ظاهر - عدم جذابیت
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به عدم جذابیت مانند "غمگین"، "ساده" و "زشت" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
an unattractive person, especially a girl or woman

بدقیافه
هیچکس نمیخواست با سگ در مهمانی برقصد.
an unattractive or unsuccessful person or thing that later turns attractive or successful

شخص یا چیز زشت یا ناموفق که بعدها زیبا یا موفق میشود
استارتاپ کوچک و در حال تقلا یک بار به عنوان "اردک زشت" رد شد، اما پس از تضمین بودجه بزرگ و استخدام استعدادهای برتر، اکنون به عنوان یک ستاره در حال ظهور در صنعت دیده میشود.
very ugly in a strange or funny way

زشت و مضحک
نقاشی عجیب و غریب صحنهای کابوسوار با چهرههای تحریفشده و بدنهای پیچخورده را به تصویر کشید.
a person considered extremely ugly or unattractive

یک فرد زشت, یک فرد نازیبا
هیچکس نمیخواست با زشت که ناشیانه کنار بار ایستاده بود برقصد.
not pleasant to the mind or senses

زشت
پیراهن پشمی قدیمی و پارهای که میپوشید زشت و منسوخ بود.
not pleasing to the eye

زشت
طراحی غیرجذاب وبسایت بازدیدکنندگان را از کاوش بیشتر بازداشت.
ugly and extremely unpleasant to the sight

زشت, کریه
موجودی که از مرداب بیرون آمد زشت بود، با شاخکهای لزج و دندانهای ناهموار.
unpleasant or unattractive in appearance

ناخوشایند یا غیرجذاب
ساختمان متروکه ظاهری زشت با پنجرههای شکسته و گرافیتی داشت.
very ugly to an extent of being unnatural or frightening

کریه, وحشتناک، بسیار زشت
سایه هولناک کوه بلند، مناظر زیرین را پوشاند.
(of a person) unattractive and ordinary

ساده و غیر جذاب
ظاهر ساده مدل با سبکهای پرزرق و برق همتایانش در تضاد بود.
having features or qualities that are not aesthetically pleasing or attractive

غیر جذاب, ناپسند
ایده جذابی به نظر نمیرسید، بنابراین هیچ کس از آن حمایت نکرد.
(of a person) not very attractive

نازیبا
دختر زشت با لباس ساده و رفتار فروتنانهاش در جمع خودنمایی میکرد.
dirty, unpleasant, or neglected in appearance or condition

زشت
او از آشفتگی کثیف در آشپزخانه عقب نشینی کرد.
difficult to love or not likely to inspire affection or warmth

دوست نداشتنی, سخت برای دوست داشتن
lacking appeal or noticeability

معمولی, ساده، بدون جذابیت
علیرغم طبیعت غیرجذاب محله، آنجا حس قوی جامعه و جذابیت دارد.
unpleasant or distasteful in appearance, taste, or smell

تهوع آور, نفرت انگیز
شیر خراب مزهای ناخوشایند داشت، بنابراین مجبور شدم آن را دور بریزم.
