زیبا
بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به جذابیت مانند "حیرت انگیز"، "زیبا" و "فرازمینی" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
زیبا
بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.
پرزرقوبرق
منظره باشکوه از قله کوه برای مایلها امتداد داشت، مناظر نفسگیر پایین را به نمایش میگذاشت.
خیرهکننده
نفسگیر
سرعت حیرتانگیز ترن هوایی سواران را هیجانزده و بینفس گذاشت.
زیبا
او در لباس شبش کاملاً خیرهکننده به نظر میرسید.
باشکوه
اجرای خیرهکننده ارکستر سالن کنسرت را از موسیقی پر کرد.
شیک
عروس در لباس عروسی زیبا خود خیره کننده به نظر میرسید، در حالی که در راهرو راه میرفت، از لطف و جذابیت میدرخشید.
زیبا و معصوم
رفتار فرشتهوار او با همسایگان مسنتر، تحسین تمام جامعه را برایش به ارمغان آورد.
pleasing or attractive in appearance
زیبا
ملودی زیبای ویولن در سالن کنسرت طنین انداز شد و تماشاگران را مسحور کرد.
زیبا و باظرافت
عطر ملکوتی یاسمن باغ را پر کرد و بازدیدکنندگان را به حالتی رویایی برد.
وصفناپذیر
در آن کلیسای خاموش، عبادتکنندگان احساسی ناگفتنی از صلح را تجربه کردند.
فوقالعادهزیبا
تماشای اجرای باله، با حرکات ظریف و موسیقی جذابش، تجربهای از هنر متعالی بود.
شگفتانگیز
آسمان پرستاره در یک شب صاف، منظرهای شگفتانگیز برای تماشا است.
چشمنواز
جذاب (از نظر جنسی)
ویژگیهای تراشیدهاش و شخصیت مغناطیسیاش او را برای بسیاری به طرز باورنکردنی جذاب میکند.
جذاب (از نظر جنسی)
یک فرد مطلوب اغلب میداند چگونه دیگران را با گفتگوی جذاب درگیر کند.
فریبنده
منحنیهای فریبنده ماشین ورزشی نگاهش را گرفت وقتی که با سرعت گذشت.
جذاب
جذاب
لبخند جذاب بازیگر خوشتیپ او را به دلبری برای بسیاری از طرفداران تبدیل کرد.
ناز
دختر ناز چشمانی بزرگ و بیانگر و بینی دکمهای داشت.
خوشتراش
آن مدل بدنی وسوسهانگیز دارد که در پیست مد سخت است نادیده گرفته شود.
از نظر جنسی جذاب
لبانهای آبدار او با رنگی قرمز روشن آرایش شده بود، توجه را به لبخندش جلب میکرد.
زیبا
زن صدایی زیبا و ظریف داشت که گوش دادن به آن لذت بخش بود.
خیرهکننده
همانطور که خورشید غروب میکرد، آسمان با رنگهای نارنجی، صورتی و بنفش درخشان شد.
دوستداشتني
او صدای خوانندگی دلنشینی داشت که مخاطبان را مجذوب خود میکرد.
جذاب
لبخند گرم و خوشآمدگویی او بلافاصله او را برای هر کسی که ملاقات میکرد جذاب میکرد.
فریبنده
مدل موی چشمگیر او موضوع بحث مهمانی بود، که بسیاری را ترغیب کرد تا چیزی مشابه را امتحان کنند.
ناز
جوجه اردکهای دوستداشتنی کوچک به دنبال مادرشان نزدیک برکه قدم میزدند.
فریبنده
کتاب هم جذاب و هم اجباری بود، خوانندگان را از صفحه اول به خود جذب میکرد.
مربوط به زیباییشناسی
کار هنرمند به خاطر کیفیت زیباییشناختی منحصر به فرد و عمق عاطفی آن مورد تحسین قرار گرفت.
شهوتانگیز
همانطور که او رد میشد، زن دلپذیر توجه هر رهگذری را جلب کرد.
فریبنده
چشمانداز وسوسهانگیز یک تعطیلات گرمسیری آنها را به شروع پسانداز پول ترغیب کرد.
پرزرقوبرق
دکور پرزرق و برق لابی هتل، هوایی از تجمل و عظمت را منتشر میکرد.
خوب
کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.
دختر تودلبرو
آن بچه در پارک خیلی ناز بود، همه نمیتوانستند از لبخند زدن دست بکشند.