اصطلاحات عامیانه انگلیسی آفریقای جنوبی

اینجا شما اصطلاحات عامیانه انگلیسی آفریقای جنوبی را پیدا خواهید کرد، که عبارات منطقه‌ای، لهجه‌ها و اصطلاحات فرهنگی مورد استفاده در سراسر آفریقای جنوبی را برجسته می‌کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
انگلیسی جغرافیایی و فرهنگی
dop [اسم]
اجرا کردن

یک نوشیدنی الکلی

Ex:

بعد از یک روز طولانی، او واقعاً می‌تواند از یک dop استفاده کند.

boet [اسم]
اجرا کردن

دوست

Ex:

من از boet خود خواستم که در جابه‌جایی به من کمک کند.

gatvol [صفت]
اجرا کردن

خسته

Ex:

من خسته شدم از بهانه‌هایت !

sarmie [اسم]
اجرا کردن

ساندویچ آفریقای جنوبی

Ex:

قبل از رفتن، یک سارمی سریع خوردیم.

babalaas [اسم]
اجرا کردن

خماری شدید

Ex:

او به دلیل بابالاس خود صبحانه را حذف کرد.

bakgat [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex:

همه چیز در رویداد bakgat پیش رفت.

blesser [اسم]
اجرا کردن

حامی

Ex:

blesser او او را به شام‌های گران‌قیمت می‌برد.

to chow [فعل]
اجرا کردن

خوردن

Ex:

من در راه رفتن به سر کار یک ساندویچ chow کردم.

dankie [حرف ندا]
اجرا کردن

ممنون

Ex:

او دست تکان داد و هنگام ترک گفت dankie.

to donner [فعل]
اجرا کردن

کتک زدن

Ex:

آن‌ها ماشین را با یک چکش donner کردند.

entjie [اسم]
اجرا کردن

یک سیگار

Ex:

او در حین استراحت یک entjie به من داد.

gwaai [اسم]
اجرا کردن

سیگار

Ex:

بعد از شام، یک gwaai روشن کرد.

haibo [حرف ندا]
اجرا کردن

هایبو!

Ex:

Haibo، چه تغییری در رویدادها!

ja [حرف ندا]
اجرا کردن

بله

Ex:

او سرش را تکان داد و گفت ja.

jol [اسم]
اجرا کردن

مهمانی

Ex:

جول موسیقی و غذای عالی داشت.

to klap [فعل]
اجرا کردن

زدن

Ex:

او از سر ناامیدی میز را زد.

kwaai [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex:

او یک ماشین kwaai دارد.

heita [حرف ندا]
اجرا کردن

سلام!

Ex:

هیتا، رفیق!

laaitie [اسم]
اجرا کردن

جوان

Ex:

Laaitie‌ها بعد از رویداد به تمیز کردن کمک کردند.

laanie [اسم]
اجرا کردن

شیک پوش

Ex:

او یک لانی است که عاشق مد لوکس است.

maat [اسم]
اجرا کردن

دوست

Ex:

من چند مات جدید در مهمانی ملاقات کردم.

mampara [اسم]
اجرا کردن

احمق

Ex:

این یک حرکت mampara بود که بدون خداحافظی رفت.

pap [صفت]
اجرا کردن

ضعيف

Ex:

داستانش pap به نظر می‌رسید، انگار که در حال جعل آن بود.

sif [صفت]
اجرا کردن

مشمئزکننده

Ex:

آب پس از طوفان مزه‌ی sif دارد.

skollie [اسم]
اجرا کردن

اراذل

Ex:

پلیس یک skollie را در حال نقاشی دیواری روی دیوار گرفت.

skyf [اسم]
اجرا کردن

سیگار

Ex:

او در حین انتظار برای اتوبوس یک skyf کشید.

to smaak [فعل]
اجرا کردن

دوست داشتن

Ex:

او به وضوح ایده سفر بیشتر را smaak می‌کند.

stukkie [اسم]
اجرا کردن

دوست دختر

Ex:

او برای دوست دخترش گل خرید.

zak [اسم]
اجرا کردن

پول

Ex:

من باید مقداری زاک برای آخر هفته پس‌انداز کنم.

tackie [اسم]
اجرا کردن

کفش ورزشی

Ex:

آن tackies ها خیلی راحت هستند.