ظاهر - مدل مو

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مدل مو مانند "بافت"، "لبه" و "مولت" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ظاهر
fringe [اسم]
اجرا کردن

چتری

Ex: He grew his fringe long and tousled for a messy yet stylish effect .

او فرینج خود را بلند و ژولیده کرد تا اثری نامرتب اما شیک ایجاد کند.

bob [اسم]
اجرا کردن

مدل موی مصری

Ex: After years of shorter cuts , he chose to grow his hair into a sleek bob for a new style .

پس از سال‌ها کوتاه کردن موهایش، او تصمیم گرفت موهایش را به یک مدل بوب صاف و شیک برای یک استایل جدید بلند کند.

braid [اسم]
اجرا کردن

موی بافته‌شده

Ex: Soldiers often keep their hair in a tight braid for convenience .
to scrunch [فعل]
اجرا کردن

موج‌دار کردن

Ex: She taught her daughter how to scrunch her long locks with a lightweight styling cream .

او به دخترش یاد داد که چگونه موهای بلندش را با یک کرم حالت دهنده سبک فشرده کند.

highlight [اسم]
اجرا کردن

هایلایت مو

Ex: The highlights in her hair blended seamlessly with her natural color .

هایلایتهای موهایش به طور بی‌عیبی با رنگ طبیعی موهایش ترکیب شده بود.

to sweep [فعل]
اجرا کردن

مو را به یک سمت شانه زدن

Ex: She smiled and swept a lock of hair behind her ear .

او لبخند زد و یک تکه مو را پشت گوشش زد.

to tease [فعل]
اجرا کردن

مو را با شانه پوش دادن

Ex: She teased the ends lightly to make her ponytail appear thicker .

او به آرامی انتهاها را حجیم کرد تا دم اسبی‌اش پرپشت‌تر به نظر برسد.

to tint [فعل]
اجرا کردن

رنگ کردن (مو)

Ex: While at the salon , she was happily tinting her hair with a fashionable hue .

در حالی که در سالن بود، او با خوشحالی موهایش را با یک رنگ مد روز رنگ می‌کرد.

to wave [فعل]
اجرا کردن

موج‌دار کردن (مو)

Ex: She used a curling iron to wave her hair before the event .

او از اتوی فر برای موجدار کردن موهایش قبل از مراسم استفاده کرد.

topknot [اسم]
اجرا کردن

مدل موی گوجه‌ای بالای سر

Afro [اسم]
اجرا کردن

افرو (مدل مو فری و پف‌دار)

knot [اسم]
اجرا کردن

مدل موی گره‌ای

bun [اسم]
اجرا کردن

مدل موی گوجه‌ای

Ex: The teacher always wore her hair in a tight bun during school hours .

معلم همیشه موهایش را در ساعت‌های مدرسه به صورت یک گوشواره محکم می‌بست.

to layer [فعل]
اجرا کردن

مو را لایه لایه کوتاه کردن

Ex: She layered the hair in the back to create a smooth , flowing effect .

او موهای پشت را لایه‌لایه کرد تا یک اثر صاف و روان ایجاد کند.

cornrows [اسم]
اجرا کردن

بافت آفریقایی (مدل مو)

crop [اسم]
اجرا کردن

مدل موی خامه‌ای

Ex:
mohawk [اسم]
اجرا کردن

مدل موی تاج خروسی

quiff [اسم]
اجرا کردن

مدل موی کوییف

beehive [اسم]
اجرا کردن

مدل موی کندوی عسلی

perm [اسم]
اجرا کردن

فر موقت

Ex: The perm gave her hair the perfect beachy waves she had always wanted .

فر به موهایش موج‌های ساحلی کامل را داد که همیشه می‌خواست.

pigtail [اسم]
اجرا کردن

موی گیسوبافته (دوطرفه)

plait [اسم]
اجرا کردن

موی بافته

Ex: The long plait swung as she walked down the road .

بافته بلند هنگام راه رفتن او در جاده تاب می‌خورد.

ponytail [اسم]
اجرا کردن

مدل موی دم‌اسبی

Ex: Her ponytail swayed as she walked down the street .

دم اسبی او هنگام راه رفتن در خیابان تاب می خورد.