کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 9 - 9A

در اینجا واژگان از واحد 9 - 9A در کتاب درسی Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "بین سیاره‌ای"، "صعود"، "پرتاب شدن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیشرفته
shift [اسم]
اجرا کردن

تغییر مکان

Ex:
alien [اسم]
اجرا کردن

آدم فضایی

Ex: Scientists search for signs of aliens by exploring planets and moons in our solar system and looking for potentially habitable environments .

دانشمندان با کاوش در سیارات و ماه‌های منظومه شمسی ما و جستجوی محیط‌های بالقوه قابل سکونت، به دنبال نشانه‌هایی از بیگانگان هستند.

invasion [اسم]
اجرا کردن

اشغال (نظامی)

Ex: The soldiers faced harsh conditions as they advanced during the invasion .

سربازان در حالی که در طول حمله پیشروی می‌کردند با شرایط سخت مواجه شدند.

global [صفت]
اجرا کردن

جهانی

Ex: The United Nations works to address global challenges such as poverty , hunger , and human rights violations .

سازمان ملل متحد برای مقابله با چالش‌های جهانی مانند فقر، گرسنگی و نقض حقوق بشر کار می‌کند.

pandemic [اسم]
اجرا کردن

بیماری همه‌گیر

Ex: During pandemics , healthcare systems face an enormous strain from the surge in patients .

در طول همه‌گیری‌ها، سیستم‌های بهداشتی با فشار عظیمی از افزایش بیماران مواجه می‌شوند.

اجرا کردن

واقع در بین سیارات

Ex: Interplanetary travel requires navigating the vast distances between planets .

سفر بین‌سیاره‌ای مستلزم پیمودن فواصل گسترده بین سیارات است.

collision [اسم]
اجرا کردن

برخورد

Ex: The unexpected collision of two satellites sparked discussions about space debris management .

برخورد غیرمنتظره دو ماهواره بحث‌هایی درباره مدیریت زباله‌های فضایی به راه انداخت.

robot [اسم]
اجرا کردن

ربات

Ex: The new robot can navigate complex environments and complete tasks independently .

ربات جدید می‌تواند در محیط‌های پیچیده حرکت کند و وظایف را به صورت مستقل انجام دهد.

ascension [اسم]
اجرا کردن

اوج‌گیری

Ex: As he reached the summit , the ascension had become more difficult due to the thin air .

وقتی به قله رسید، صعود به دلیل هوای رقیق دشوارتر شده بود.

pole [اسم]
اجرا کردن

قطب

Ex:

ایستگاه‌های تحقیقات علمی در هر دو قطب، شمال و جنوب، برای مطالعه آب و هوا، حیات وحش و شرایط جوی تأسیس شده‌اند.

اجرا کردن

فعال (آتشفشان)

Ex: Some experts believe that supervolcanic events may be linked to mass extinctions in Earth ’s history .

برخی از کارشناسان معتقدند که رویدادهای ابرآتشفشانی ممکن است به انقراض‌های جمعی در تاریخ زمین مرتبط باشند.

eruption [اسم]
اجرا کردن

فوران آتشفشانی

Ex: Scientists closely monitored the volcano for signs of another eruption .

دانشمندان به دقت آتشفشان را برای نشانه‌های فوران دیگری زیر نظر گرفتند.

asteroid [اسم]
اجرا کردن

سیارک

Ex: NASA 's mission to study the asteroid Bennu aims to gather data that could help protect Earth from future asteroid impacts .

ماموریت ناسا برای مطالعه سیارک بنو با هدف جمع‌آوری داده‌هایی است که می‌تواند به محافظت از زمین در برابر برخوردهای آینده سیارک‌ها کمک کند.

impact [اسم]
اجرا کردن

تأثیر

Ex: The new law will have a wide-ranging impact on the industry .

قانون جدید تأثیر گسترده‌ای بر صنعت خواهد داشت.

nuclear [صفت]
اجرا کردن

هسته‌ای

Ex: The military keeps its nuclear arsenal under strict control to avoid misuse .

نظامی‌ها زرادخانه هسته‌ای خود را تحت کنترل شدید نگه می‌دارند تا از سوءاستفاده جلوگیری کنند.

holocaust [اسم]
اجرا کردن

ویرانی عظیم

Ex: The event was labeled a holocaust by many survivors due to the immense loss and suffering .

این رویداد توسط بسیاری از بازماندگان به دلیل تلفات و رنج فراوان، هولوکاست نامیده شد.

to unleash [فعل]
اجرا کردن

از خود (بروز دادن)

Ex: The heated argument unleashed years of built-up resentment between them .

بحث داغ آزاد کرد سال‌های خشم انباشته بین آن‌ها را.

اجرا کردن

بالقوه فاجعه‌آمیز

Ex: Her parents were concerned that her association with the wrong crowd spelled disaster for her future .
to detonate [فعل]
اجرا کردن

منفجر کردن

Ex: The demolition experts detonated the building , bringing it down in seconds .

متخصصان تخریب ساختمان را منفجر کردند و در عرض چند ثانیه آن را ویران کردند.

to hurtle [فعل]
اجرا کردن

شتابیدن

Ex: The speeding train hurtled along the tracks , its headlights piercing through the darkness .

قطار پرسرعت با سرعت حرکت می‌کرد روی ریل‌ها، چراغ‌هایش تاریکی را می‌درید.

اجرا کردن

از قدرت پایین کشیدن

Ex: The citizens are overthrowing the oppressive regime through peaceful protests .

شهروندان با اعتراضات مسالمت‌آمیز در حال سرنگونی رژیم سرکوبگر هستند.

to slam [فعل]
اجرا کردن

کوبیدن

Ex: In a fit of frustration , he slammed the malfunctioning phone on the desk .

در لحظه‌ای از ناامیدی، او تلفن خراب را روی میز کوبید.

to wreak [فعل]
اجرا کردن

باعث مصیبت شدن

Ex: The dam 's structural instability poses a serious risk and could wreak environmental disaster downstream .

ناپایداری ساختاری سد خطر جدی ایجاد می‌کند و می‌تواند موجب فاجعه زیست‌محیطی در پایین‌دست شود.

havoc [اسم]
اجرا کردن

ویرانی

Ex: The storm ’s havoc was felt across multiple regions , affecting thousands of people .

ویرانی طوفان در چندین منطقه احساس شد و هزاران نفر را تحت تأثیر قرار داد.

to wipe out [فعل]
اجرا کردن

پاک کردن

Ex: The campaign against drug abuse hopes to wipe out addiction from our society .

کمپین علیه سوء مصرف مواد مخدر امیدوار است اعتیاد را از جامعه ما ریشه‌کن کند.

اجرا کردن

کبوتر با کبوتر، باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز

Ex: The two companies partnered up , as birds of a feather flock together in the tech industry .
اجرا کردن

سعادت در جهالت است

Ex: When it comes to certain complicated matters , where ignorance is bliss , it is folly to be wise .
اجرا کردن

علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد

Ex: Forewarned is forearmed , so I made sure to bring an umbrella after hearing about the rain .
اجرا کردن

سیلی نقد به از حلوای نسیه

Ex: Sometimes , sticking with what you know is the safest bet after all , a bird in the hand is worth two in the bush .
اجرا کردن

آشپز که دوتا شد، آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک

Ex: It ’s important to have a clear leader ; too many cooks spoil the broth when everyone tries to lead .
اجرا کردن

علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد

Ex: Do n't ignore your health ; a stitch in time saves nine when it comes to avoiding illness .