اصطلاحات عامیانه انگلیسی ایرلندی

اینجا شما اصطلاحات عامیانه انگلیسی ایرلندی را پیدا خواهید کرد که عبارات منطقه‌ای، لهجه‌ها و اصطلاحات فرهنگی رایج در ایرلند را نشان می‌دهد.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
انگلیسی جغرافیایی و فرهنگی
to banjax [فعل]
اجرا کردن

نابود کردن

Ex:

آن استدلال واقعاً دوستی‌شان را بنجاکس کرد.

beour [اسم]
اجرا کردن

یک دختر

Ex:

پسرها در مورد بیورها در مهمانی شوخی می‌کردند.

blocked [صفت]
اجرا کردن

مست

Ex:

من هرگز او را اینقدر مست ندیده‌ام.

bolloxology [اسم]
اجرا کردن

چرند

Ex:

او در مورد پروژه بولوکسولوژی می‌گفت.

craytur [اسم]
اجرا کردن

بیچاره

Ex:

او از craytur مراقبت کرد وقتی که بیمار بود.

Croker [اسم]
اجرا کردن

ورزشگاه کروک

Ex:

او رویای بازی در کروکر را دارد.

cute hoor [اسم]
اجرا کردن

روباه حیله‌گر

Ex:

شورای محلی پر از cute hoors (افراد زیرک و حیله‌گر، به ویژه در تجارت یا سیاست) است.

dacent [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex:

او یک بازیکن dacent در تیم است.

dolehead [اسم]
اجرا کردن

انگل کمک هزینه

Ex:

آن بیکار تنبل تمام روز را تلویزیون تماشا می‌کند.

dosh [اسم]
اجرا کردن

پول

Ex: They raised some dosh for charity through donations .

آن‌ها از طریق کمک‌های مالی مقداری پول برای خیریه جمع‌آوری کردند.

to feck [فعل]
اجرا کردن

دزدیدن

Ex:

وقتی دوچرخه‌اش را بیرون گذاشت، آن را feck کردند.

fierce [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: That meal was fierce tasty .

آن غذا fierce خوشمزه بود.

اجرا کردن

وقت تلف کردن

Ex:

او قبل از اینکه بالاخره پروژه را شروع کند وقت تلف کرد.

fluted [صفت]
اجرا کردن

مست

Ex:

من هرگز او را اینقدر مست ندیده بودم.

to footer [فعل]
اجرا کردن

وقت تلف کردن

Ex:

او در آشپزخانه فوتر می‌کرد در حالی که منتظر اتوبوس بود.

game ball [حرف ندا]
اجرا کردن

عالی

Ex:

او ترفیع گرفت، game ball!

geebag [اسم]
اجرا کردن

شخص آزاردهنده

Ex:

من نمی‌توانم آن geebag را در دفتر تحمل کنم.

gobdaw [اسم]
اجرا کردن

احمق

Ex:

او به گابداو که سعی داشت همه را تحت تأثیر قرار دهد خندید.

gombeen [اسم]
اجرا کردن

یک فرد فاسد

Ex:

فقط یک gombeen وضعیت را اینگونه بهره‌برداری می‌کند.

gouger [اسم]
اجرا کردن

اراذل

Ex: He behaves like a proper gouger on the streets .

او در خیابان‌ها مانند یک اراذل و اوباش واقعی رفتار می‌کند.

hames [اسم]
اجرا کردن

بی نظمی

Ex:

این یک آشفتگی واقعی از وضعیت است.

I will yeah [جمله]
اجرا کردن

(Irish) used sarcastically to mean "I will not"

Ex:
knacked [صفت]
اجرا کردن

خسته

Ex:

او از سر کار knacké به خانه آمد.

langered [صفت]
اجرا کردن

کاملاً مست

Ex:

همه آنها تا نیمه‌شب langered بودند.

morto [صفت]
اجرا کردن

خیلی خجالت‌زده

Ex:

من morto هستم در مورد چیزی که قبلاً گفتم.

moth [اسم]
اجرا کردن

دوست دختر

Ex: That moth of his is really nice .

آن دوست دخترش واقعاً خوب است.

nixer [اسم]
اجرا کردن

کار جانبی

Ex:

آن نیکسر به او کمک می‌کند تا اجاره‌اش را پوشش دهد.

sambo [اسم]
اجرا کردن

ساندویچ

Ex: The kids wanted cheese sambos for school .

بچه‌ها سامبوس پنیر برای مدرسه می‌خواستند.

yer one [اسم]
اجرا کردن

یک شخص

Ex:

آیا yer one چیزی در مورد جلسه گفت؟

legend [اسم]
اجرا کردن

یک مرد باحال

Ex: She called him a legend after he fixed her bike .

او پس از اینکه دوچرخه‌اش را تعمیر کرد، او را یک افسانه نامید.