اصطلاحات عامیانه انگلیسی کانادایی

در اینجا شما اصطلاحات عامیانه انگلیسی کانادایی را خواهید یافت، شامل عبارات منطقه‌ای، لهجه‌ها و اصطلاحات فرهنگی که معمولاً در کانادا استفاده می‌شوند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
انگلیسی جغرافیایی و فرهنگی
loonie [اسم]
اجرا کردن

سکه یک دلار کانادا

Ex: I saved up ten loonies for the bus .

من ده لونی برای اتوبوس پس‌انداز کردم.

toonie [اسم]
اجرا کردن

سکه دو دلاری

Ex:

من چند تونی برای ناهار پس‌انداز کردم.

beauty [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex:

این ماشین زیبایی است.

two-four [اسم]
اجرا کردن

جعبه 24 تایی

Ex:

او یک دو-چهار به باربیکیو آورد.

gitch [اسم]
اجرا کردن

لباس زیر

Ex:

شورتت را در لباسشویی فراموش نکن.

gonchies [اسم]
اجرا کردن

لباس زیر

Ex:

گونچیزهای او رنگارنگ و سرگرم‌کننده بودند.

gotchies [اسم]
اجرا کردن

لباس زیر

Ex:

زیرپوش او روشن و سرگرم‌کننده بود.

bunny hug [اسم]
اجرا کردن

سوییشرت هودی

Ex: Do n't forget your bunny hug for the evening .

هودی خود را برای عصر فراموش نکنید.

sook [اسم]
اجرا کردن

ناله‌کننده

Ex:

Sook فردی است که بیش از حد حساس یا مستعد شکایت کردن است.

اجرا کردن

ساندویچ جو

Ex:

آنها یک ساندویچ جو در پیکنیک به اشتراک گذاشتند.

caker [اسم]
اجرا کردن

یک کانادایی انگلیسی‌زبان

Ex:

او او را کیکر صدا زد چون در داخل خانه توک پوشیده بود.

to deke [فعل]
اجرا کردن

اجتناب کردن

Ex: They deked the rules to get it done faster .

آنها برای انجام سریع‌تر آن، قوانین را دور زدند.

gradge [اسم]
اجرا کردن

گاراژ

Ex:

آنها روی ماشین در gradge کار می‌کردند.

اجرا کردن

مامور مقررات شهرداری

Ex:

زنبور سبز امشب در حال بررسی محله است.

hooped [صفت]
اجرا کردن

گیر افتاده

Ex:

او گیر افتاده بدون هیچ برنامه پشتیبانی.

hoser [اسم]
اجرا کردن

دزد بنزین

Ex:

هوزر در حال سیفون کردن بنزین دستگیر شد.

La-La land [اسم]
اجرا کردن

لا-لا لند

Ex:

جشنواره فیلم در La-La Land بسیار بزرگ است.

ledge [اسم]
اجرا کردن

مجلس قانونگذاری

Ex: We toured the ledge during our trip .

ما در سفرمان از ساختمان مجلس قانونگذاری بازدید کردیم.

meathead [اسم]
اجرا کردن

سر گوشت

Ex:

آن پلیس نظامی در مورد مقررات سختگیر است.

multicult [صفت]
اجرا کردن

چندفرهنگی

Ex:

آن محله بسیار چندفرهنگی است.

the Peg [اسم]
اجرا کردن

پگ

Ex:

ما آخر هفته را در Peg گذراندیم.

اجرا کردن

کابوی ملکه

Ex:

او به کابوی ملکه در مسیر رژه دست تکان داد.

red rocket [اسم]
اجرا کردن

موشک قرمز

Ex:

وقتی red rocket رد شد، او دست تکان داد.

rez [اسم]
اجرا کردن

اقامتگاه

Ex:

ما در خوابگاه برای گروه مطالعه ملاقات کردیم.

اجرا کردن

اسکناس صد دلاری کانادایی

Ex:

او با یک رابرت بوردن به پیشخدمت انعام داد.

rubby [اسم]
اجرا کردن

الکل مالشی

Ex:

rubby را برای کمک‌های اولیه در دسترس نگه دارید.

swarming [اسم]
اجرا کردن

حمله گروهی

Ex:

مقامات به مردم هشدار می‌دهند که از swarming محتاط باشند.

wobbly pop [اسم]
اجرا کردن

آبجو

Ex:

او یک آبجو باز کرد و استراحت کرد.

wowzer [اسم]
اجرا کردن

چیزی قابل توجه

Ex:

او یک wowzer ماشین به من نشان داد.

zipperhead [اسم]
اجرا کردن

زیپ

Ex:

ما در کنار چند zipperhead آموزش دیدیم.