فهرست واژگان سطح B2 - خانواده

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد خانواده و روابط، مانند "پیوند"، "طلاق"، "تبار" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B2
affair [اسم]
اجرا کردن

رابطه نامشروع (جنسی)

Ex: The affair was kept secret for years until someone accidentally stumbled upon their private messages .
bond [اسم]
اجرا کردن

رابطه

Ex: The teacher built a bond with her students through patience and care .
household [اسم]
اجرا کردن

خانوار

Ex: She runs a busy household , balancing her job and taking care of her elderly parents .

او یک خانوار پر مشغله را مدیریت می‌کند، بین کارش و مراقبت از والدین سالخورده‌اش تعادل برقرار می‌کند.

divorce [اسم]
اجرا کردن

طلاق

Ex: The couple sought counseling in an attempt to save their marriage , but ultimately , they ended up filing for divorce .
to divorce [فعل]
اجرا کردن

طلاق گرفتن

Ex: Last year , they successfully divorced and started anew .

سال گذشته، آنها با موفقیت طلاق گرفتند و دوباره شروع کردند.

lineage [اسم]
اجرا کردن

نوادگان

Ex: They studied the lineage of the famous painter .
ancestor [اسم]
اجرا کردن

جد

Ex: He was proud to learn that his ancestor had been a renowned artist .

او مغرور بود که فهمید نیاکانش هنرمند مشهوری بوده‌اند.

ex [اسم]
اجرا کردن

همسر سابق

Ex: Her ex was mentioned in the news article about the charity event they attended together last year .

معشوقه سابق او در مقاله خبری درباره رویداد خیریه‌ای که سال گذشته با هم در آن شرکت کرده بودند، ذکر شد.

اجرا کردن

خانواده گسترده

Ex: His extended family includes relatives from different parts of the world , making their gatherings very diverse .

خانواده گسترده او شامل خویشاوندانی از نقاط مختلف جهان می‌شود که گردهمایی‌های آنها را بسیار متنوع می‌کند.

folks [اسم]
اجرا کردن

خانواده (مخصوصاً پدر و مادر)

Ex: Her folks were very supportive when she decided to pursue her dream career .
اجرا کردن

والد رضاعی

Ex: The foster parent worked closely with social workers to support the child 's transition .
اجرا کردن

دوقلوی همسان

Ex: An interesting fact about identical twins is that they share the same DNA .

یک واقعیت جالب در مورد دوقلوهای همسان این است که آنها DNA یکسانی دارند.

in-law [اسم]
اجرا کردن

خویشاوندی از طریق ازدواج

Ex: She enjoys spending time with her in-laws on weekends .
sibling [اسم]
اجرا کردن

هم‌نیا

Ex: She relied on her sibling for advice and support during difficult times .

او در زمان‌های سخت برای مشاوره و حمایت به خواهر یا برادر خود تکیه می‌کرد.

stepbrother [اسم]
اجرا کردن

برادرخوانده

Ex: Despite some initial awkwardness , my stepbrother quickly became an important part of my life .

علیرغم برخی ناراحتی‌های اولیه، برادر ناتنی من به سرعت به بخش مهمی از زندگی من تبدیل شد.

stepchild [اسم]
اجرا کردن

فرزندخوانده

Ex: They planned a special family vacation to help their stepchild feel more included .
اجرا کردن

دخترناتنی

Ex: Despite the initial difficulties , her stepdaughter eventually came to accept her as part of the family .

با وجود مشکلات اولیه، دختر ناتنی او در نهایت او را به عنوان بخشی از خانواده پذیرفت.

stepfather [اسم]
اجرا کردن

ناپدری

Ex: He appreciated the way his stepfather always supported him and offered sound advice .

او از روشی که ناپدری اش همیشه از او حمایت می‌کرد و توصیه‌های خوبی ارائه می‌داد، قدردانی کرد.

stepmother [اسم]
اجرا کردن

نامادری

Ex: They moved to a new house after their father married their stepmother .

آن‌ها بعد از ازدواج پدرشان با نامادری‌شان به خانه جدیدی نقل مکان کردند.

stepsister [اسم]
اجرا کردن

خواهرخوانده

Ex: She was excited to have a stepsister to confide in and share her interests with .

او از داشتن یک ناخواهری که بتواند به او اعتماد کند و علایقش را با او تقسیم کند، هیجان زده بود.

stepson [اسم]
اجرا کردن

پسرناتنی

Ex: They celebrated the stepson 's achievements with a big family dinner .

آنها دستاوردهای پسرخوانده را با یک شام بزرگ خانوادگی جشن گرفتند.

adoption [اسم]
اجرا کردن

فرزندپذیری

Ex: They attended an adoption workshop to better understand the responsibilities and legalities involved .

آن‌ها در یک کارگاه درباره فرزندخواندگی شرکت کردند تا مسئولیت‌ها و جنبه‌های قانونی مرتبط را بهتر درک کنند.

brotherly [صفت]
اجرا کردن

برادرانه

Ex: The two friends shared a brotherly bond forged through years of shared experiences .
close-knit [صفت]
اجرا کردن

صمیمی

Ex: The close-knit neighborhood association organized regular events and gatherings to strengthen the sense of community among its members .

انجمن محله‌ای همبسته به طور منظم رویدادها و گردهمایی‌هایی را برای تقویت حس جامعه در بین اعضای خود سازماندهی می‌کرد.

to adopt [فعل]
اجرا کردن

به سرپرستی گرفتن

Ex: Single individuals can also adopt and provide a stable and loving home for a child in need .

افراد مجرد نیز می‌توانند فرزندخوانده بگیرند و خانه‌ای پایدار و پر از محبت برای کودکی نیازمند فراهم کنند.

to cheat on [فعل]
اجرا کردن

خیانت کردن

Ex: The couple sought counseling after he admitted to cheating on multiple occasions .

زوج پس از اعتراف به خیانت در چندین مورد، به دنبال مشاوره رفتند.

to inherit [فعل]
اجرا کردن

به ارث بردن

Ex: She decided to donate a portion of the money she inherited to a charitable cause .

او تصمیم گرفت بخشی از پولی که به ارث برده بود را به یک هدف خیریه اهدا کند.

to stand by [فعل]
اجرا کردن

وفادار ماندن

Ex:

اعضای خانواده اغلب در کنار هم می‌مانند در سختی و آسانی.

اجرا کردن

به کسی رفتن

Ex: The family members take after each other in their distinctive smiles .

اعضای خانواده در لبخندهای متمایزشان به هم شباهت دارند.

closely related [عبارت]
اجرا کردن

دارای نسبت خویشاوندی

Ex: Lions and tigers are closely related species , both belonging to the genus Panthera .