فهرست واژگان سطح B2 - طبیعت

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره طبیعت، مانند "تنوع زیستی"، "محیط زیست"، "جنگل زدایی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B2
اجرا کردن

تنوع زیستی

Ex: Preserving biodiversity is crucial for maintaining the balance of natural ecosystems .

حفظ تنوع زیستی برای حفظ تعادل اکوسیستم‌های طبیعی حیاتی است.

اجرا کردن

حامی محیط‌زیست

Ex: He became an environmentalist after witnessing the devastating effects of climate change on his hometown .

او پس از مشاهده اثرات ویرانگر تغییرات آب و هوایی بر زادگاهش، به یک محیط‌زیست‌گرا تبدیل شد.

اجرا کردن

حفظ منابع طبیعی

Ex: The conservation of forests plays a key role in maintaining global biodiversity .
اجرا کردن

جنگل‌زدایی

Ex: The deforestation of mountain slopes increases the risk of landslides .

جنگل‌زدایی دامنه‌های کوهستانی خطر رانش زمین را افزایش می‌دهد.

eclipse [اسم]
اجرا کردن

کسوف/خسوف

Ex: The upcoming eclipse is expected to attract thousands of astronomers .
solar [صفت]
اجرا کردن

خورشیدی

Ex:

اخترشناسان باد خورشیدی را مطالعه می‌کنند، جریانی از ذرات باردار که توسط خورشید ساطع می‌شود.

lunar [صفت]
اجرا کردن

قمری

Ex: Lunar rocks brought back from Apollo missions provide valuable insights into the moon 's composition .
moonlight [اسم]
اجرا کردن

مهتاب

Ex: The garden was bathed in a gentle moonlight that made the flowers glow .

باغ در نور ملایم ماه غسل داده شده بود که گل‌ها را می‌درخشاند.

اجرا کردن

شفق قطبی

Ex: The best time to see the northern lights is during the long , dark nights of winter .

بهترین زمان برای دیدن شفق قطبی در شب‌های طولانی و تاریک زمستان است.

to float [فعل]
اجرا کردن

شناور بودن

Ex: The feather , caught by the breeze , began to float in the air .

پر، که توسط نسیم گرفته شده بود، شروع به شناور شدن در هوا کرد.

tide [اسم]
اجرا کردن

جزر و مد

Ex:

جزر و مد بالا می‌تواند مناطق ساحلی کم ارتفاع را غرقاب کند، منجر به آبگرفتگی موقت زمین شود.

steam [اسم]
اجرا کردن

بخار

Ex: The steam fogged up the bathroom mirror during her hot shower .

بخار آینه حمام را در هنگام دوش آب گرم او بخار گرفت.

sunlight [اسم]
اجرا کردن

آفتاب

Ex: The sunlight reflected off the ocean , creating a dazzling display of colors .

نور خورشید از اقیانوس منعکس شد و نمایشی خیره‌کننده از رنگ‌ها را ایجاد کرد.

dawn [اسم]
اجرا کردن

سحرگاه

Ex: The fishermen set out at dawn , hoping to catch the best fish before the sun fully rose .

ماهیگیران در سحر راه افتادند، امیدوار بودند که بهترین ماهی‌ها را قبل از طلوع کامل خورشید صید کنند.

eruption [اسم]
اجرا کردن

فوران آتشفشانی

Ex: Scientists closely monitored the volcano for signs of another eruption .

دانشمندان به دقت آتشفشان را برای نشانه‌های فوران دیگری زیر نظر گرفتند.

lava [اسم]
اجرا کردن

گدازه آتش‌فشانی

Ex: The island was formed by lava that had erupted and solidified over millions of years .

جزیره توسط گدازه‌ای تشکیل شد که طی میلیون‌ها سال فوران کرده و سخت شده بود.

landslide [اسم]
اجرا کردن

رانش زمین

Ex: The hikers narrowly escaped the landslide that swept through the valley .

کوهنوردان به سختی از ریزش کوه که دره را درنوردید جان سالم به در بردند.

ecology [اسم]
اجرا کردن

زیست‌بوم

Ex: The ecology of the coral reef is delicate and easily disrupted by pollution .
ecosystem [اسم]
اجرا کردن

بوم‌سازگان

Ex: Conservation efforts aim to protect and restore ecosystems to maintain ecological balance and sustainability .

تلاش‌های حفاظتی به منظور محافظت و بازسازی اکوسیستم‌ها برای حفظ تعادل اکولوژیکی و پایداری انجام می‌شود.

اجرا کردن

تجدیدناپذیر

Ex: The mining of nonrenewable minerals can lead to environmental degradation .

استخراج مواد معدنی غیرقابل تجدید می‌تواند منجر به تخریب محیط زیست شود.

اجرا کردن

برق‌آبی

Ex: The hydroelectric dam on the river supplies electricity to thousands of homes .

سد آبی بر روی رودخانه برق هزاران خانه را تأمین می‌کند.

turbine [اسم]
اجرا کردن

توربین

Ex:

توربین‌های هیدروالکتریک از جریان آب برای چرخاندن ژنراتور و تولید برق استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

انرژی جایگزین

Ex: Geothermal energy harnesses heat from the Earth 's core as an alternative energy source for heating and electricity .

انرژی زمین‌گرمایی از گرمای هسته زمین به عنوان یک انرژی جایگزین برای گرمایش و برق استفاده می‌کند.

fume [اسم]
اجرا کردن

گاز مضر

Ex:

دود رنگ آنقدر قوی بود که مجبور شدند اتاق را تهویه کنند.

to preserve [فعل]
اجرا کردن

حفظ کردن

Ex: Conservation efforts work to preserve natural ecosystems and biodiversity .

تلاش‌های حفاظتی برای حفظ اکوسیستم‌های طبیعی و تنوع زیستی کار می‌کنند.

slope [اسم]
اجرا کردن

سراشیبی

Ex: Rainwater flowed quickly down the slope , causing erosion along the hillside .
pitch-black [صفت]
اجرا کردن

تاریکی مطلق

Ex: The basement was pitch-black and eerie , causing a shiver to run down her spine .
sub-zero [صفت]
اجرا کردن

زیر صفر

Ex: The mountain climber faced sub-zero wind chills while ascending the peak .