ظاهر - توصیف ظاهر

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به توصیف ظواهر مانند "آشفته"، "آراسته" و "کهنه" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ظاهر
fastidious [صفت]
اجرا کردن

سخت‌گیر

Ex: She is a fastidious editor , meticulously checking every sentence for errors .

او یک ویراستار وسواسی است، که هر جمله را با وسواس برای یافتن اشتباهات بررسی می‌کند.

smart [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: For the gala , everyone was expected to dress smart , so many opted for evening gowns and tuxedos .

برای گالا، انتظار می‌رفت همه شیک بپوشند، بنابراین بسیاری لباس شب و کت و شلوارهای رسمی را انتخاب کردند.

spruce [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex:

افسر خوشتیپ در حالت احترام ایستاده بود.

clean-cut [صفت]
اجرا کردن

تمیز

Ex:

بازیگر به خاطر نقش‌های آراسته خود شناخته می‌شد.

dapper [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex:

بازیگر در یک تکسیدو کلاسیک با ظاهری آراسته و موقر در جشن افتتاحیه حاضر شد.

groomed [صفت]
اجرا کردن

آراسته

Ex:

او آراسته رسید، با کت و شلوار اتوکشیده و کفش‌های واکس‌زده.

trim [صفت]
اجرا کردن

مرتب (در ظاهر)

Ex:

باغ مرتب ساعت‌ها مراقبت را منعکس می‌کرد.

skanky [صفت]
اجرا کردن

ژولیده

Ex: The room felt skanky after the wild party .

اتاق پس از مهمانی وحشیانه skanky احساس می‌شد.

scruffy [صفت]
اجرا کردن

ژولیده

Ex: She wore a scruffy pair of jeans and a faded T-shirt while painting the house .

او یک شلوار جین کهنه و یک تی‌شرت رنگ‌ورفته پوشیده بود در حالی که خانه را رنگ می‌زد.

shabby [صفت]
اجرا کردن

ژنده‌پوش

Ex: The traveler looked shabby after days of hiking through the mountains , with dirt smeared on his face and clothes .

مسافر پس از روزها پیاده‌روی در کوهستان ژولیده به نظر می‌رسید، با خاکی که روی صورت و لباسش مالیده شده بود.

اجرا کردن

ژولیده

Ex:

او در یک آپارتمان فرسوده در حاشیه شهر زندگی می‌کرد.

disheveled [صفت]
اجرا کردن

ژولیده

Ex: The disheveled state of his clothes made him stand out at the formal event .

حالت به هم ریخته لباس‌هایش او را در مراسم رسمی متمایز کرد.

ragged [صفت]
اجرا کردن

مندرس

Ex: She donated her ragged dresses to the textile recycling program .

او لباس‌های کهنه خود را به برنامه بازیافت پارچه اهدا کرد.

slovenly [صفت]
اجرا کردن

ژولیده

Ex:

او ژولیده به نظر می‌رسید، با موهای ژولیده و ریشی نامرتب.

windswept [صفت]
اجرا کردن

بادخورده

Ex: After the boat ride , they stepped ashore looking windswept but happy .

بعد از قایقرانی، آنها به ساحل قدم گذاشتند در حالی که بادزده اما خوشحال به نظر می‌رسیدند.

snappy [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: The snappy uniform gave the team a polished look .

یونیفرم شیک به تیم ظاهری آراسته داد.

اجرا کردن

آراسته

Ex: Even in casual wear , he managed to appear well-groomed and put together .

حتی در لباس معمولی، او توانست آراسته و مرتب به نظر برسد.