راه حل های پیشرفته "واحد 8 - 8F" واژگان

در اینجا واژگان از واحد 8 - 8F در کتاب درسی Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "خرس"، "شباهت"، "دلال"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیشرفته
to bear [فعل]
اجرا کردن

به دوش کشیدن

Ex: It 's important to bear the responsibility for your own actions and decisions .

مهم است که مسئولیت اعمال و تصمیمات خود را به دوش بکشید.

resemblance [اسم]
اجرا کردن

شباهت

Ex: He noticed a resemblance between the two pieces of music .

او متوجه شباهت بین دو قطعه موسیقی شد.

to call in [فعل]
اجرا کردن

فراخواندن (برای کمک یا مشورت)

Ex: The manager called in an expert to analyze the financial data .

مدیر یک متخصص را فراخواند تا داده‌های مالی را تحلیل کند.

police [اسم]
اجرا کردن

اداره پلیس

Ex: We followed the instructions given by the police during an emergency evacuation drill .

ما دستورالعمل‌های داده شده توسط پلیس را در طول یک تمرین تخلیه اضطراری دنبال کردیم.

to research [فعل]
اجرا کردن

پژوهش کردن

Ex: The professor is researching the impact of climate change on marine life .

پروفسور در حال تحقیق درباره تأثیر تغییرات آب و هوایی بر زندگی دریایی است.

article [اسم]
اجرا کردن

مقاله

Ex: The newspaper published an article about the local community event .

روزنامه یک مقاله درباره رویداد محلی جامعه منتشر کرد.

to broker [فعل]
اجرا کردن

واسطه‌ معاملات ملکی یا بازرگانی شدن

Ex: The lawyer was able to broker a settlement between the two disputing parties before going to court .

وکیل توانست قبل از رفتن به دادگاه بین دو طرف اختلاف میانجیگری کند.

deal [اسم]
اجرا کردن

قرارداد

Ex: After months of negotiations , they finally reached a deal on the terms of the merger .
to make [فعل]
اجرا کردن

درست کردن

Ex: The students will make a model of the solar system for the science fair .

دانش‌آموزان برای نمایشگاه علوم یک مدل از منظومه شمسی خواهند ساخت.

claim [اسم]
اجرا کردن

حق مسلم

Ex: The workers submitted a claim for unpaid wages .

کارگران یک ادعا برای دستمزدهای پرداخت نشده ارائه دادند.

to confirm [فعل]
اجرا کردن

تأیید کردن

Ex: The witness confirmed the defendant 's whereabouts with clear details .

شاهد با جزئیات واضح محل اقامت متهم را تأیید کرد.

story [اسم]
اجرا کردن

شرح اتفاقات

Ex: His story about overcoming adversity inspired many people .

داستان او درباره غلبه بر سختی‌ها الهام بخش بسیاری از مردم بود.

to remain [فعل]
اجرا کردن

ماندن

Ex: The mystery surrounding the disappearance of the artifact will remain unsolved .

معمای ناپدید شدن اثر باستانی باقی خواهد ماند حل نشده.

to restore [فعل]
اجرا کردن

مرمت کردن

Ex: After the fire , they worked tirelessly to restore the damaged house to its former glory .

پس از آتش‌سوزی، آنها بی‌وقفه کار کردند تا خانه آسیب‌دیده را به شکوه سابقش بازگردانند.

mystery [اسم]
اجرا کردن

راز

Ex: They uncovered clues that deepened the mystery instead of solving it .

آنها سرنخ‌هایی کشف کردند که به جای حل کردن، معما را عمیق‌تر کرد.

fortune [اسم]
اجرا کردن

پول کلان

Ex: The family used their fortune to invest in various philanthropic causes .

خانواده از ثروت خود برای سرمایه‌گذاری در زمینه‌های مختلف بشردوستانه استفاده کردند.

to reach [فعل]
اجرا کردن

رسیدن (به مقصد)

Ex: We finally reached our destination .

ما بالاخره به مقصدمان رسیدیم.

اجرا کردن

قیمت فروش

Ex: After some back and forth , they agreed on a lower asking price for the boat .

پس از چند بار رفت و آمد، آنها روی قیمت درخواستی پایین‌تری برای قایق به توافق رسیدند.