فهرست واژگان سطح B2 - بازداشت
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره جرم و خشونت، مانند "بمباران"، "جیب بر"، "سرقت" و غیره را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to catch an animal or a person and keep them as a prisoner

اسیر کردن, دستگیر کردن، گرفتن
سال گذشته، محققان نمونهای از یک گونه نادر پروانه را شکار کردند.
to publicly reveal something that was previously hidden or unknown

فاش کردن
افشاگران نقش حیاتی در افشای روشهای غیراخلاقی در شرکتهای بزرگ دارند.
to escape punishment for one's wrong actions

قسر در رفتن
او سعی کرد در امتحان تقلب کند، اما نتوانست از مجازات فرار کند زیرا معلم او را گرفت.
to secretly listen to a phone conversation between individuals in order to gain specific information

شنود کردن
متخصصان امنیت سایبری برای نظارت بر ارتباطات آنلاین به منظور شناسایی هرگونه نقض احتمالی دادهها استخدام شدند.
to go after someone or something, particularly to catch them

تعقیب کردن, دنبال کردن
سگ با اشتیاق توپ تنیس در حال پرش را تعقیب کرد.
to use force to prevent something from happening or to fight against an attack

مبارزه کردن, دفاع کردن, ایستادگی کردن, مقاومت کردن
علیرغم مواجهه با شانسهای قریب به یقین، ارتش به مقاومت در برابر پیشروی دشمن ادامه داد، و از تسلیم موضع خود خودداری کرد.
to officially state the punishment of someone found guilty in a court of law

محکوم کردن
پس از محاکمه، قاضی با دقت قاتل محکوم را محکوم کرد.
to illegally trade something

قاچاق کردن, غیرقانونی خریدوفروش کردن
او پس از حمله به قاچاق سلاح متهم شد.
to see an act of crime or an accident

شاهد بودن
او به دادگاه فراخوانده شد زیرا که شاهد جرم بود.
the legal act of capturing someone and taking them into custody by law enforcement

بازداشت
پس از دستگیری او، مظنون تا زمان محاکمه در یک بازداشتگاه نگهداری شد.
a piece of protective clothing worn to shield against bullets and keep the wearer safe from injury

جلیقه ضدگلوله
اعضای تیم SWAT جلیقههای ضد گلوله خود را پوشیدند قبل از اینکه وارد ساختمان شوند تا مظنون را دستگیر کنند.
unpaid work done either as a form of punishment by a criminal or as a voluntary service by a citizen

خدمات اجتماعی, خدمات عمومی
او در خدمات اجتماعی تحقق یافت، با این دانش که تلاشهایش تأثیر مثبتی بر نیازمندان داشت.
a very small enclosed space in which a prisoner is kept

سلول (زندان)
او ساعتها در سلول خود تنها بود و به اعمال و پیامدهای آنها فکر میکرد.
a place where criminals are put into by law as a form of punishment for their crimes

زندان
پس از محکومیت، او از زندان شهرستان به زندان ایالتی منتقل شد.
the punishment in which an individual is made to stay in jail for the rest of their life, typically for committing a serious crime

حبس ابد
مجرم بدنام سرانجام دستگیر شد و برای جنایات خشونتآمیز خود چندین حبس ابد دریافت کرد.
an unlawful act that is punishable by the legal system

جرم
افزایش جنایت خشونتآمیز باعث شده ساکنان احساس ناامنی کنند.
someone who has personally seen of an object, event, etc. and can describe it

شاهد عینی
علیرغم اینکه یک شاهد عینی بود، در به یاد آوردن تمام جزئیات حادثه مشکل داشت.
a person who commits a crime

مجرم
خدمات اجتماعی میتواند راهی سازنده برای متخلفان باشد تا برای اعمال خود جبران کنند و به صورت مثبت به جامعه کمک کنند.
an individual who sells illegal drugs such as narcotics, opioids, etc.

موادفروش
رمان زندگی یک قاچاقچی مواد مخدر را به تصویر میکشد که شروع به زیر سوال بردن اخلاقیات اعمال خود میکند.
a criminal who deceives people for financial interest or personal advantage

کلاهبردار, شیاد
شرکت به دلیل اقدامات یک کلاهبردار ماهر که سیستمهای مالی آنها را دستکاری کرد، متحمل ضررهای قابل توجهی شد.
a group of criminals who work together

باند خلافکاران, دسته
اعضای گروه اغلب دیده میشدند که صاحبان کسبوکارهای محلی را برای پرداخت پول حفاظت میترسانند.
a criminal who steals money or other goods from people's pockets or bags

جیببر
او مجبور شد کارتهای اعتباری خود را بعد از اینکه یک جیببر در طول جشنواره کیف پولش را برد، لغو کند.
the act of using bombs, especially by terrorists to cause harm, damage, or fear in a population

بمبگذاری
پس از یک سری بمبگذاری در منطقه مرکزی شهر، اقدامات امنیتی تشدید شد.
the crime of entering a building to commit illegal activities such as stealing, damaging property, etc.

دزدی, سرقت
در طول محاکمه، شواهد مربوط به مشارکت متهم در سرقت قاطع بود.
the act of driving a vehicle such as a car while being drunk

رانندگی در حالت مستی
سازمان یک کمپین برای افزایش آگاهی در مورد خطرات رانندگی در حالت مستی راه اندازی کرد.
the illegal use of someone's name and personal information without their knowledge, particularly to gain money or goods

سرقت هویت
او سرقت هویت را زمانی کشف کرد که صورتحسابهایی برای خریدهایی که هرگز انجام نداده بود دریافت کرد.
the crime of stealing money or goods from someone or somewhere, especially by violence or threat

سرقت, دزدی
جواهرفروشی در روشنایی روز مورد سرقت قرار گرفت و اقلام گران قیمتی به سرقت رفت.
an incident in which a person is killed or injured by gunfire

تیراندازی
گزارشهای خبری تیراندازی را به تفصیل پوشش دادند.
the crime of taking goods from a store without paying for them

دزدی از مغازه
تیم امنیتی اقدامات جدیدی را برای جلوگیری از دزدی از مغازه اجرا کرد.
the act of using violence such as killing people, bombing, etc. to gain political power

تروریسم, هراسافکنی
بسیاری از کشورها قوانین خود را علیه تروریسم تقویت میکنند تا امنیت ملی را حفظ کنند.
the illegal act of purposefully damaging a property belonging to another person or organization

تخریب اموال یا اماکن
داوطلبان یک تلاش پاکسازی را برای ترمیم خسارت ناشی از وندالیسم در پارک محلی سازماندهی کردند.
a crime that is intentionally directed toward a person or thing to hurt, intimidate, or kill them

خشونت, عمل خشونتآمیز
شهر در چند ماه گذشته شاهد افزایش خشونت بوده است که منجر به افزایش حضور پلیس شده است.
to free oneself from a place that one is being held against their will, such as a prison

فرار کردن (از زندان)
مجرم بدنام سالها برای فرار برنامه ریزی کرد.
to kill a person by holding them in the air with a rope tied around their neck

اعدام کردن
او نمیتوانست گزارش خبری درباره تصمیم دولت برای اعدام با طناب دار کسی که به دلیل مخالفت سیاسی محکوم شده بود را تماشا کند.
an escape from a place, typically where one is being held against their will

گریز از مکانی, فرار از جایی
فرار جاسوس از دژ دشمن پر از خطر و تعلیق بود.
a type of drug derived from the dried leaves and flowers of a plant called Cannabis or Marijuana, which is illegal in many countries

گُل (نام عامیانه برای ماریجوانا), علف (نام عامیانه برای ماریجوانا)
علف موضوع بحثهای مداوم درباره قانونیسازی بوده است.
a police officer or federal agent working on illegal narcotics control

مأمور مبارزه با مواد مخدر
مأمور مواد مخدر فعالیت مشکوک را به ستاد مرکزی گزارش داد.
feeling or acting unusually different due to the influence of alcohol, marijuana, etc.

نشئه, سیاهمست
بازیگر اعتراف کرد که در حین فیلمبرداری چند صحنه مست بوده و آن را به فشارهای شهرت و استرس نسبت داد.
to experience a powerful and sometimes unusual change in one's thoughts, feelings, and perceptions as a result of taking drugs such as LSD or magic mushrooms

در نشئگی و توهم به سر بردن, چِت بودن
آنها در محیطی صلحآمیز جمع شدند تا روی سیلوسایبین سفر کنند و مرزهای آگاهی خود را کاوش کنند.
a special device used by the police, which analyzes the content of a driver's breath to determine how much alcohol they have consumed

الکلسنج تنفسی
فناوری جدید دقت دستگاههای سنجش الکل در بازدم را در تشخیص سطح الکل بهبود بخشیده است.
to refuse to follow rules, commands, or orders

نافرمانی کردن, سرپیچی کردن
عدم اطاعت از دستور دادگاه میتواند منجر به عواقب قانونی جدی شود.
to put a person in a place where they can not escape from, such as a psychiatric hospital or prison

زندانی کردن
والدین با تصمیم به حبس کردن فرزند مشکلدار خود برای ایمنی و رفاه خودشان دست و پنجه نرم کردند.
in a situation where there is clear proof of one's crime or wrongdoing

حین ارتکاب جرم, سربزنگاه
a dishonest or illegal way of gaining money

کلاهبرداری, شیادی، گوشبری
شرکت به دلیل اجرای یک کلاهبرداری که هزاران مشتری را فریب داد، افشا شد.