زبان عامیانه انگلیسی آفریقایی آمریکایی

اینجا شما اصطلاحات عامیانه از انگلیسی عامیانه آفریقایی-آمریکایی (AAVE) را پیدا خواهید کرد، که عبارات منحصر به فرد، الگوهای گفتاری و زبان فرهنگی را در بر می‌گیرد.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
انگلیسی جغرافیایی و فرهنگی
to be down with [عبارت]
اجرا کردن

(African American) to agree with, approve of, or accept something

Ex:
to bite [فعل]
اجرا کردن

دزدیدن

Ex: That rapper got caught biting another artist 's flow .

آن رپر هنگام کپی کردن فلوی هنرمند دیگری دستگیر شد.

off the rip [عبارت]
اجرا کردن

(African American) from the very beginning

Ex:
on and popping [عبارت]
اجرا کردن

(African American) lively, active, or full of excitement

Ex:
اجرا کردن

(African American) a saying that people of African descent tend to show fewer wrinkles or signs of aging

Ex:
blammer [اسم]
اجرا کردن

تفنگ

Ex:

همیشه با یک blammer با احتیاط رفتار کنید.

blammy [اسم]
اجرا کردن

تفنگ

Ex:

هرگز یک blammy را به سمت کسی نشانه نگیرید.

bleezy [اسم]
اجرا کردن

بلانت

Ex:

رپر در اشعار خود به کشیدن یک bleezy اشاره کرد.

boughetto [صفت]
اجرا کردن

تظاهر به شیک‌پوشی اما خیابانی

Ex:

سبک زندگی او boughetto است؛ ماشین لوکس اما آپارتمان به‌هم‌ریخته.

brolic [صفت]
اجرا کردن

عضلانی

Ex:

او گفت که یک مرد brolic نمی‌خواهد، فقط کسی که تناسب اندام داشته باشد.

to bust off [فعل]
اجرا کردن

شلیک کردن را شروع کردن

Ex:

Bust off به این معنی است که دیشب کسی در کوچه شروع به تیراندازی کرد.

bye [حرف ندا]
اجرا کردن

بابا جان

Ex: She tried to blame me for it ; bye .

او سعی کرد مرا به خاطر آن سرزنش کند؛ bye.

to [chop] it up [عبارت]
اجرا کردن

(African American) to talk casually, often to catch up or have a friendly discussion

Ex:
cuddy [اسم]
اجرا کردن

دوست

Ex: I hit up my cuddy to hang out .

من با دوست نزدیکم تماس گرفتم تا باهم وقت بگذرانیم.

cuzzo [اسم]
اجرا کردن

پسرعمو

Ex:

Cuzzo برایم بلیت گرفت.

to dead [فعل]
اجرا کردن

متوقف کردن

Ex:

آنها پس از از دست دادن بودجه، پروژه را کشتند.

deuces [حرف ندا]
اجرا کردن

deuces

Ex:

مهمانی تمام شد، deuces.

to dog out [فعل]
اجرا کردن

توهین کردن

Ex:

او مرا علناً تحقیر کرد در مقابل همه.

to [do] it up [عبارت]
اجرا کردن

(African American) to party or celebrate in a big or wild way

Ex:
to front on [فعل]
اجرا کردن

تهدید کردن

Ex:

front on کردن افرادی که از شما ضعیف‌ترند را متوقف کنید.

اجرا کردن

(African American) to misunderstand, misinterpret, or be mistaken about something

Ex:
to [hold] it down [عبارت]
اجرا کردن

(African American) used to tell someone to remain calm, quiet, or composed, often in response to excitement

Ex: Can you hold it down at the shop today ?
اجرا کردن

دوست داشتن

Ex: I mess with this crew every weekend .
to [put] it down [عبارت]
اجرا کردن

(African American) to perform impressively, handle a task skillfully, or do something correctly and with excellence

Ex:
to ride for [فعل]
اجرا کردن

با تمام وجود حمایت کردن

Ex:

آنها در زمان‌های سخت برای یکدیگر حمایت می‌کنند.

to [run] it up [عبارت]
اجرا کردن

(African American) to earn, accumulate, or increase money or other valuables quickly

Ex:
shawty [ضمیر]
اجرا کردن

دختر

Ex:

شاوتی آنجا خیلی زیبا به نظر می‌رسد.