابل توجهی فروش را افزایش داد.

shallow [صفت]
اجرا کردن

کم‌عمق

Ex: The pond is so shallow that you can easily touch the bottom with your feet .

حوضچه آنقدر کمعمق است که به راحتی می‌توانید با پاهایتان کف آن را لمس کنید.

immoral [صفت]
اجرا کردن

غیراخلاقی

Ex: Discrimination based on race , gender , or religion is widely recognized as immoral behavior .

تبعیض بر اساس نژاد، جنسیت یا مذهب به طور گسترده‌ای به عنوان رفتاری غیراخلاقی شناخته می‌شود.

اجرا کردن

نامناسب

Ex: Sharing personal details about someone without their consent is inappropriate .

به اشتراک گذاشتن جزئیات شخصی درباره کسی بدون رضایت او نامناسب است.

domestic [صفت]
اجرا کردن

داخلی (پرواز و...)

Ex: Domestic travel has increased this year .
significant [صفت]
اجرا کردن

قابل توجه

Ex: The student 's research findings were significant enough to be published in a prestigious journal .

یافته‌های تحقیقاتی دانشجو به اندازه‌ای مهم بودند که در یک مجله معتبر منتشر شوند.

relevant [صفت]
اجرا کردن

مرتبط

Ex: They had a relevant discussion about the implications of the new policy .

آنها یک بحث مرتبط در مورد پیامدهای سیاست جدید داشتند.

اجرا کردن

ناپایدار

Ex: The rapid depletion of fossil fuels was making our current energy consumption patterns unsustainable .

کاهش سریع سوخت‌های فسیلی الگوهای مصرف انرژی فعلی ما را ناپایدار می‌کرد.

کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
مدیریت مقادیر، سطوح و دسترسی اعضای بدن و حواس تجارت، پول و ارزش چالش‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌ها
جامعه، زندگی و زیرساخت کنترل، مسئولیت یا تغییر آسیب، خطر یا شکست قیدها و عبارات قیدی
علم، آموزش و اکتشاف هنرهای خلاقانه تجهیزات یا اشیاء سرگرمی‌ها، اوقات فراغت و فعالیت‌های اجتماعی
احساسات و عواطف رویدادهای زنده و اجراها ویژگی‌ها و رفتارهای شخصی ارزیابی‌ها و کیفیت‌ها
غذا و حواس سلامتی و پزشکی قانون و جرم مکان‌ها و سازه‌ها
افراد و پویایی های اجتماعی مدیریت و مقابله با موقعیت‌ها ویژگی‌های جغرافیایی و بدنه‌های آبی پدیده‌های طبیعی و تأثیر انسان
سبک و ارائه شخصی تأثیر انسان، منابع و پایداری تفکر، درک و پردازش اطلاعات ایده ها، برنامه ریزی & حل مسئله
ارتباط بین فردی پویایی رابطه و رفتار اجتماعی ورزش و تناسب اندام Wildlife
فناوری و محاسبات زمان و توالی رسانه و محتوا حرکت و حرکت فیزیکی
سفر و ماجراجویی حرفه‌ای و محیط کسب‌وکار استخدام و انتقالات شغلی