کلمات انگلیسی برای "مدرسه و آموزش" | واژگان B2

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره مدرسه و آموزش را یاد خواهید گرفت، مانند "دبستان"، "دانشکده تحصیلات تکمیلی"، "جشن فارغ التحصیلی" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B2
institution [اسم]
اجرا کردن

مؤسسه

Ex:

او بیش از ده سال در یک نهاد مالی کار کرد.

اجرا کردن

دبستان

Ex: The teacher 's dedication to her grade school students helped them excel academically and socially .

فداکاری معلم نسبت به دانش‌آموزان دبستانی خود به آن‌ها کمک کرد تا در تحصیل و اجتماع برجسته شوند.

اجرا کردن

دانشگاه تحصیلات عالی

Ex: Graduate school programs typically focus on specialized fields of study .

برنامه‌های دانشکده تحصیلات تکمیلی معمولاً بر روی زمینه‌های تخصصی مطالعه تمرکز دارند.

اجرا کردن

مدرسه راهنمایی

Ex: Teachers at junior high school level aim to prepare students for the challenges of high school and beyond .

معلمان در سطح دبیرستان دوره اول هدفشان آماده کردن دانش‌آموزان برای چالش‌های دبیرستان و فراتر از آن است.

اجرا کردن

دبیرستان

Ex: The senior high school curriculum includes a variety of subjects , ranging from core academics like math and English to elective courses in arts , sciences , and technology .

برنامه درسی دبیرستان شامل موضوعات متنوعی است، از دروس آکادمیک اصلی مانند ریاضی و انگلیسی گرفته تا دروس اختیاری در هنر، علوم و فناوری.

اجرا کردن

مدرسه تابستانی

Ex: Summer school provides opportunities for students to explore subjects not offered during the regular school year , such as coding or robotics .

مدرسه تابستانی فرصت‌هایی را برای دانش‌آموزان فراهم می‌کند تا موضوعاتی را که در طول سال تحصیلی عادی ارائه نمی‌شوند، مانند برنامه‌نویسی یا رباتیک، کشف کنند.

prom [اسم]
اجرا کردن

مراسم رقص دبیرستان

Ex: For many , prom is one of the most memorable events of high school .

برای بسیاری، پرم یکی از به یاد ماندنی‌ترین رویدادهای دبیرستان است.

to enroll [فعل]
اجرا کردن

ثبت‌نام کردن

Ex:

پس از تصمیم به تغییر شغل، او به سرعت در یک برنامه توسعه حرفه‌ای ثبت نام کرد.

to register [فعل]
اجرا کردن

ثبت‌نام کردن

Ex: She plans to register for the science club at the start of the school year .

او قصد دارد در ابتدای سال تحصیلی برای باشگاه علوم ثبت نام کند.

locker [اسم]
اجرا کردن

کمد وسایل شخصی

Ex: The office provides lockers for employees to store their coats and personal items during work hours .

دفتر کمدهای قفل دار را برای کارمندان فراهم می‌کند تا در ساعات کاری کت‌ها و وسایل شخصی خود را در آنجا نگهداری کنند.

roommate [اسم]
اجرا کردن

هم‌اتاقی

Ex: They had some disagreements at first , but now they are getting along well as roommates .

آنها در ابتدا برخی اختلاف نظرها داشتند، اما اکنون به عنوان همخانه‌ای خوب با هم کنار می‌آیند.

discipline [اسم]
اجرا کردن

تأدیب

Ex: The military emphasizes discipline as essential for unit cohesion and mission readiness .

نظامیان تأکید می‌کنند که انضباط برای انسجام واحد و آمادگی مأموریت ضروری است.

major [اسم]
اجرا کردن

دانشجو (رشته به‌خصوصی)

Ex: As an English major , she spends a lot of time reading and analyzing literature .

به عنوان یک تخصص در انگلیسی، او زمان زیادی را صرف خواندن و تحلیل ادبیات می‌کند.

certificate [اسم]
اجرا کردن

مدرک (تحصیلی)

Ex: After passing the test , she was awarded a certificate in digital marketing .

پس از گذراندن آزمون، به او یک گواهینامه در بازاریابی دیجیتال اعطا شد.

master [اسم]
اجرا کردن

کارشناس ارشد

Ex: The university offers scholarships for those pursuing a master ’s degree .

دانشگاه برای کسانی که در پی کسب مدرک کارشناسی ارشد هستند، بورسیه ارائه می‌دهد.

to master [فعل]
اجرا کردن

ماهر شدن

Ex: The young artist worked hard to master different painting techniques .

هنرمند جوان سخت کار کرد تا بر تکنیک‌های مختلف نقاشی مسلط شود.

اجرا کردن

دانشجوی تحصیلات تکمیلی

Ex: The postgraduate community at the university is vibrant , with students from all over the world .

جامعه تحصیلات تکمیلی در دانشگاه پرجنب و جوش است، با دانشجویانی از سراسر جهان.

sponsor [اسم]
اجرا کردن

حامی تحصیلی

Ex: The foundation serves as a sponsor for many underprivileged students .

بنیاد به عنوان حامی مالی برای بسیاری از دانش‌آموزان محروم عمل می‌کند.

trainee [اسم]
اجرا کردن

کارآموز

Ex: The trainee shadowed an experienced worker to learn the job .

کارآموز برای یادگیری شغل، یک کارگر باتجربه را دنبال کرد.

to tutor [فعل]
اجرا کردن

تدریس خصوصی کردن

Ex: The university offers a program where advanced students can tutor their peers in specific subjects .

دانشگاه برنامه‌ای ارائه می‌دهد که در آن دانشجویان پیشرفته می‌توانند همسالان خود را در موضوعات خاص تدریس خصوصی کنند.

thesis [اسم]
اجرا کردن

پایان‌نامه

Ex: Completing a thesis is a significant requirement for earning a university degree in most academic disciplines .

تکمیل یک پایان‌نامه یک الزام مهم برای کسب مدرک دانشگاهی در اکثر رشته‌های تحصیلی است.

scholarship [اسم]
اجرا کردن

کمک‌هزینه تحصیلی

Ex: Applying for a scholarship requires a strong academic record and a compelling personal statement .

درخواست برای بورسیه نیازمند سوابق تحصیلی قوی و یک بیانیه شخصی متقاعدکننده است.

seminar [اسم]
اجرا کردن

سمینار

Ex: He was excited to participate in the seminar because it allowed for more interactive discussions .

او برای شرکت در سمینار هیجان‌زده بود زیرا امکان بحث‌های تعاملی‌تری را فراهم می‌کرد.

curriculum [اسم]
اجرا کردن

برنامه درسی

Ex: Teachers collaborate to develop a curriculum that meets state standards and prepares students for standardized tests .

معلمان برای توسعه یک برنامه درسی که با استانداردهای دولتی مطابقت دارد و دانش‌آموزان را برای آزمون‌های استاندارد آماده می‌کند، همکاری می‌کنند.

optional [صفت]
اجرا کردن

اختیاری

Ex: The school offers optional extracurricular activities such as chess club and drama club after school .

مدرسه فعالیت‌های فوق‌برنامه اختیاری مانند باشگاه شطرنج و باشگاه تئاتر را بعد از مدرسه ارائه می‌دهد.

to grade [فعل]
اجرا کردن

نمره دادن

Ex: After grading the tests , the instructor returned them to the students with feedback .

پس از نمره‌دهی به آزمون‌ها، مربی آن‌ها را با بازخورد به دانش‌آموزان بازگرداند.

coursework [اسم]
اجرا کردن

کار کلاسی

Ex: The university requires students to complete a certain number of credit hours of coursework to graduate .

دانشگاه از دانشجویان می‌خواهد که تعداد معینی ساعت اعتبار از کار درسی را برای فارغ‌التحصیلی تکمیل کنند.

textbook [اسم]
اجرا کردن

کتاب درسی

Ex: He used his textbook to prepare for the upcoming exams .

او از کتاب درسی خود برای آماده شدن برای امتحانات آینده استفاده کرد.

workbook [اسم]
اجرا کردن

کتاب کار

Ex: Each chapter in the workbook is designed to reinforce the lessons from the main textbook .

هر فصل در کتاب کار برای تقویت دروس کتاب درسی اصلی طراحی شده است.

اجرا کردن

چندگزینه‌ای (سؤال)

Ex: Some multiple-choice questions were tricky because all the options seemed similar .

برخی از سوالات چند گزینه‌ای دشوار بودند زیرا همه گزینه‌ها مشابه به نظر می‌رسیدند.

tutorial [اسم]
اجرا کردن

کلاس خصوصی

Ex: The university offers tutorials in statistics to help students prepare for exams and understand complex data analysis .

دانشگاه آموزش‌های آماری ارائه می‌دهد تا به دانشجویان کمک کند برای امتحانات آماده شوند و تحلیل پیچیده داده‌ها را درک کنند.

dormitory [اسم]
اجرا کردن

ساختمان خوابگاه

Ex: The dormitory is located near the library and the student center for easy access .

خوابگاه در نزدیکی کتابخانه و مرکز دانشجویی برای دسترسی آسان قرار دارد.

buttery [اسم]
اجرا کردن

بوفه (در دانشگاه)

Ex: After studying all morning , they met at the buttery for a quick bite .

بعد از مطالعه تمام صبح، آنها در buttery برای یک میان‌وعده سریع ملاقات کردند.