آزاد و رها
به اصطلاحات انگلیسی مربوط به وابستگی شیرجه بزنید، مانند "دارای اختیار کامل" و "فراتر از قانون".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
آزاد و رها
اختیار تام
حامیان سیاستمدار استدلال کردند که رأی دادن به او مانند دادن یک چک سفید بود، زیرا آنها به توانایی او در تصمیمگیریهای درست اعتقاد داشتند.
اختیار کامل
مربی با دادن دست باز به بازیکنان برای طراحی برنامه بازی خود در زمین، به آنها قدرت داد.
آزادى عمل
مدیر پروژه به تیم اعتماد کرد و به آنها اختیار کامل داد تا پروژه را به هر شکلی که مناسب میبینند سازماندهی و اجرا کنند.
آزاد و مستقل بودن
کنترل و تسلط خود را از دست دادن
روی پاهای خود ایستادن
وابستگی خود را به دیگران قطع کردن
از پس خود بر آمدن
استقلال فکری داشتن
کسی که آیندهاش دست خودش است
به تنهایی
آزادی حرکت داشتن
کسی را راحت گذاشتن
بالاتر از قانون
شدیدا وابسته یا تحت کنترل کسی بودن
با تلاش و سختی