بچه نامشروع
علیرغم ازدواج نکردن، تام و جین یک فرزند نامشروع زیبا را به زندگی خود پذیرفتند.
بر اصطلاحات انگلیسی مربوط به خانواده مسلط شوید، مانند "متولد و پرورش یافته" و "گوسفند سیاه".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بچه نامشروع
علیرغم ازدواج نکردن، تام و جین یک فرزند نامشروع زیبا را به زندگی خود پذیرفتند.
سرپرست خانواده (زن)
او مامان بزرگ ماست، که بین کار و مسئولیتهای خانوادگی تعادل برقرار میکند تا زندگی امن و راحتی برای ما فراهم کند.
فرزند خارج از ازدواج
محلی که در آن شخص به دنیا آمده و بزرگ شده
لوس بار آوردن
خواهر و برادر
جان و امیلی یک جفت کبوتر هستند، با جان به عنوان برادر بزرگتر و امیلی به عنوان خواهر کوچکتر.
خویشاوند
بگومگوهای زنوشوهری
کاترین به جان یک سرزنش خصوصی به خاطر گذاشتن جورابهایش روی زمین داد و اهمیت نظم و تمیزی را به او یادآوری کرد.
مایه ننگ یک جمع یا خانواده
در خانوادهای از پزشکان و وکلا، تصمیم سارا برای موسیقیدان شدن او را به گوسفند سیاه تبدیل کرد.
سیب ازوسطنصفشده (در ارتباط با پدر یا مادر)
از ارث محروم کردن
تهتغاری
از نسلی به نسل دیگر