اصطلاحات عامیانه انگلیسی اسکاتلندی

اینجا شما اصطلاحات عامیانه انگلیسی اسکاتلندی را پیدا خواهید کرد، شامل عبارات منطقه‌ای، لهجه‌ها و اصطلاحات فرهنگی منحصر به فرد اسکاتلند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
انگلیسی جغرافیایی و فرهنگی
bairn [اسم]
اجرا کردن

کودک

Ex: He moved back north to be closer to his bairns .

او به شمال بازگشت تا به فرزندان خود نزدیک‌تر باشد.

wee [صفت]
اجرا کردن

بسیار کوچک

Ex: Despite its wee size , the antique locket held immense sentimental value for the owner .

علیرغم اندازه کوچک آن، قاب عتیقه ارزش عاطفی عظیمی برای صاحبش داشت.

message [اسم]
اجرا کردن

خرید

Ex: He dropped the messages on the kitchen table .

او پیام‌ها را روی میز آشپزخانه انداخت.

numpty [اسم]
اجرا کردن

احمق

Ex:

او مرا numpty صدا کرد چون چای را روی مبل ریختم.

gallus [صفت]
اجرا کردن

بی‌پروا

Ex: He 's too gallus for his own good sometimes .

او گاهی اوقات برای خیر خودش بیش از حد بی‌پروا است.

dreich [اسم]
اجرا کردن

هوای دلگیر

Ex:

کمی آفتاب بالاخره این dreich را می‌شکند.

to ken [فعل]
اجرا کردن

دانستن

Ex: You ken fine

تو ken خوب می‌دانی که او چه می‌خواست بگوید.

bammy [صفت]
اجرا کردن

دیوانه

Ex:

او یک برنامه bammy برای آخر هفته ارائه داد.

bowfing [صفت]
اجرا کردن

بدبو

Ex:

به آن دست نزن، bowfing است.

buroo [اسم]
اجرا کردن

اداره بیکاری

Ex:

او هر هفته پولش را از اداره بیکاری جمع‌آوری می‌کرد.

اجرا کردن

شراب تونیک باکفاست

Ex:

آن‌ها شب را با اشتراک‌گذاری لوسیون commotion در باغ گذراندند.

اجرا کردن

شراب تقویتشده اسکاتلندی

Ex:

شب پس از چند لیوان سوپ الکتریکی وحشی شد.

fitba [اسم]
اجرا کردن

فوتبال

Ex:

او از تیم محلی فوتبال حمایت می‌کند.

اجرا کردن

ضربه سر

Ex:

آن یک بوسه گوربالز واقعی بود که او را نقش بر زمین کرد.

sosh [اسم]
اجرا کردن

یک تعاونی

Ex:

سوش امروز زود بسته می‌شود.

to spraff [فعل]
اجرا کردن

بی‌وقفه حرف زدن

Ex:

آنها در بار تا زمان بسته شدن spraff کردند.

titty [اسم]
اجرا کردن

خواهر کوچکم

Ex:

او به titty خود زنگ زد تا مشورت بخواهد.

tube [اسم]
اجرا کردن

احمق

Ex: Stop being a tube and help us out .

دست از tube بودن بردار و به ما کمک کن.

wane [اسم]
اجرا کردن

کودک

Ex: She bought a treat for every wane in the class .

او برای هر کودک در کلاس یک جایزه خرید.

اجرا کردن

(Scottish) Buckfast Tonic Wine, a strong fortified wine popular in parts of Scotland

Ex:
mad with it [عبارت]
اجرا کردن

(Scottish) extremely drunk or intoxicated

Ex:
to malky [فعل]
اجرا کردن

بریدن

Ex:

او دیشب در کوچه مالکی شد.

moddies [اسم]
اجرا کردن

مطالعات مدرن

Ex:

او کلاس را از دست داد، بنابراین در moddies عقب است.

mortalled [صفت]
اجرا کردن

کاملاً مست

Ex:

من هرگز او را اینقدر مست ندیده بودم.

offski [صفت]
اجرا کردن

غایب

Ex:

من offski خواهم بود به محض اینکه این ایمیل را تمام کنم.

scud [صفت]
اجرا کردن

برهنه

Ex:

او به شوخی در مهمانی برهنه رفت.

to skite [فعل]
اجرا کردن

مثل اسفنج نوشیدن

Ex:

من دیدم که او یک پینت کامل را یک نفس نوشید.

snitcher [اسم]
اجرا کردن

دستبند

Ex:

سعی نکنید فرار کنید؛ دستبندها آماده هستند.