اصطلاحات عامیانه انگلیسی ساحل شرقی و شمال شرقی ایالات متحده

اینجا شما اصطلاحات عامیانه از ساحل شرقی و شمال شرقی آمریکا را خواهید یافت، که بر عبارات منطقه‌ای، لهجه‌ها و زبان فرهنگی محلی تأکید دارد.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
انگلیسی جغرافیایی و فرهنگی
grinder [اسم]
اجرا کردن

ساندویچ بلند

Ex: He made a huge grinder stacked with roast beef and cheese .

او یک گرایندر بزرگ پر از گوشت گاو کبابی و پنیر درست کرد.

ope [حرف ندا]
اجرا کردن

اوه

Ex:
to grill [فعل]
اجرا کردن

خیره شدن با خشم

Ex: The teacher was grilling the students over their missing homework .
schmear [اسم]
اجرا کردن

لایه

Ex:

من یک بگل برشته شده با schmear و مربا را دوست دارم.

pie [اسم]
اجرا کردن

پیتزای کامل

Ex: That new pizza place makes a really good pie .
stoop [اسم]
اجرا کردن

پله‌های جلوی در

Ex: The kids were playing music on the stoop all afternoon .

بچه‌ها تمام بعدازظهر روی پله‌ها موسیقی می‌نواختند.

bodega [اسم]
اجرا کردن

فروشگاه کوچک

Ex: They met at the bodega every morning for coffee .
to schlep [فعل]
اجرا کردن

کشیدن

Ex:

ما صندلی‌ها را از زیرزمین به حیاط خلوت schlepped کردیم.

down the shore [عبارت]
اجرا کردن

(New Jersey) to the beach, especially the Jersey Shore

Ex:
disco fries [اسم]
اجرا کردن

سیب‌زمینی سرخ‌کرده دیسکو

Ex:
hoagie [اسم]
اجرا کردن

ساندویچ

Ex: He makes the best hoagies at his deli .

او بهترین هوگی‌ها را در مغازه‌اش درست می‌کند.

benny [اسم]
اجرا کردن

یک بازدیدکننده ناخواسته از بایون، الیزابت، نیوآرک یا نیویورک در ساحل نیوجرسی

Ex: He got called a benny the second he opened his mouth .
shoobie [اسم]
اجرا کردن

گردشگر ساحلی

Ex:

او را به خاطر پوشیدن کفش‌های ورزشی در شن‌ها shoobie صدا زدند.

Jeet yet? [جمله]
اجرا کردن

(New Jersey, Pennsylvania) use to ask if someone has eaten

Ex:
اجرا کردن

اسلاید جرسی

Ex:

او تقریباً خروجی را از دست داد، سپس یک جرسی اسلاید اجرا کرد.

اجرا کردن

شب کلم

Ex:

همسایه‌ها به ما هشدار دادند که در شب کلم مراقب باشیم.

Piney [اسم]
اجرا کردن

پاینی

Ex:

او افتخار می‌کند که یک Piney از جنوب نیوجرسی است.

اجرا کردن

(New Jersey) request for $20 worth of regular gasoline, paid in cash, typically said to a gas station attendant

Ex: