کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه - واحد 1 - 1C

در اینجا، واژگان از واحد 1 - 1C در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "journey"، "crossword"، "support" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه
to make [فعل]
اجرا کردن

درست کردن

Ex: The students will make a model of the solar system for the science fair .

دانش‌آموزان برای نمایشگاه علوم یک مدل از منظومه شمسی خواهند ساخت.

mistake [اسم]
اجرا کردن

اشتباه

Ex: Learning from past mistakes can help you avoid similar pitfalls in the future .
phone call [اسم]
اجرا کردن

تماس تلفنی

Ex: He was surprised by the phone call he got from an old colleague after many years .

او از تماس تلفنی که پس از سال‌ها از یک همکار قدیمی دریافت کرد، متعجب شد.

journey [اسم]
اجرا کردن

سفر

Ex: The family embarked on a road trip , making stops at various landmarks and attractions during their journey .

خانواده به یک سفر جاده‌ای رفتند و در طول سفر خود در نقاط دیدنی و جاذبه‌های مختلف توقف کردند.

excuse [اسم]
اجرا کردن

بهانه

Ex: They accepted her excuse for not attending the event , understanding that she had prior commitments .

آنها بهانه او را برای عدم حضور در رویداد پذیرفتند، با این درک که او تعهدات قبلی داشت.

mess [اسم]
اجرا کردن

مشکل

Ex: Leaving the negotiations unfinished created a diplomatic mess for the new administration to handle .

رها کردن مذاکرات ناتمام یک بههمریختگی دیپلماتیک برای دولت جدید ایجاد کرد.

to do [فعل]
اجرا کردن

انجام دادن

Ex:

با دست‌هایت چه کردی؟

homework [اسم]
اجرا کردن

تکلیف

Ex: They need to finish their English homework before the deadline .

آن‌ها باید تکالیف انگلیسی خود را قبل از مهلت تمام کنند.

exercise [اسم]
اجرا کردن

ورزش

Ex: We learned a new exercise in our English class today .

ما امروز یک تمرین جدید در کلاس انگلیسی‌مان یاد گرفتیم.

crossword [اسم]
اجرا کردن

جدول

Ex:

جدول کلمات متقاطع سرنخ‌های سختی داشت، اما توانستم آن را تمام کنم.

hair [اسم]
اجرا کردن

مو

Ex: I need a haircut because my hair is getting too long .

من نیاز به کوتاهی مو دارم چون موهایم خیلی بلند شده‌اند.

choice [اسم]
اجرا کردن

انتخاب

Ex: This coat is a great choice for cold weather .

این کت یک انتخاب عالی برای هوای سرد است.

friend [اسم]
اجرا کردن

دوست

Ex: Michael enjoys going out for coffee with his friends from work to catch up and unwind after a long day .

مایکل از بیرون رفتن برای قهوه با دوستانش از کار لذت می‌برد تا بعد از یک روز طولانی به روز شود و استراحت کند.

housework [اسم]
اجرا کردن

کار خانه (نظافت، آشپزی و غیره)

Ex: After a long week at work , she finds it satisfying to tackle the housework on the weekends .

پس از یک هفته طولانی کار، او انجام کارهای خانه در آخر هفته را رضایتبخش می‌یابد.

meal [اسم]
اجرا کردن

وعده غذایی

Ex: She planned a romantic candlelit meal for their anniversary .

او یک غذا رمانتیک با نور شمع برای سالگردشان برنامه‌ریزی کرد.

sport [اسم]
اجرا کردن

ورزش

Ex:

والیبال یک ورزش تیمی است که با توپ و تور بازی می‌شود، جایی که بازیکنان توپ را از روی تور می‌زنند تا امتیاز بگیرند.

اجرا کردن

نهایت تلاش خود را کردن

Ex: You ca n’t always succeed , but as long as you do your best , it ’s enough .
free time [اسم]
اجرا کردن

وقت آزاد

Ex: In their free time , the kids love exploring the park .

در اوقات فراغت، بچه‌ها عاشق کاوش در پارک هستند.

activity [اسم]
اجرا کردن

فعالیت

Ex: Reading books is an enjoyable activity that helps expand your knowledge .

خواندن کتاب‌ها یک فعالیت لذت‌بخش است که به گسترش دانش شما کمک می‌کند.

to bake [فعل]
اجرا کردن

پختن

Ex: The recipe calls for baking the potatoes until they are tender .

دستور پخت نیاز به پختن سیب‌زمینی‌ها تا زمانی که نرم شوند دارد.

cake [اسم]
اجرا کردن

کیک

Ex: She enjoyed a slice of strawberry cake with whipped cream frosting .

او از یک برش کیک توت فرنگی با رویه خامه زده شده لذت برد.

اجرا کردن

به منظور اطمینان بررسی کردن

Ex: The detective will check out the alibi to verify its legitimacy .

کارآگاه بررسی خواهد کرد که معذوریت معتبر است یا نه.

brand [اسم]
اجرا کردن

نشان تجاری

Ex: Coca-Cola's brand recognition is so strong that its logo is instantly recognizable across the globe .

برند کوکاکولا آنقدر قوی است که لوگوی آن در سراسر جهان به سرعت قابل تشخیص است.

to make [فعل]
اجرا کردن

درست کردن

Ex: The students will make a model of the solar system for the science fair .

دانش‌آموزان برای نمایشگاه علوم یک مدل از منظومه شمسی خواهند ساخت.

to do [فعل]
اجرا کردن

انجام دادن

Ex:

با دست‌هایت چه کردی؟

water sport [اسم]
اجرا کردن

ورزش‌ آبی

Ex: Water polo is a fast-paced water sport that combines swimming and ball skills .

واترپلو یک ورزش آبی سریع است که شنا و مهارت‌های توپ را ترکیب می‌کند.

to learn [فعل]
اجرا کردن

یاد گرفتن

Ex: I 'm eager to learn about different cultures .

من مشتاق یادگیری درباره فرهنگ‌های مختلف هستم.

language [اسم]
اجرا کردن

زبان

Ex: She takes language classes to enhance her communication skills .

او کلاس‌های زبان می‌رود تا مهارت‌های ارتباطی خود را بهبود بخشد.

to read [فعل]
اجرا کردن

خواندن

Ex: Can you read braille ?

آیا می‌توانید بریل بخوانید؟

novel [اسم]
اجرا کردن

رمان

Ex: The novel 's complex characters and intricate plot make it a compelling read .

شخصیت‌های پیچیده و طرح داستان پیچیده رمان آن را به یک خواندن جذاب تبدیل می‌کند.

to organize [فعل]
اجرا کردن

ترتیب دادن

Ex: We are organizing a surprise party for her birthday .

ما در حال برگزاری یک مهمانی غافلگیرانه برای تولد او هستیم.

party [اسم]
اجرا کردن

مهمانی

Ex: They decorated the house beautifully for the party .

آن‌ها خانه را برای مهمانی زیبا تزئین کردند.

to hang out [فعل]
اجرا کردن

با دیگران بیرون رفتن

Ex: They often hang out by the beach during the summer .

آنها اغلب در تابستان وقت می‌گذرانند در کنار ساحل.

friend [اسم]
اجرا کردن

دوست

Ex: Michael enjoys going out for coffee with his friends from work to catch up and unwind after a long day .

مایکل از بیرون رفتن برای قهوه با دوستانش از کار لذت می‌برد تا بعد از یک روز طولانی به روز شود و استراحت کند.

to play [فعل]
اجرا کردن

بازی کردن

Ex: Let 's play a game of charades instead .

بیایید به جای آن یک بازی بازی کنیم.

adventure [اسم]
اجرا کردن

ماجراجویی

Ex: The children 's book series follows the young protagonists on magical adventures in faraway lands .

مجموعه کتاب کودکان، شخصیت‌های جوان را در ماجراهای جادویی در سرزمین‌های دور دنبال می‌کند.

video game [اسم]
اجرا کردن

بازی ویدئویی

Ex: My brother spends hours playing video games on his console .

برادرم ساعت‌ها وقت صرف بازی بازی‌های ویدیویی روی کنسولش می‌کند.

to watch [فعل]
اجرا کردن

تماشا کردن

Ex: The circus act was impressive and entertaining to watch .

نمایش سیرک چشمگیر و سرگرم‌کننده برای تماشا بود.

DVD [اسم]
اجرا کردن

دی‌وی‌دی

Ex: The DVD includes bonus features like behind-the-scenes footage .

دی‌وی‌دی شامل ویژگی‌های اضافی مانند فیلم‌های پشت صحنه می‌شود.

to support [فعل]
اجرا کردن

حمایت کردن

Ex: Friends and colleagues organized a fundraiser to support him in paying for his medical bills .

دوستان و همکاران یک جمع‌آوری کمک‌های مالی ترتیب دادند تا در پرداخت صورتحساب‌های پزشکی او را حمایت کنند.

team [اسم]
اجرا کردن

تیم

Ex:

تیم نجات بی‌وقفه کار کرد تا به آسیب‌دیدگان از بلایای طبیعی کمک کند.

to use [فعل]
اجرا کردن

استفاده کردن

Ex: The sharp blade makes the knife easy to use for chopping vegetables .

تیغه تیز چاقو را برای خرد کردن سبزیجات آسان برای استفاده می‌کند.

اجرا کردن

شبکه‌سازی اجتماعی

Ex: Many professionals use social networking platforms to expand their career opportunities .

بسیاری از حرفه‌ای‌ها از پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی برای گسترش فرصت‌های شغلی خود استفاده می‌کنند.

jewelry [اسم]
اجرا کردن

جواهر

Ex: The artisan crafted unique and handmade jewelry using silver and gemstones .

صنعتگر با استفاده از نقره و سنگ‌های قیمتی جواهرات منحصر به فرد و دست‌ساز ساخت.