کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 8 - 8E

در اینجا واژگان از واحد 8 - 8E در کتاب درسی Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "underexposed", "debug", "technophile"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیشرفته
to debug [فعل]
اجرا کردن

عیب‌زدایی کردن

Ex: He encountered a problem with the program 's functionality and immediately started debugging to resolve it .

او با مشکلی در عملکرد برنامه مواجه شد و بلافاصله شروع به دیباگ کردن برای رفع آن کرد.

to defrost [فعل]
اجرا کردن

یخ چیزی را آب کردن

Ex: Tomorrow , they will defrost the car windshield before driving .

فردا، آنها شیشه جلو ماشین را قبل از رانندگی یخ زدایی خواهند کرد.

to downsize [فعل]
اجرا کردن

تعدیل نیرو کردن

Ex: The nonprofit downsized to focus on its core programs .
to download [فعل]
اجرا کردن

دانلود کردن

Ex: The website allows users to download free music .

وب‌سایت به کاربران اجازه می‌دهد موسیقی رایگان دانلود کنند.

to overbook [فعل]
اجرا کردن

بیش از ظرفیت رزرو کردن

Ex:

آنها هتل را بیش از حد رزرو کردند و مجبور شدند به مهمانان ارتقا ارائه دهند.

اجرا کردن

جایگزین کردن

Ex: He wanted to overwrite the file with a more recent version of the report .

او می‌خواست فایل را با نسخه‌ای جدیدتر از گزارش بازنویسی کند.

undercover [صفت]
اجرا کردن

مخفی

Ex: He worked as an undercover investigator , posing as a regular customer to catch shoplifters .

او به عنوان یک محقق مخفی کار می‌کرد، با وانمود کردن به یک مشتری معمولی برای دستگیری دزدان فروشگاه.

اجرا کردن

تاریک و نامعلوم (عکس یا تصویر)

Ex: Despite being an underexposed artist , she continued to gain a small but loyal following .

علیرغم اینکه یک هنرمند کم‌شناخته بود، او همچنان توانست گروه کوچک اما وفاداری از دنبال‌کنندگان را به دست آورد.

to update [فعل]
اجرا کردن

به‌روزرسانی کردن

Ex: I updated my calendar with the latest meeting times and events .
to upgrade [فعل]
اجرا کردن

ارتقا دادن

Ex: The engineers are upgrading the power grid for better efficiency .

مهندسان در حال ارتقاء شبکه برق برای کارایی بهتر هستند.

cybercafe [اسم]
اجرا کردن

کافی‌نت

Ex: Many students use the cybercafe to study or complete assignments online .

بسیاری از دانش‌آموزان از کافی‌نت برای مطالعه یا تکمیل تکالیف آنلاین استفاده می‌کنند.

cyberspace [اسم]
اجرا کردن

فضای مجازی

Ex: Cyberspace presents both opportunities and challenges for businesses looking to expand their online presence .

فضای مجازی هم فرصت‌ها و هم چالش‌هایی را برای کسب‌وکارهایی که به دنبال گسترش حضور آنلاین خود هستند، ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

سازگار با محیط‌زیست

Ex: His home is built with eco-friendly materials to promote energy efficiency .
اجرا کردن

بوم وحشت افکنی

Ex:

اکوتروریسم بحثی را برانگیخته است که آیا فعالین محیط زیست افراطی خشونت را توجیه می‌کنند یا خیر.

monorail [اسم]
اجرا کردن

مونوریل

Ex: The monorail glided smoothly above the busy streets , allowing commuters to bypass the rush hour traffic below .

مونوریل به آرامی بر فراز خیابان‌های شلوغ حرکت کرد و به مسافران اجازه داد تا از ترافیک ساعت شلوغی در پایین اجتناب کنند.

monolingual [اسم]
اجرا کردن

فرد تک‌زبانه

Ex:

تک‌زبانه‌ها اغلب در تعامل در کشورهایی که چندین زبان صحبت می‌شود با مشکلاتی مواجه می‌شوند.

fat-free [صفت]
اجرا کردن

بدون چربی

Ex: She prefers fat-free salad dressings for a healthier alternative .

او ترجیح می‌دهد از سس‌های سالاد بدون چربی برای یک جایگزین سالم‌تر استفاده کند.

bulletproof [صفت]
اجرا کردن

ضد گلوله

Ex:

سرباز یک کلاه ضدگلوله پوشیده بود تا در برابر آتش دشمن محافظت کند.

اجرا کردن

آینده‌نگرانه

Ex: The company ’s future-proof business model has allowed it to thrive in changing markets .

مدل کسب و کار آینده‌نگر شرکت به آن اجازه داده است تا در بازارهای در حال تغییر رشد کند.

market-led [صفت]
اجرا کردن

بازار‌محور

Ex: The shift to a more market-led approach has led to increased efficiency in the industry .

تغییر به رویکردی بیشتر محور بازار منجر به افزایش کارایی در صنعت شده است.

اجرا کردن

روش یادگیریِ دانش‌آموزمحور

Ex: Through student-led learning , the class engaged in a collaborative research project on environmental issues .

از طریق یادگیری تحت رهبری دانش‌آموزان، کلاس در یک پروژه تحقیقاتی مشارکتی در مورد مسائل محیط زیستی شرکت کرد.

اجرا کردن

تناسب برای راندن در جاده

Ex:

صلاحیت جاده‌ای یک عامل کلیدی در جلوگیری از تصادفات جاده‌ای و تضمین ایمنی عمومی است.

اجرا کردن

قابل ستایش

Ex:

شجاعت قابل ستایش سرباز در نبرد با مدال افتخار شناخته شد.

class-based [صفت]
اجرا کردن

(نظام) طبقاتی

Ex: Some argue that a class-based society hinders social mobility and creates inequality .

برخی استدلال می‌کنند که یک جامعه طبقه‌بندی شده مانع تحرک اجتماعی شده و نابرابری ایجاد می‌کند.

اجرا کردن

آگاه به وضعیت سلامت و تغذیه

Ex: Health-conscious people are increasingly looking for plant-based alternatives to meat and dairy products .

افراد سلامت‌آگاه به طور فزاینده‌ای به دنبال جایگزین‌های گیاهی برای گوشت و محصولات لبنی هستند.

conscious [صفت]
اجرا کردن

هوشیار

Ex: The child became conscious after being given oxygen .

کودک پس از دریافت اکسیژن هوشیار شد.

اجرا کردن

کاربرپسند

Ex: He developed a user-friendly tool for analyzing data quickly .

او یک ابزار کاربرپسند برای تحلیل سریع داده‌ها توسعه داد.

Anglophile [اسم]
اجرا کردن

فردی که شیفته انگلستان و فرهنگ آن است

Ex: Being an Anglophile , he drinks his tea with milk and sugar , just as it 's done in England .

به عنوان یک انگلوفیل، او چای خود را با شیر و شکر می‌نوشد، درست همانطور که در انگلستان انجام می‌شود.

anglophobe [اسم]
اجرا کردن

فردی که از انگلستان و فرهنگ آن بیزار است

Ex:

انگلیسی‌ستیز در مخالفت با نفوذ فرهنگ بریتانیایی در سیاست جهانی صریح بود.

technophile [اسم]
اجرا کردن

فرد دوستدار فنآوری

Ex: At the tech conference , a group of technophiles gathered to discuss new innovations .

در کنفرانس فناوری، گروهی از تکنوفیل‌ها گرد هم آمدند تا در مورد نوآوری‌های جدید بحث کنند.

technophobe [اسم]
اجرا کردن

فرد تکنولوژی‌گریز

Ex: Technophobes sometimes find technology overwhelming and prefer traditional methods .

تکنوفوب‌ها گاهی فناوری را طاقت‌فرسا می‌یابند و روش‌های سنتی را ترجیح می‌دهند.