کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First) - ایده ها، برنامه ریزی & حل مسئله

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
technique [اسم]
اجرا کردن

شیوه

Ex: Effective study techniques can help students retain information more efficiently .

تکنیک‌های مطالعه مؤثر می‌توانند به دانش‌آموزان کمک کنند تا اطلاعات را با کارایی بیشتری به خاطر بسپارند.

alternative [اسم]
اجرا کردن

جایگزین

Ex: The company is exploring alternatives to traditional marketing strategies .

شرکت در حال بررسی جایگزین‌هایی برای استراتژی‌های بازاریابی سنتی است.

proposal [اسم]
اجرا کردن

طرح

Ex: His proposal to change the schedule caused debate .
to devise [فعل]
اجرا کردن

اختراع کردن

Ex: In the workshop , participants were encouraged to devise creative solutions to real-world problems .

در کارگاه، از شرکت‌کنندگان تشویق شد تا راه‌حل‌های خلاقانه‌ای برای مشکلات دنیای واقعی طراحی کنند.

اجرا کردن

با دقت بررسی کردن

Ex: They had been looking into the product 's specifications to ensure it meets their requirements .

آنها بررسی کرده بودند مشخصات محصول را تا مطمئن شوند که نیازهایشان را برآورده می‌کند.

اجرا کردن

ساختن (پاسخ یا راه حل)

Ex: By the end of the month , I will have come up with a detailed proposal .

تا پایان ماه، یک پیشنهاد دقیق تهیه خواهم کرد.

to work on [فعل]
اجرا کردن

(روی چیزی) کار کردن

Ex: They 're working on a plan to boost efficiency in the workplace .

آن‌ها روی برنامه‌ای برای افزایش کارایی در محیط کار کار می‌کنند.

to solve [فعل]
اجرا کردن

حل کردن

Ex: The team collaborated to solve the technical issues with the website .

تیم برای حل مشکلات فنی وب سایت همکاری کرد.

tricky [صفت]
اجرا کردن

دشوار

Ex: Balancing on a narrow beam during gymnastics practice is tricky and requires focus and control .

تعادل بر روی تیر باریک در تمرین ژیمناستیک دشوار است و به تمرکز و کنترل نیاز دارد.

to work out [فعل]
اجرا کردن

حل کردن

Ex: I can help you work out the logistics of your travel plans .

من می‌توانم به شما کمک کنم تا حل مسائل لجستیکی برنامه‌های سفرتان را پیدا کنید.

solution [اسم]
اجرا کردن

راه‌حل

Ex: Engineers developed an innovative solution to reduce energy consumption in the building .

مهندسان یک راه‌حل نوآورانه برای کاهش مصرف انرژی در ساختمان توسعه دادند.

اجرا کردن

to come to a decision or judgment after considering evidence, arguments, or facts

Ex: It 's important to gather all the facts before reaching a conclusion about what happened .
view [اسم]
اجرا کردن

نظر

Ex: Their views on education differ widely .

نظرات آنها در مورد آموزش بسیار متفاوت است.

brainchild [اسم]
اجرا کردن

زاده ذهن

Ex: The design for the building was his brainchild , inspired by nature .

طراحی ساختمان فرزند ذهن او بود، الهام گرفته از طبیعت.

کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
مدیریت مقادیر، سطوح و دسترسی اعضای بدن و حواس تجارت، پول و ارزش چالش‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌ها
جامعه، زندگی و زیرساخت کنترل، مسئولیت یا تغییر آسیب، خطر یا شکست قیدها و عبارات قیدی
علم، آموزش و اکتشاف هنرهای خلاقانه تجهیزات یا اشیاء سرگرمی‌ها، اوقات فراغت و فعالیت‌های اجتماعی
احساسات و عواطف رویدادهای زنده و اجراها ویژگی‌ها و رفتارهای شخصی ارزیابی‌ها و کیفیت‌ها
غذا و حواس سلامتی و پزشکی قانون و جرم مکان‌ها و سازه‌ها
افراد و پویایی های اجتماعی مدیریت و مقابله با موقعیت‌ها ویژگی‌های جغرافیایی و بدنه‌های آبی پدیده‌های طبیعی و تأثیر انسان
سبک و ارائه شخصی تأثیر انسان، منابع و پایداری تفکر، درک و پردازش اطلاعات ایده ها، برنامه ریزی & حل مسئله
ارتباط بین فردی پویایی رابطه و رفتار اجتماعی ورزش و تناسب اندام Wildlife
فناوری و محاسبات زمان و توالی رسانه و محتوا حرکت و حرکت فیزیکی
سفر و ماجراجویی حرفه‌ای و محیط کسب‌وکار استخدام و انتقالات شغلی