فهرست واژگان سطح B2 - سیاست
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره سیاست، مانند "فدرال"، "انقلابی"، "کنگره" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
relating to activities, issues, or affairs within a particular country

داخلی
تجارت داخلی به خرید و فروش کالاها و خدمات در داخل یک کشور اشاره دارد.
relating to the central government of a country rather than the local or regional governments

فدرال
بودجه فدرال برای اولویتهای ملی، از جمله زیرساختها و خدمات اجتماعی، اعتبار اختصاص میدهد.
(of a country, state, etc.) function without being controlled or influenced by others

مستقل
دستیابی به حکومت مستقل به کشور اجازه داد تا سیاستهای اقتصادی خود را تعیین کند.
holding a position of authority or responsibility within an organization or government

رسمی
در نقش خود به عنوان داور رسمی، او به طور بی طرفانه عملکرد شرکت کنندگان در مسابقه را ارزیابی کرد.
associated with the role or actions of a president, such as decisions, behaviors, or policies

مربوط به ریاستجمهوری, مربوط به رئیسجمهور
مراسم تحلیف ریاستجمهوری نشاندهنده آغاز یک دوره جدید در دفتر است.
the fundamental change of power, government, etc. in a country by people, particularly involving violence

انقلاب
انقلاب منجر به اصلاحات سیاسی و اجتماعی قابل توجهی در سراسر کشور شد.
involved in or characteristic of a revolution

انقلابی
روزنامه زیرزمینی ایدههای انقلابی منتشر کرد که مخالفت علیه رژیم اقتدارگرا را شعلهور کرد.
a formal meeting of representatives from various regions within a country to discuss and make decisions on national issues

کنگره, مجلس
رئیسجمهور در سخنرانی سالانه وضعیت ملت به کنگره خطاب کرد.
a person who aligns with or supports the principles and policies traditionally associated with conservative political ideologies

عضو حزب محافظهکار, اصولگرا
بسیاری از نمایندگان محافظهکار نگرانیهای خود را در مورد اصلاحات مالیاتی پیشنهادی ابراز کردند.
a major political party in the UK favoring traditional values, economic liberalism, and gradual change rather than radical reform

حزب محافظهکار
بوریس جانسون رهبر فعلی حزب محافظ در بریتانیا است.
the youngest political party in the US which has conservative beliefs and is against the high power of central government

حزب جمهوریخواه
در کنگره، حزب جمهوریخواه اغلب برای مسدود کردن قوانینی که هزینههای دولتی را افزایش میدهد کار میکند.
someone who supports social equality, healthcare reform, environmental protection, and a more active role for government in addressing social issues

عضو حزب دموکرات, دموکرات
در انتخابات اخیر، دموکراتها بر مسائلی مانند آموزش مقرونبهصرفه و اصلاح عدالت کیفری تمرکز کردهاند.
the oldest political party in the US which believes in social equality by helping the poor in different ways, etc.

حزب دموکرات
رهبران حزب دموکرات قانونی را برای افزایش حداقل دستمزد فدرال و حمایت از خانوادههای شاغل با یارانههای مراقبت از کودکان پیشنهاد کردهاند.
a British political party which favors the welfare of workers and the poor

حزب کارگر
حزب کارگر تعداد قابل توجهی کرسی در پارلمان به دست آورد و چشمانداز سیاسی را تغییر داد.
to support someone or something

حمایت کردن
در حالی که آنها با مشکلات مواجه بودند، ما آنها را با حمایت عاطفی حمایت میکردیم.
to formally discuss a matter, usually in a structured setting

مناظره کردن, بحث کردن
سیاستمداران در مورد لایحه پیشنهادی اصلاحات بهداشتی در صحن پارلمان بحث کردند.
to officially have the control and authority to rule over a country and manage its affairs

حکومت کردن
شورای قبیلهای به صورت جمعی جامعه را حکومت میکند و مسائل مختلف را مورد بررسی قرار میدهد.
a special way or system of controlling a country, state, etc.

حکومت, حکومت
گذار از یک دولت استعماری به یک جمهوری دموکراتیک مستقل، فصل مهمی در تاریخ ملت را نشان داد.
a belief or ideology that supports governance by the people, emphasizing equal participation in the political process

دموکراسی
دوره روشنگری تأثیر زیادی بر اندیشه دموکراتیک مدرن گذاشت و از حقوق فردی و آزادی سیاسی دفاع کرد.
a form of government where power is concentrated in the hands of a single individual or a small group, often with absolute authority, without the consent of the people

حکومت استبدادی, نظام دیکتاتوری
بسیاری از کشورها در قرن بیستم علیه دیکتاتوری جنگیدند.
a nation or state that its ruler is a king or queen

پادشاهی, قلمرو
پادشاهی مرزهای خود را از طریق اتحادهای استراتژیک و فتوحات گسترش داد.
a system of government or a country or state that is ruled by a king or queen

پادشاهی, سلطنت
در یک پادشاهی مشروطه، اختیارات پادشاه یا ملکه توسط قانون محدود میشود.
the state of being free from the control of others

استقلال
بسیاری از مردم برای استقلال در حرفههای خود تلاش میکنند، در جستجوی خودکفایی.
one of a series of rights that every human being must have

حقوق بشر
اعلامیه جهانی حقوق بشر، که توسط سازمان ملل متحد در سال 1948 تصویب شد، حقوق اساسی بشر مانند حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی را ترسیم میکند.
a country considered as a group of people that share the same history, language, etc., and are ruled by the same government

ملت, ملت
پایتخت ملت محل استقرار دولت و رهبران سیاسی آن است.
to secretly make a plan to harm someone or do something illegal

توطئه چیدن, نقشه کشیدن
جاسوسها در حال توطئه برای دزدیدن اطلاعات محرمانه و فروش آن به یک کشور رقیب دستگیر شدند.
a country under the control of one government

مملکت
پادشاهی متحد یک دولت است که از چهار کشور تشکیلدهنده تشکیل شده است: انگلستان، اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی، هر یک با هویت متمایز و ساختار حکومتی خود.
the greater number of votes by which a candidate or party wins an election

رأی اکثریت
برای تشکیل دولت، حزب باید اکثریت را در مجمع ملی به دست میآورد.
the person who is the head of a specific department within the government, responsible for managing policies, operations, and administration related to that department

وزیر
وزیر آموزش و پرورش بر سیاستهای مربوط به مدارس، دانشگاهها و استانداردهای آموزشی در سراسر کشور نظارت میکند.
the person who is the head of a US government department

وزیر
رئیسجمهور یک وزیر جدید انرژی برای رسیدگی به نیازهای انرژی کشور منصوب کرد.
a person who speaks formally for an organization, government, etc.

سخنگو
سخنگو هرگونه دخالت شرکت در اتهامات را رد کرد.
formal discussion intended to reach an agreement

مذاکره, چکوچانه
تیم با موقعیت قوی و اهداف روشن وارد مذاکره شد.
the main political party opposed to the government

اپوزیسیون, حزب مخالف (سیاست)
اپوزیسیون دولت را به سرکوب آزادی بیان و مخالفت متهم کرد.
a set of ideas or a plan of action that has been chosen officially by a group of people, an organization, a political party, etc.

سیاستگذاری, خط مشی
منطقه مدرسه یک سیاست عدم تحمل صفر برای زورگویی اتخاذ کرد.
the period of time during which a president is in power

دوران ریاستجمهوری
ریاست جمهوری آبراهام لینکلن در طول جنگ داخلی یک دوره تعیین کننده در تاریخ آمریکا بود.
to participate in an election as a candidate

شرکت کردن (در انتخابات)
او از قصد خود برای کاندید شدن در انتخابات یک کرسی پارلمان خبر داد.
the position of a member in a committee, parliament, etc.

سمت رسمی (مجلس و...)
هر کرسی در شورا نماینده یک منطقه مختلف از شهر است.
the process or action of choosing someone during an election

انتخابات
نتایج رایگیری به دلیل مشکلات فنی با سیستم شمارش به تأخیر افتاد.
a geographic area belonging to or ruled by a government or authority

سرزمین, خطه
شهروندان قلمرو در یک همهپرسی برای تصمیمگیری درباره وضعیت سیاسی آینده خود رأی دادند.
to discuss the terms of an agreement or try to reach one

مذاکره کردن
خریداران و فروشندگان خانه در مورد قیمت و شرایط معامله املاک مذاکره کردند.
a secret plan by a group to commit an unlawful, harmful, or treacherous act

توطئه, دسیسه
توطئه برای ماهها در خفیه برنامهریزی شده بود.
a severe and often sudden enforcement of law or regulations, typically to suppress or control specific activities, behaviors, or groups perceived as problematic or threatening

سرکوب, برخورد شدید
سرکوب باندهای جنایت سازمانیافته منجر به یک سری یورش و دستگیری در سراسر شهر شد.
the action of controlling people by means of force or violence

سرکوب, تحت کنترل در آوردن
تاریخ ملت با دورههایی از سرکوب شدید تحت حکومت اقتدارگرا مشخص شده است.
the head of government in parliamentary democracies, who is responsible for leading the government and making important decisions on policies and law-making

نخستوزیر, صدر اعظم
دوره نخست وزیر پس از رأی موفق عدم اعتماد در پارلمان به پایان رسید.
a US federal agency responsible for protecting the country from various threats, including terrorism, border security, immigration, and cybersecurity

سازمان امنیت ملی, وزارت امنیت داخلی
to cause someone to make a poor decision by providing them with incorrect guidance or misleading information

گمراه کردن, منحرف کردن
