وحشتزده
چهره وحشتزده او ترسش از تاریکی را فاش کرد.
وحشتزده
چهره وحشتزده او ترسش از تاریکی را فاش کرد.
مضطرب
تحمل کردن
به عنوان یک والد، شما یاد میگیرید که تحمل کنید هرج و مرج و بینظمی گاهبهگاه همراه با داشتن فرزندان کوچک را.
حال روحی
او نمیتوانست از حال اضطرابی که بر او مستولی شده بود رها شود.
مفتخر
آنها از خانه جدیدشان مغرور بودند پس از سالها کار سخت برای تأمین آن.
شاد
علیرغم هوای بارانی، بچهها شاد باقی ماندند در حالی که با دوستانشان در داخل خانه بازی میکردند.
بهستوهآمده
او از جلسات بیپایان در محل کار خسته شده بود.
بدگمانی
من هیچ مدرک محکمی ندارم، اما مطمئنم که مقداری شک درگیر است.
دلواپس
والدین نگران با اضطراب اخبار مربوط به فرزند گمشده خود را انتظار میکشیدند.
ناراضی
دانشجویان ناراضی نگرانیهای خود را درباره مطالب درسی به استاد بیان کردند.
شوروشوق
اشتیاق او به یادگیری به او کمک کرد تا در مدرسه موفق شود.
ایمن
دادههای شرکت بر روی یک سرور امن با رمزگذاری ذخیره میشوند تا در برابر تهدیدات سایبری محافظت شوند.
نامشخص
نتیجه آزمایش تا زمانی که تمام دادهها تحلیل نشوند نامشخص است.
اشتها
دارو عوارض جانبی داشت که اشتها او را کاهش داد و منجر به نگرانی در مورد حفظ تغذیه مناسب شد.
مردد
او در مورد صداقت عذرخواهی او مشکوک احساس کرد، و فکر کرد که آیا واقعی است.
آرام شدن
بعد از حادثه، مدتی طول کشید تا آرام شود.
مشتاقانه در انتظار چیزی بودن
آنها بیصبرانه منتظر دیدار خانواده هستند.
مضطرب
راضی
خندههای شاد کودکان در زمین بازی طنین انداز شد.
وحشتزده
وقتی صداهای عجیبی بیرون پنجره شنید، احساس ترس کرد.
آزرده
او به راحتی عصبانی میشود وقتی مردم دستورالعملهای ساده را دنبال نمیکنند.
خشمگین
آنها به دلیل گم کردن چمدانهایشان از شرکت هواپیمایی عصبانی بودند.
خشکزده (از شدت ترس)
مجسمه سنگ شده به نظر میرسید لحظهای از سکون ابدی را به تصویر کشیده است.
تسکین یافته (از درد یا غم)
او پس از اتمام پروژه بزرگش در محل کار، احساس آسودگی کرد.
راضی
پس از ماهها کار سخت، او از نتایج تلاشهایش راضی بود.
زهرهترکشده
پرتنش
وضعیت همچنان متشنج باقی ماند در حالی که مذاکرات بین دو طرف متوقف شد.