فهرست واژگان سطح B2 - باغوحش
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره حیوانات، مانند "نژاد"، "گونه"، "قفس" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a particular type of animal or plant that has typically been domesticated by people in a certain way

نژاد, گونه
نژاد سیب Red Delicious به خاطر رنگ قرمز عمیق و طعم شیرینش معروف است.
to make animals produce offspring in a way that is suitable for human beings

پرورش دادن (حیوانات)
حافظان محیط زیست برای پرورش گونههای در معرض خطر در اسارت کار میکنند تا جمعیت آنها را در طبیعت تقویت کنند.
a framework made of metal bars or wires in which animals or birds can be kept

قفس
نگهبان باغ وحش با دقت قفس شیر را تمیز کرد در حالی که حیوان در محوطه جداگانه ای بود.
a group that animals, plants, etc. of the same type which are capable of producing healthy offspring with each other are divided into

گونه
فیل آفریقایی و فیل آسیایی دو گونه متفاوت از فیل هستند.
an area occupied by an animal or a group of animals that is defended against others

قلمرو (حیوان)
پرندگان اغلب قلمرو خود را با آوازها علامتگذاری میکنند تا به دیگران هشدار دهند که دور بمانند.
a large white bear which lives in the North Pole and is well-adapted to its icy environment

خرس قطبی
a type of bird with a round face, large eyes and a loud call that hunts smaller animals mainly during the night

جغد
تلاشهای حفاظتی در حال انجام است تا جمعیت جغدها و زیستگاههای آنها را از تهدیداتی مانند از دست دادن زیستگاه و آفتکشها محافظت کند.
a tailless animal similar to a monkey, such as chimpanzees and gorillas

میمون انساننما
محققان رفتارهای اجتماعی میمونها را در زیستگاه طبیعی آنها مشاهده کردند.
a type of large and wild animal that is from the cat family, can run very fast, and has yellow fur that is covered with small black spots

یوزپلنگ, یوز
با پوشش صاف و خالدار خود، یوزپلنگ کاملاً با زیستگاه علفزار خود سازگار شده است.
a large wild animal from the cat family with yellow fur and hollow black spots

پلنگ
در طول سافاری، ما به اندازه کافی خوش شانس بودیم که یک پلنگ را مشاهده کنیم که روی شاخه درخت استراحت میکرد.
a young dog, especially one that is less than a year old

تولهسگ
توله سگ لابرادورش با اشتیاق به دنبال توپ تنیس در حیاط خلوت دوید.
a type of deer with large antlers in both sexes, mainly living in cold regions

گوزن شمالی, کاریبو
پشم ضخیم و سم های گوزن شمالی که برای زمین های برفی سازگار شده اند، آن را برای آب و هوای سخت مناسب می کنند.
a furry animal with a thick tail that lives in trees and feeds on nuts and seeds

سنجاب
همانطور که زمستان نزدیک میشد، سنجاب به دقت بلوطها را جمعآوری کرد و در لانهاش ذخیره کرد.
a type of turtle that lives on land and moves very slowly, with a large shell on its back

لاکپشت زمینی
کودکان در باغ وحش از لاکپشت غولپیکر شگفتزده شدند در حالی که به آرامی در محوطه خود حرکت میکرد.
any of the light and soft parts covering the body of a bird

پر
کلاه سرخپوستی آمریکایی با پرهای رنگارنگ عقاب تزئین شده بود که نماد شجاعت و افتخار بود.
an animal's foot that typically has a combination of nails, claws, fur, and pads

پنجه
پنجههای گلی سگ بعد از بازی در بیرون ردهایی روی کف آشپزخانه باقی گذاشت.
a toxic substance produced and secreted by certain animals, typically used for defense or hunting

زهر (حیوان)
زهر عنکبوت میتواند باعث درد و تورم شود.
to make a short, loud sound that is typical of a dog

واقواق کردن
وقتی زنگ در به صدا درآمد، سگ نگهبان در حیاط شروع به پارس کردن کرد.
to secure or attach something or someone using a series of connected links

زنجیر کردن
برای جلوگیری از هرگونه حادثه، ماشینآلات سنگین در طول طوفان محکم به زمین زنجیر شدند.
(of a bird, insect, fish, etc.) to produce eggs

تخم گذاشتن
هر سال، لاکپشت دریایی به همان ساحل برمیگردد تا تخمهایش را در شن بگذارد.
(of animals) to have sex for breeding or reproduction

جفتگیری کردن
گوزنها در فصل جفتگیری جفتگیری میکنند، رفتارهای پیچیدهٔ جفتگیری را نمایش میدهند.
a group of animals of the same type hunting or living together, particularly wolves

گله, گروه
سگهای وحشی آفریقایی یک گروه منسجم تشکیل دادند، که با همکاری هم طعمههای بزرگ را شکار میکنند.
(of an animal) capable of living with humans, either on a farm or as a pet in a house

اهلی (حیوان), خانگی
بسیاری از مردم مرغهای خانگی را برای تخممرغ و گوشتشان نگه میدارند.
(of an animal, plant, etc.) not having any living members, either due to natural causes, environmental changes, or human activity

منقرضشده
دانشمندان بیوقفه کار میکنند تا از انقراض گونههای بیشتر با مطالعه و حفاظت از حیوانات در معرض خطر و زیستگاههایشان جلوگیری کنند.
a class of animals to which humans, cows, lions, etc. belong, have warm blood, fur or hair and typically produce milk to feed their young

پستاندار
کوآلاها کیسهدار هستند، نوعی از پستانداران که منحصر به استرالیا است.
a class of animals to which crocodiles, lizards, etc. belong, characterized by having cold blood and scaly skin

خزنده
تمساحها یکی از خطرناکترین گونههای خزندگان در طبیعت هستند.
to capture an animal using an object called a trap

به دام انداختن, به تله انداختن
متخصص کنترل آفات به صاحبان خانهها توصیه کرد که چگونه با استفاده از تلههای فنری طعمهگذاری شده در زیرزمینهایشان موشها را به دام بیاندازند.